فقه براى غرب نشينان

مسائل متفرقه

شما خواننده گرامی در اين فصل برخی مسائل و استفتائات شرعی در امور مختلف حياتی را می خوانيد که در فصول گذشته کتاب، کمتر می گنجيد زيرا تناسبی با آن فصلها نداشت و به همين سبب آنها را در عنوان مسائل متفرقه آورديم.

مسئله 568 : مستحبّ است فرزندان خود را با نامهايی که بندگی خدا - عزّ و جلّ - را ياد می آورد، بناميم. هم چنانکه نامگذاری با نام محمّد (صلی الله عليه و آله) و نام های ديگر پيامبران و رسولان و نام علي، حسن، حسين، جعفر، طالب، حمزه، و فاطمه، استحباب دارد و نامگذاری با نام دشمنان اسلام و اهل بيت (عليهم السلام) کراهت دارد.

مسئله 569 : سر پرستی طفل، دختر باشد و يا پسر تا دو سال هجري، حق مشترک پدر و مادر است پس هيچ پدری در طول دو سال اوّل زندگی نمی تواند طفل را از مادرش جدا کند پس از دو سال حق سرپرستی متعلّق به پدر است و بنابر احتياط مستحبي، طفل تا هفت سالگی از مادر جدا نشود.

مسئله 570 : اگر پدر و مادر يک طفل با فسخ عقد و يا طلاق، از همديگر جدا شوند تا فرزندان آنان اعم از دختر و يا پسر دو ساله نشده اند، حق حضانت و سرپرستی مادر، تا شوهر نکرده باشد، ساقط نمی شود و پدر و مادر هر دو در حق سرپرستی مشترکند و به شکلی که به توافق برسند آن را اعمال می کنند.

مسئله 571 : اگر مادر طفل، پس از طلاق و جدايی از شوهر قبلي، شوهری ديگر اختيار کند حق سرپرستی او ساقط می شود و آن، به عهده پدر می باشد.

مسئله 572 : حق سرپرستی بر طفل، با بلوغ و رشد او پايان می يابد و پس از آن، هيچ کس حق سرپرستی او را ندارد و فرزند چه پسر باشد و يا دختر، مستقل است و مالک جان خود می باشد و پدر و مادر و هيچ کس مدعی حقّی بر او نيست پس او با هر کس بخواهد، پدر، مادر و يا شخص ثالث، می تواهند زندگی کند مگر آنکه جدايی او از پدر و مادر موجب اذيت و آزار آنان شود و به سبب محبت و دلسوزی که نسبت به وی دارند، رنجيده خاطر شوند که در اين صورت مخالفت آنان جايز نيست و اگر پدر و مادر در اين خصوص نيز اختلاف کنند مادر بر پدر مقدّم است.

مسئله 573 : اگر پدر، بميرد حق سرپرستی طفل به مادر می رسد تا او به سن بلوغ و رشد برسد و هيچ کس بر او مقدّم نيست.

مسئله 574 : اگر مادر، در زمانی که حق حضانت و سرپرستی طفل را داشته از دنيا برود، پدر به سرپرستی طفل ميپردازد.

مسئله 575 : سرپرستي، وظيفه پدر و مادر است و حق فرزند به حساب می آيد و اگر آنان از سرپرستی طفل سرباز زنند به قبول چنان مسئوليتی وادار می شوند.

مسله 576 : اگر طفلی پدر و مادر را يکجا از دست بدهد، حق سرپرستی او به جدّ پدری می رسد.

مسئله 577 : پدر، مادر و هر کسی که حق سرپرستی طفل را دارد ميتواند آن را به شخص ديگر که مورد اطمينان است، واگذارد تا او به وظايف و مسئوليت های شرعي، قيام کند.

مسئله 578 : کسی که سرپرستی طفلی را به عهده می گيرد اعم از پدر، مادر و يا شخص ثالث، بايد مسلمان، عاقل و امين بر سلامت طفل باشد پس اگر پدر، کافر و مادر مسلمان و طفل محکوم به اسلام بود، حق سرپرستی به مادر اختصاص پيدا می کند و به عکس، اگر مادر کافر باشد و پدر مسلمان، آن حق، از آن پدر می شود.

