فقه براى غرب نشينان

تقليد

تقليد عبارت است از عمل کردن برابر فتواى يک فقيه جامع الشرايط هر چند که هنگام عمل، استناد به فتواى او نداشته باشد. پس اگر مطابق انچه به نظر رسيده عمل کند و انچه را که لازم بوده ترک کند، رها نمايد بدون بررسى، تقليد تحقق داشته است. گويا او فتواى مجتهد را همانند قلاده اى بر گردن آويخته و مسئوليت حکم را در برابر خدا به عهده او گذارده است.

و از جمله شرايط يک مرجع تقليد آن است که او داناترين مردم زمان خود بوده و در استنباط احکام شرعى از منابع اسلامى، تواناترين باشد.

مسئله 24 : مکلفى که خود نمى تواند احکام شرعى را استنباط کند واجب است از مجتهد اعلم و قادر به استنباط، تقليد نمايد. بنابر اين، عمل مکلف غير مجتهد بدون تقليد و بدون عمل به احتياط، باطل است.

مسئله 25 : مجتهد اعلم کسى است که در ميان چند مجتهد، در استخراج و فهم حکم شرعى توانا ترين باشد.

مسئله 26 : هر مکلفى مى تواند به يکى از سه راه، فتواى مرجع تقليد خود را به دست آورد:

الف ـ حکم و فتوا را از زبان خود مجتهد بشنود.

ب ـ از دو مرد عادل و يا يک شخص مورد وثوق که کلامش اطمينان آور است، بشنود.

ج ـ به رساله عمليه و هر آنچه در حکم رساله است با اعتماد به صحت و درستى آن، مراجعه کند.

مسئله 27 : در تعيين مجتهد اعلم بايد به اهل خبره رجوع شود و از کسانى بايد پرسيد که تخصص دارند و رجوع به ديگران جايز نيست.

مسئله 28 : هرگاه مجتهد اعلم در مورد يک مسئله فتوا نداشته باشد و يا مقلد نتواند آن را به دست آورد جايز است به هنگام نياز با مراعات قاعده الأعلم فالأعلم به مجتهد ديگر رجوع کند.

و اينک برخى استفتائات و پاسخ هاى آيت الله العظمى سيستانى دام ظله در مورد تقليد:

مسئله 29 : فقهاء، تقليد اعلم را واجب مى دانند و هنگامى که از برخى عالمان دينى در اين زمينه سؤال مى کنيم تا مجتهد اعلم را شناخته و تقليد نمائيم و راحت شويم به پاسخ قطعى و روشن نمى رسيم و اگر اصرار ورزيم در پاسخ ما مى گويند ما اهل خبره نيستيم و مطالبى از اين قبيل. و حتى بعضى از اهل خبره مى گفتند تعيين اعلم، محتاج بررسى کتب و آثار فقهاست و چنان کارى، طولانى، سخت و دشوار است. پس اگر تعيين اعلم در مراکز اسلامى و حوزه هاى دينى، اين اندازه سخت باشد در کشورهاى دور دست مانند آمريکا و کشورهاى اروپايى چگونه خواهد بود؟! ما پس از زحمت زياد جوانان پسر و دختر را در اين کشورها ارشاد کرده و با واجبات و محرمات آشنايشان مى کنيم و به التزام عملى وادارشان مى نمائيم تا به اين سؤال برسيم که از چه کسى تقليد کنيم در پاسخ اين سؤال مى رسيم که از چه کسى تقليد کنيم در پاسخ اين سؤال در مى مانيم آيا اين مشکل راه حلّى دارد؟

جواب : اگر برخى اهل خبره به هر سببى اظهار نظر نمى کنند و از تعيين اعلم خوددارى مى کنند، همه آنان چنين نيستند پس از طريق آنان مى توان مجتهد اعلم را شناخت و يا با ارتباط با حوزه ها و يا از رهگذر مبلغانى که به اروپا و امريکا اعزام مى شوند مى توان پرس و جو کرد و اعلم را شناخت پس تشخيص اعلم هر چند که آسان نيست ليکن آن قدر هم پيچيده نيست که راه حل نداشته باشد.

مسئله 30 : چگونه اهل خبره را بشناسيم تا از ايشان به تعيين اعلم برسيم ما که از حوزه هاى علمى و به طور کلى از مشرق زمين، دور هستيم آيا راه حلى آسان در اين زمينه وجود دارد؟

جواب : اهل خبره که اعلم را مى شناسند خود مجتهد و در دانش، به او نزديک هستند و سطح معلوماتشان طورى است که انان را که شبهه اعلميت دارند مى شناسند و مهمترين معيار شناخت اعلم سه چيز است:

اول: دانستن راه اثبات صدور روايت و در اين راه علم رجال و علم الحديث با شاخه هايى که دارند مثل کتابشناسى، شناخت حديث جعلى از غير آن با اطلاع از انگيزه هاى جعل و تحريف و نيز تشخيص نسخه هاى مختلف و تميز صحيح از صحيحتر و آنچه احيانا پيش آمده که حديث، با سخن خود راوى در آميخته است، مؤثرند.

