فقه براى غرب نشينان

مسائل پزشكى

نظر به پيشرفت علم و تکنولوژی در کشورهای غربی وآمريکايی ، بيشتر مسلمانان بای ديدن دوره نخصص های پزشکی به ان کشور ها وارد می شوند هم چنانکه مسلمانان ساکن در آن کشورها همانند ديگر شهروندان،آنجا که سلامتيشان ايجاب کند نيازمند معالجه و مراجعه به مراکز پزشکی می شوند وبه همين سبب،نيکوست که ما برخی احکام شرعی را توضيح دهيم.

مسئله 351 : تشريح اندام مسلمان به قصد آموزش و ديگر اغراض،جايز نيست اما اگر حيات يک مسلمان هر چند در آينده به آن عمل،موقوف باشد، چنان کاری ،جايز می شود.

مسئله 352 : جايز است عضوی از اعضای يک حيوان و حتی سگ و خوک را به بدن انسان پيوند بزنند و برآن عضوپيوندی

آثار و احکام بدن خود انسان مترتب است يعنی : آن، پاک است و نماز با آن جايز می باشد.بعد از آن که حيات در آن عضو حلول کرده باشد،و عضو بدن انسان به حساب آيد.

مسئله 353 : هيچ پزشکی نمی تواند دستگاهی را که برای ادامه حيات يک مريض مسلمان کار گذاشته شده و ضربان قلب او را راه انداخته است هر چند که حيات گياهی بوده و اگر چه مغز از کار افتاده باشد بکشد و از کار بيندازد زيرا جان مسلمان احترام دارد.

همچنين هيچ پزشکی نبايد به تقاضا و در خواست مريض و يا خويشاوندان او از کمک و معالجه مريض مسلمان خودداری کند واگر پزشکی آن دستگاه را راه بيندازد و مريض بميرد،آن پزشک قاتل شناخته می شود.

مسئله 354 : شايسته نيست دانشجوی پزشکی ،به هنگام آموزش به آلت تناسلی کسی نگاه کند مگر زمانی که با نگاه او، ضرر و آسيبی بزرگ از مسلمانی هر چند در آينده،برطرف می شود.

مسئله 355 : واجب نيست مسلمان قبل از خوردن دوا جستجو کند که آيا آن دوا مشتمل بر مواد حرام هست يا نه هرچند که چنان تفحصی سهل و آسان باشد.

و اينک برخی استفتائهای ويژه اين فصل و پاسخ های حضرت آيت الله العظمی سيستانی دام الظله.

مسئله 356 : معروف است که مواد مخدر به استعمال کننده آن و يا به طور کلی بر جامعه ضرر و زيان قابل توجه دارد اعم از اعتياد دايم يا جز آن. و لذا پزشکان و خانه های بهداشت يک صدا به آن حمله می کنند و قوانين اجتماعی و کشوری هم با عا ملهای آن به مبارزه بر می خيزند،نظر شريف شما در آن باره چيست؟

جواب : استعمال مواد مخدر که دارای ضرر و زيان قابل توجهی است اعم از آنکه ضرر از ناحيه اعتياد دائم باشد و يا جز آن حرام است. بلکه احتياط واجب، آن است که به طور کلی از آنها پزهيز شود مگر در هنگام ضرورت های پزشکی وامثال آن، پس به همان اندازه ضروری تجويز می شود و خدا داناست.

مسئله 357 : توصيه های پزشکی می گويد سگار کشيدن عامل اصلی بيماری های قلبی و سرطان است و گاهی هم سبب کوتاهی عمر می شود پس حکم سيگار کشيدن بالنسبه به اشخاص ذيل چيست؟

1 : کسی که تازه شروع کرده است.

2 : به سيگار کشيدن معتاد شده است.

3 : در کنار کسی نشسته ايم که او سيگار می کشد و پزشکان می گويند آن کس که در کنار شخص سيگاری می نشيند ضرری قابل توجٌه،به او می رسد.

جواب :

1 : کشيدن سيگار اگر موجب ضرر و زيان می شود هر چند در آينده واعم از اينکه آن ضرر معلوم باشد ويا گمان ضرر وجود داشته باشد طوری عقلا بر سلامت شخص بيمناک باشند، حرام است.و اما اگر ايمن از ضرر و زيان شديد باشد هر چند بدين جهت که کمتر می کشد، مانعی ندارد.

2 : اگر ادامه کشيدن سيگار ضرر شديدی می آورد بايد دست برداردمگر آنکه ترک سيگار موجب ضرر ديگری شود مثل ضرر حاصل از سيگار کشيدن و يا سخت تر از آن و يا اينکه ترک سيگار برای او حرجی باشد طوری که عادتاً تحمٌل ناپذير است.