مسئله 579 : بر پسر واجب است که هزينه زندگی پدر و مادرش را بپردازد.

مسئله 580 : بر پدر واجب است که هزينه زندگی فرزند خود را پسر باشد و يا دختر بپردازد.

مسئله 581 : در وجوب انفاق بر رحم و خويشاوند نزديک، فقر و ناداری شرط است به اين معنا که او نيازمندی های زندگی را فعلاً نداشته باشد مثل خورد و خوراک، جامه، مسکن، رختخواب، لحاف و امثال آنها.

مسئله 582 : نفقه واجب شرعي، اندازه معينی ندارد بلکه مقدار واجب آن است که زندگی او در زمينه های خودر و خوارک، لباس، مسکن، و ديگر نيازمندی ها برابر شئون او و به تناسب زمان و مکان، فراهم باشد.

مسئله 583 : کسی که نفقه و هزينه زندگی او بر عهده ديگری واجب است، اگر او از پرداخت آن، خودداری کند، صاحب حق می تواند او را به پرداخت آن حق، وادارد ودعوی را نزد حاکم و زمامدار وقت ببرد هر چند که او حاکم جائز باشد و اگر از آن طريق به حق خود نرسيد هر گاه، مالی نزد او بود می تواند به اذن حاکم شرع و به اندازه نياز خود از آن، برداشت کند واگر آن هم ميسر نگرديد به اجازه حاکم، از سوی آن شخص که نفقه بر او واجب است، وام می گيرد آنگاه ذمّه او به آن وام مشغول می شود و او بايد آن را بپردازد و هر گاه مراجعه به حاکم به طور کلی ممکن نبود به برخی مومنان عادل ودادگر مراجعه می کند تا او برايش قرض کند و آن شخص مسئول که از پرداختن نفقه خودداری کرده است، بايد وام را بپردازد.

مسئله 584 : اگر حفظ دين حنيف و احکام مقدسه آن و صيانت نواميس مسلمين و نگهبانی بلاد اسلامی موقوف بر اين باشد که شخص و يا اشخاصی از دارايی خود، خرج کنند، چنان خرج و انفاقی واجب می شود و او نمی تواند از کسي، عوض بطلبد.

و اينک برخی استفتائات و پاسخ های آيت الله العظمی سيستانی دام ظلّه:

مسئله 585 : صورتگری و يا صحنه سازی از زندگانی محمد (صلی الله عليه و آله) و يا ديگر پيامبران گذشته و يا معصومين (عليهم السلام) و يا هر راز و رمز مقدس تاريخی و نشان دادن آنها بر پرده سينما و يا صفحه تلويزيون و يا تئاتر و غيره جايز است؟

جواب : اگر اصل حرمت و بزرگداشت آنان رعايت شود و شخصيت مقدّس آنان را در اذهان مردم خدشه دار نکند مانعی ندارد.

مسئله 586 : آيا قرآن، دعاها و ذکرهای ويژه محافظت، روزی و يا عافيت و سلامت را می توان به کافران هديه داد؟

جواب : اگر جانب احترام رعايت شود و آنها در معرض بی حرمتی قرار نگيرند، مانعی ندارد.

مسئله 587 : بر روی برخی ورقه های کاغذ نامهای جلاله، اسامی معصومين (عليهم السلام) و يا برخی آيه های قرآنی نوشته شده است و ما نمی توانيم آنها را به دريا و رودخانه بريزيم آنها را چه کنيم؟ با علم به اين که نمی دانيم با کيسه های زباله چه می شود و آنها را کجا می ريزند؟

جواب : ريختن آنها در کيسه های زباله جايز نيست که بی احترامی به حساب می آيد امّا می توان نوشته ها را هر چند با مواد شيميايي، از بين برد و يا در جايی پاک دفن کرد و يا بسيار خرد کرد مانند خاک.