دوم: فهم نصّ حديث با تشخيص قواعد عمومى به خصوص روش امامان (عليهم السلام) در بيان احکام و نيز علم اصول و دانشهاى ادبى و آشنايى با اقوال فقهاى معاصر از عامه در اين مورد دخالت کامل دارند.

سوم: استوارى و اعتدال فکر در برگرداندن فروغ بر اصول و راه شناخت سطح معلومات کسانى که در اطراف شبهه اعلميت قرار دارند و چنين شناختى با بحث و گفتگو با ايشان و رجوع به کتابها و يا تقريرات درسى ايشان ميسّر مى گردد.

و مکلفى که از اعلم جستجو مى کند اگر نتواند شخصا او را بشناسد مى تواند از طريق مردان دين و يا اشخاصى که به درايت آنان اطمينان دارد، اعلم را بشناسد. و دورى کشورها و شهرها در اين عصر ارتباطات، که انواع ابزار و وسايل آسان و سريع وجود دارد، مانع به حساب نمى آيد.

مسئله 31 : هر گاه آدمى به يک مجتهدى اطمينان خاطر پيدا کرد چنين چيزى در امر تقليد کافى است در صورتى که اهل خبره در تعيين اعلم اختلاف نظر هم دارند؟

جواب : اگر اهل خبره در تعيين اعلم اختلاف داشته باشد سخن کسى را بايد سنى که کفايت و خبرويّتى بيشتر دارد چنانکه در ديگر موارد اختلاف نظر بين اهل خبره، حکم همين است.

مسئله 32 : زمانى که اهل خبره در تعيين اعلم اختلاف دارند و يا تقليد از چند مجتهد را کافى مى دانند آيا در اين صورت مى توان در حکمى، از فتواى يک مجتهد و در حکمى ديگر از مجتهد ديگرى تقليد کرد تا وقتى که اعلم شناخته شود و از او تقليد به عمل آيد؟

جواب : در اين جا چند فرض است:

اول: برخى اهل خبره تقليد از يک مجتهد را کافى مى دانند چنين نظرى اثر شرعى ندارد.

دوم: اهل خبره به برابرى دو يا چند مجتهد در دانش و تقوى نظر مى دهند در اين صورت، مکلف مخيّر است در همه مسائل به فتواى هر يک از آنان عمل کند اما احتياط واجب آن است که در صورت امکان، جمع بين فتاوا کند مانند جمع ميان قصر و اتمام.

سوم: برخى اهل خبره يک مجتهد را اعلم مى شناسد و برخى ديگر مجتهدى ديگر را و در اين فرض دو حالت وجود دارد. حالت نخست اينکه مکلف مى داند يکى از اين دو مجتهد اعلم است اما او را به طور معين نمى شناسد، اين حالت به ندرت پيش مى آيد و حکم آن طولانى است، مراجعه به منهاج الصالحين شود. (1)

حالت دوم: مکلف اعلم بودن يکى از دو مجتهد را نمى داند

به اين معنى که احتمالا هر دو برابر باشند بنابر اين، فرض دوم پيش مى آيد که ياد کرديم به شرط آن که با تقواتر بودن ييکى نزد او ثابت نشود وگرنه تقليد او متعيّن خواهد بود.

مسئله 33 : هر گاه مسائل تازه اى پيش آيد که مکلف، فتواى مرجع تقليدش را در آن باره نمى داند آيا واجب است او به جستجو بپردازد و فتواى مرجع تقليد خود را به دست آورد و يا از نمايندگان او بپرسد؟ و در صورتى که چنين جستجو و پرسش مثل تماسى تلفنى پر هزينه باشد مى تواند فعلا به فتواى مجتهد ديگر عمل کند؟ تا نظر مرجع تقليدش را بفهمد آنگاه حکم عملهاى گذشته او که با فتواى مرجع تقليد او متفاوت بوده چه مى شود؟

جواب : لازم است فتواى مرجع تقليدش را هر چند با ارتباط تلفنى به دست آورد مگر آن که چنان کارى براى او ضرر و زيان فوق العاده اى داشته باشد و اگر به دست آوردن فتواى او از طريق معمولى ميّسر نباشد مى تواند به فتواى مجتهد ديگر عمل کند با مراعات "الاعلم فالاعلم" و فتواى مجتهد دوم براى او کافى است هر چند با فتواى مرجع تقليد اصلى متفاوت باشد.


1. مسئله نهم.