مركز ارتباط حضرت آیت الله العظمی سید علی حسينى سیستانی (مد ظله) در لندن، اروپا، شمال و جنوب امریکا است.
سالانه و در بیستم ماه صفر، بزرگترین گردهمایی ایمانی سالانه در جهان اسلام، یعنی
پیادهروی اربعین حسینی، برگزار میشود. میلیونها زائر از کشورهای مختلف با پای پیاده به سوی
کربلای معلی میآیند تا به حرم امام حسین (ع) — نوه پیامبر اعظم (ص) و احیاگر اسلام در عظیم
ترین نقطه عطف دینی و انسانی در طول تاریخ — عرض ادب کنند. این رویداد میلیونی معنوی،
اجتماعی و سیاسی علی رغم توجه به وسعت ابعاد روحی از نگاه رسانههای جهانی بازمانده؛
درحالیکه برنامههای هنری، ورزشی یا رویدادهای حاشیهای پوشش گستردهتری در نظر رسانه های
غربی و جهانی مییابند. علت این بیتوجهی چیست؟ میتوان به چند نکته اشاره کرد:
• اولاا، زیارت اربعین صرفاا یک راهپیمایی مذهبی خاموش نیست، بلکه نمادی از پیوند عمیق با
ارزشهای امام حسین (ع) و اصول مبارزه او با ظلم، فساد و استبداد است. این حرکت، در باطن، نفی
ستم و انحراف از اسلام اصیل محمدی است و دشمنان، از حکام ظالم تا دستگاههای جبار، از آن
استقبال نمیکنند، زیرا وجدان امت را بیدار و یادآور ظرفیتهای آزادیبخش مردم میشود. پس
طبیعی است رسانههای آنان برای سیاهنمایی این پیام یا دستکم، کمرنگ جلوهدادن آن تلاش کنند،چرا که میخواهند تصویری از اسلامی، مطیع و خاموش بسازند و به جهانیان نشان دهند، نه اسلامی
حسینی زنده و آکنده از عزت و کرامت. حسین (ع) نه بهدنبال قدرت و حکومت بود و نه عطش
سلطه داشت، بلکه برای سر دادن ندای «طلب اصلاح در امت جدم» قیام کرد؛ ندایی که هنوز دل
ستمگران را میلرزاند. چرا که یادآور قدرت آزادبخش قیام به ملت ها است به همین دلیل است که
خاموش کردن صدای قیام امام حسین (ع) سالانه به هدفی تازه تبدیل میشود؛ برای رسیدن به این
هدف سعی در بی اهمیت نشان دادن آن میکنند.
• ثانیا، غفلت فرهنگی و عقده روانی نسبت به تشیع، این همان چیزی است که فرهنگ غربی و برخی
فرهنگهای دیگر از آن رنج میبرند؛ یعنی ناآگاهی تقریباا کامل از اصول اندیشه شیعی یا مواجهه با
تحریفهای سازمانیافته، که باعث میشود با هر آنچه به امام حسین (ع) و زیارت او مربوط میشود،
با پیشداوری و احتیاط برخورد کنند.
علاوه بر این ناآگاهی، نوعی عقده پنهان نسبت به مذهب شیعه وجود دارد که در ذهنیت غربی، اغلب
بهطور ناعادلانه با افراطگرایی، خشونت یا فرقهگرایی پیوند خورده است؛ که نتیجهی تبلیغات
مغرضانه رسانهای یا رخدادهای پراکنده و ساختگی است.
در چنین فضایی طبیعی است که زیباترین جلوهای که تشیع ارائه میدهد، یعنی محبت به امام حسین
(ع) و پیادهروی به سوی او در یک حرکت خودجوش و مسالمتآمیز، که نمونههایی بینظیر از
همکاری، ایثار، فداکاری، بخشش و کرامت را به نمایش میگذارد، مورد توجه قرار نگیرد.
اگر این حرکت از یک پیشزمینه فرهنگی غربی یا شرقیِ دور از اسلام سرچشمه میگرفت، شاید
صدها متن، تحلیل فلسفی و مقالههای مفصل دربارهاش نوشته میشد؛ اما چون این حرکت با مکتب
شیعه پیوند دارد، از سوی برخی محافل رسانهای جهانی نادیده گرفته میشود.ثالثاا، کوتاهی داخلی و ضعف تبلیغ جهانی—که مسئولیت آن بر عهدهی ما پیروان مکتب اهل بیت
(ع) است—در معرفی این پدیده به جهانیان به شکلی شایسته، باعث شده که پیام اربعین (تا حد
زیادی) در چارچوب دینی و مردمی خود محدود بماند و از ابزارهای نوین برای معرفی آن بهدرستی
بهرهبرداری نشود؛ چه از طریق گزارشهای مستند تأثیرگذار، کمپینهای هدفمند، یا کنفرانسهای
پژوهشی که اندیشمندان و دانشگاهیان را از سراسر جهان جذب کند.
ما از بیش از دو سال پیش، خطاب خود را به برخی از مسئولان این حوزهها معطوف کردهایم و آنان
را به برگزاری یک کنفرانس جهانی با هدف معرفی این رویداد دعوت کردهایم؛ کنفرانسی که
رسانهها و نهادهای مرتبط را برای پوشش این واقعه فراخواند (و ما نیز آمادگی خود را برای تأمین
بخشی از هزینههای این پروژه اعلام کردهایم). این پیشنهاد با استقبال اولیه مواجه شد، اما پاسخ عملی
به آن ضعیف بود. با این حال، امیدواریم این مسیر ادامه یابد، چرا که با گنجینهای فرهنگی، معنوی و
انسانی بیپایان روبهرو هستیم که حق آن را آنگونه که باید، ادا نکردهایم.