مسئله 588 : آيا استخاره به طريقی که امروزه در ميان ما متداول است، شرعاً وارد و پسنديده است؟ و آيا تکرار آن ضرری دارد اگر با تصدّق همراه شود تا با خواسته استخاره کننده، برابر گردد؟

جواب : استخاره به هنگام حيرت و تساوی احتمالات و رجحان نداشتن يک احتمال، به قصد رجاء انجام می شود آن هم پس از فکر و مشورت، اما تکرار آن به سبب حيرت، صحيح نيست مگر در صورت تغيير موضوع و دادن صدقه به مقدار از مال.

مسئله 589 : حدود مبلغی که به وکلای خود اجازه می دهيد از وجوه شرعي، به مصرف برسانند چقدر است؟

جواب : آنچه در اجازه های ما آمده است يک سوّم و يا نصف است که مجاز به مصرف آن می باشند و معنای جمله آن نيست که آن سهم مذکور، به مجاز اختصاص دارد بلکه آن در مصارف مقرّره بايد هزينه شود که گاهی خود او مورد آن مصرف نيست مثل اين که شخص مجاز، علوی است و زکات اشخاص غير علوی را گرفته است. و در پرتو اين بيان، اگر شخص مجاز ، بين خود و خدا خويشتن را مورد مصرف آن سهم ديد و مطابق ضوابط شرعی ، عمل کرد مثل اينکه او فقير به معنای شرعی کلمه است و يا او از مصارف زکات يا سهم سادات و يا رد مظالم باشد می تواند به اندازه احتياج و در شأن خود برداشت و هزينه کند نه زيادتر .م به اين ترتيب اگر او خدمت شرعی کرده و در اعلای کلمه دين کوشيده است به تناسب عمکلکرد و خدمت دينی اش استحقاق دريافت سهم امام (ع) را دارد . اما اگر او استحقاق وجهی را که دريافت کرده است نداشته باشد فقط می تواند سهم تعيين شده در اجازه نامه را در موارد مقرره شرعی به مصرف برساند .

مسئله 590 : اگر اطمينان انسان نسبت به نماينده يک مرجع تقليد به سبب خطاهايی که در مصرف وجوه شرعی به او منسوب می دارند متزلزل شود .

اولاً جايز ايستن چنان چيزی را با مردم در ميان گذاشت و در آن باره صحبت کرد ؟ در حال که صحت آن نسبت ها معلوم نيست و اگر صحت و درستی آنها به دست آمد چطور ؟

و ثانياً تا اطمينان به صحت آن نسبت ها حاصل نشده می توان وجوه شرعی را به او داد ؟

جواب : درباره قسمت اول سؤال بايد گفت : در هر دو صورت ، جايز نيست و در صورت دوم يعين احراز صحّت نسبتها ، او می تواند به طور مستقيم ، آن هم با پنهان کاری تمام مرجع تقليد را در جريان بگذارد تا او را به نماينده ای بدهد که پاکی و صحت عمل او برابر اجازه نامه محرز است يعنی او مقداری را در مصارف مقرر در اجازه نامه هزينه می کند و باقيمانده را به مرجع تقليد می رساند .

مسئله 591 : آيا بدون اجازه مرجع تقليد ، می توان مقداری از سهم امام را برای مصرفی که امام (ع) بدان خشنود است ، هزينه کرد ؟

جواب : چنان کاری ، جايز نيست و احراز رضای امام (ع) در زمينه مصرف سهم او بدون اجازه گرفتن از مرجع تقليد اعلم با احتمال دخالت اذن او در رضای امام ، ممکن نمی باشد .

مسئله 592 : آيا سهم امام (ع) را می توان در بنيادهای خيريه خرج کرد در حالی که دهها هزار از مسلمانان به پاره ای نان و يک دست لباس برای پوشاندن اندام خود محتاجند ؟

جواب : در مصرف سهم امام (ع) بايد الاهمّ فالاهمّ را مراعات کرد و تشخيص آن بنابر احتياط موکول به تشخيص فقيه اعلم است که از جهات عمومی ، مطلع می باشد .

مسئله 593 : گاهی دانه ای برنج به هنگام شستشوی ظروف در راه فاضلاب می ريزد آيا چنين کاری جايز است و ياذ اجتناب از آن ، کم باشد و يا زياد ، واجب می باشد با علم به اينکه اجتناب از چنين عملی بسيار دشوار است ؟

جواب : اگر مقدار برنج تضييع شده به اندازه ای است که می توان حتّی حيوانی را با آن تغذيه کرد چنان عملی جايز نيست امّا اگر بسيار اندک و يا کثيف باشد ، ريختن آنها در آشغال دانی هرگاه اهانت و بی حرمتی به نعمت های الهی نباشد ، اشکال ندارد .

مسئله 594 : آيا شاعری می تواند مجلس شعر خوانی (شب شعر) برای خود ترتيب دهد در حالی که او می داند در چنان مجلسی بانوانی برای شنيدن اشعار او بی حجاب و نيمه برهنه حضور خواهند يافت ؟

جواب : اين کار در حد ذات خود مانعی ندارد اما بر آن شاعر لازم است که امر به معروف و نهی از منکر کند هرگاه شرابيط چنان تکليفی فراهم باشد .

مسئله 595 : در مدرسه ها از دانش آموزان می خواهند که انسان و حيوان را رسم و نقاشی کنند طوری که دانش آموز نمی تواتند مخالفت کند آيا چنين کاری جايز است و اگر موضوع ، مجسمه سازی و پيکر تراشی باشد چه طور است ؟

جواب : صورتگری و نقاشی به طوری مطلق جايز است ، و بنابر احتياط واجب ، مجسمه سازی و پيکر تراشی در زمينه موجودات جاندار ، ترک شود و تکليف دبساتانی در مورد عملی که به احتياط واجب بايد ترک شود ، مجوّز محسوب نمی گردد ، مگر آنکه ضورت ايجاب کند مثل اين که ارگ چنان نکند او را از مدرسه بيرون می کنند و آن برای او کار پرزحمتی است که معومولاً نمی توان تحمل کرد .

مسئله 596 : آيا خريد مجسمه آدمی و برهنه اعم از مجسمه زن و يا مرد جايز است ؟ و خريد مجسمه و تنديس حيوانات که برای زينت می تراشند چه طور است ؟

جواب : دومی بی اشکال است اما اولی اگر ترويج فساد باشد ، جايز نيست .

مسئله 597 : کف و يا فال فنجان بين ، پيشگويی هايی می کند و می گويد که برای شخص در حال و آينده چه پيش خواهد آمد ؟ آيا چنين کاری جايز است به ويژه اگر صاحب فنجان به آنچه گفته می شود ترتيب اثر بدهد ؟

جواب : چنان پيشگويی هايی اعتبار ندارد و او هم نبايد به طور جزم و يقين ، سخنی بگويد هم چنانکه ديگران هم در مواردی که وجود حجّت شرعی و عقلی لازم است ، نبايد بر آن پيشگويی ها ، اثبر بار کنند .

مسئله 598 : خوبا مغناطيسی و احضار ارواح جايز است ؟

جواب : هر آنچه به انسانی که نبايد به او صدمه زد ضرر و آسيب می رساند ، حرام است و جايز نمی باشد .

مسئله 599 : آيا تسخير جنّ برای حل مشکل مردمان مؤمن ، جايز است ؟

جواب : حکم اين سؤال همانند حکم سؤال پيشين است .

مسئله 600 : راه انداختن جنگ خروس و يا گاو بازی در صورتی که موافقت صاحجبان و مالکان آنها به دست آمده است جايز است ؟

جواب : اگر تضييع مال محسوب نشود ، مکروه است .

مسئله 601 : حرجی که موجب رفع حرمت می شود چيست و اندازه آن چقدر است ؟ و آيا گرانی قيمت با وجود قدرت بر تهيه ، هر چند با زحمت و قرض ، موضوع حرام را حرجی می کند و آن را شرعاً جايز می سازد ؟

جواب : حالات متفاوت است و معيار ، زحمت فوق العاده است که معمولاً نمی توان آن را تحمّل کرد .

مسئله 602 : وزن يک ينخود با معيار مثقال و يا گرم که در سنجش طلا در زمان ما به کار می رود چقدر است ؟

جواب : يک نخود يک جزء از بيست و چهار جزء از مثقال صيرفی است ومقدارآن معلوم می باشد .