میلیونها انسانی که به سوی کربلا گام برمیدارند، میتوانستند شگفتی جهانیان را برانگیزند، اگر این
حرکت با زبان انسانیت معرفی میشد، نه با زبان قومیگرایی؛ و شاید نیاز بود کسی آن را به زبان
وجدان جهانی ترجمه کند، نه به زبان سخنران و مداح.
رابعاا، جهان امروزی، بهویژه در ساختار رسانهای و فرهنگی خود، در مرحلهای خطرناک از وارونگی
ارزشهای اصیل قرار دارد؛ جایی که سطحینگری به مقام تقدس ارتقا یافته و مسائل بزرگ و مهم به
حاشیه رانده میشوند. ناظر رسانهای شاهد بزرگداشت پر سر و صدای مسابقات آواز، بازیهای
فوتبال و جشنهاست، در حالی که بزرگترین گردهمایی دینی قرن نادیده گرفته میشود، فقط به
این دلیل که با سبک زندگی مصرفگرایانهای که نظام غربی ترویج میکند، همخوانی ندارد یا در
خدمت آن نیست.زیارت اربعین، با پیامهایی چون ریاضت، زهد، ایثار و بازگشت به ارزشها، مستقیماا سبک زندگی
سرمایهداری مادیِ غالب را به چالش میکشد. به همین دلیل، این نظام رسانهای که ترجیح میدهد
تصویر انسان خودشیفته، مرفه و سرگرم را تبلیغ کند، از الگوی انسانی که با عشق به امامش سختی راه
را به جان میخرد و با عشق به خدا به دیگران خدمت میکند، استقبال نمیکند.
مسئولیت ما در حفظ اصالت زیارت اربعین در برابر این چالشها، بر دوش علما، اندیشمندان،
فرهیختگان، سخنرانان، مداحان و عموم زائران است؛ مسئولیتی سنگین در پاسداشت اصالت و
قداست این شعیره مقدس. این مسئولیت از طریق مواردی همچون:
• نوسازی گفتمان مرتبط با زیارت؛ بهگونهای که این گفتمان با اصول و مبانی نهضت حسینی پیوند
بخورد و بر جنبههای اصلاحی و اعتقادی آن تمرکز شود، نه اینکه صرفاا به احساسات موسمی بسنده
گردد.
• تأکید بر بُعد جهانی زیارت؛ اینکه زیارت اربعین مختص به هیچ طایفه، مذهب یا دینی نیست، بلکه
پیامی انسانی و فراگیر دارد که میتواند وجدان هر انسان آزادهای در جهان را تحت تأثیر قرار دهد،
اگر بهگونهای شایسته و مناسب معرفی شود.
• مشارکت آگاهانه در زیارت از طریق پایبندی به رفتار نیکو، رعایت قوانین، حفظ نظافت، انضباط و
برخورد اخلاقی با دیگران؛ تا زیارت جلوهای عملی از اسلام محمدی باشد، همانگونه که در
توصیههای مرجعیت عالی به زائران امام حسین (ع) آمده است.
• تولید محتوای رسانهای فاخر که عمق زیارت، تاریخ و اهداف آن را به تصویر بکشد و با شیوههایی
مناسب، مخاطبان جوامع مختلف را به این رخداد عظیم جلب کند. بیتردید، توانمندترین نهادها دراین زمینه، آستانهای حسینی و عباسی هستند؛ چرا که از امکانات مالی، رسانهای و نیروهای
متخصص برخوردارند و میتوانند این واقعه را در زمان و قالبی مناسب ارائه دهند.
در پایان سخن باید گفت که زیارت اربعین صرفاا یک حرکت مردمی نیست، بلکه تصویری نو و
پروژهای تربیتی و معنوی بلندمدت است؛ پیامی باز به سوی بشریت که (حق) هرگز نمیمیرد، بلکه
پیروز میشود. از اینرو، تمام تلاشها برای تحریف و تخریب، هرچند ابزارهایشان گوناگون باشد،
نمیتوانند نور حسین (ع) را خاموش کنند. اما این واقعیت ما را موظف میسازد که آگاهتر، وفادارتر
و مسئولتر باشیم تا از تهی شدن این حرکت از محتوای اصیلش جلوگیری کنیم.
امام صادق (ع) در وصف زائر فرمودند: «من زار الحسین عارفاا بحقه، کمن زار الله فی عرشه»، »
کسی که حسین (ع) را با شناخت از حقش زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرش زیارت
کرده است.« آیا رواست که چنین فضیلتی را در معرض فراموشی یا تحریف قرار دهیم؟ یا باید
همگی برخیزیم و این نعمت الهی را آنگونه که خداوند، پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) خواستهاند، به
جهانیان منتقل کنیم؟
از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که زیارت زائران را پذیرا باشد، آنان را سالم و سرافراز به
وطنهایشان بازگرداند و توفیق رساندن پیام والای حسین (ع) را به ایشان عطا فرماید.
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ » » و بگو: عمل کنید که خداوند، پیامبر و مؤمنان
عمل شما را خواهند دید« .