3 : چنين شخصی همانند شخص مبتدی است،و جواب بخش اول شامل حال او هم می شود.

مسئله 358 : به عقيده بعضی ،مرگ مغز برابر با مرگ انسان است،هر چند که نبض او بزند اما پس از مدتی نبض هم می ايستد ـ آنگونه که پزشکان می گويند ـ آيا چنان انسانی مرده حساب می شود و يا بايد نبض از حرکت باز ايستد؟

جواب : در صدق عنوان ((مرده)) که موضوع عده ای از احکام شرعی است،نظر عرف شرط است که او را مرده نامند و در فرض سؤال چنين نيست.

مسئله 359 : کار طبابت ايجاب می کند که پزشکان بعضی خانمهای بيمار را با دقت معاينه کنند و چون در کشورهای اروپايی در آوردن لباسهای رويی به هنگام معاينه،معمولی است آيا پرداختن به شغل پزشکی در آنجاها و به اين صورت جايز است؟

جواب : با اجنتاب از نگاه کردن و دست زدن که حرام می باشند جايز است،مگر به مقداری که تشخيص بيماری به آن بستگی دارد.

مسئله 360 : گاهی پزشک معالج، لازم می بيند که بخشی از بدن زن نامحرم را باز کند و احياناً ممکن است آنجا،از جاهای حساس باشد جز آلت تناسلی آيا باز کردن بدن نامحرم به هنگام معاينه و يامعالجه جايز است؟

اولاً: با وجود پزشک زن هر چند با پرداخت ويزيت گران؟

ثانياً: بيماری چندان مهم نيست ولی به هرحال او مريض شده و به پزشک مراجعه کرده است.

ثالثاً: اگر پزشک بخواهد به آلت تناسلی نگاه کند حکم آن چيست؟

جواب :

1 : با وجود پزشک زن،مراجعه به پزشک مرد جايز نيست مگر آنکه حق ويزيت آنقدر زياد باشد که او از عهده پرداخت آن نتواند بيرون آيد.

2 : و اگر در آن صورت ترک معالجه به ضرر و زيان افتد و يا به رنجی گرفتار شود که تحمل پذير نيست،جايز است.

3 : به هر تقدير بايد به اندازه ضرورت و ناچاری اکتفا شود و اگر معالجه بدون نگاه مستقيم ميسر باشد مانند نگاه در صفحه تلوزيون و يا در آينه،احتياط ترک نشود.

مسئله 361 : در دانش ژنتيک برخی دانشمندان مدعی اند که می توانندنوع انسان را به واسطه تغيير ژنها و تأثير بر آنها،زيباتر کنند. اولاً: زشتی صورت را برطرف می کنندو ثانياً به جای آن،زيبايی قرارمی دهند و ثالثاً: هر دو کار را انجام می دهند. آيا دانشمندان حق چنين کاری را دارند و آيامسلمان حق دارد ابه پزشک اجازه دهد که ژن های ارثی را،زيبا سازد؟

جواب : اگر مشکل جانبی نداشته باشد چنان عملی در حد ذات خود بلامانع است.

مسئله 362 : برخی شرکت های غربی ، دواهايی را قبل از آنکه رسماً به بازار آيد تجربه می کنند.

آيا يک پزشک می تواند چنان دوايی را به وسيله مريض خود بيازمايد بدون اينکه مريض بداند بخصوص اگر پزشک گمان دارد که پيش از حصول نتيجه نهايی برای آن شرکت دربرای مريض مفيد خواهد افتاد؟

جواب : بايد بيمار را مطلع ساخت و موافقت اورا در تجربه دوا به دست آورد مگر آنکه پزشک مطمئن باشد که آن دوا بر مريض،اثر جانبی ندارد و همين اندازه که فقط در مفيد بودن آن شک دارد.

مسئله 363 : برخی اداره ها (پزشکی قانونی ) در مواردی می خواهند جنازه ای را برای فهم علت مرگ و يا قتل،تشريح کنند آيا چنين اجازه ای هست يانه و چه موقعی جايز نمی باشد؟

جواب : ولی ّ ميّت،نمی تواند به تشريح جنازه مرده ای برای مقصد ياد شده،اجازه دهد. ودر صورت امکان،بايد از آن جلو گيری به عمل آورد. مسئله364 : هديه کردن کليه مثلاً از آدمی زنده برای زنده ديگر و يا با وصيت مرده ای برای زنده اعم از مسلمان برای کافر ويا به عکس،جايز است؟و آيا فرقی ميان اعضاء هديه شده وجود دارد؟

جواب :بخشيدن عضوی از شخص زنده برای زنده ديگر و پيوند آن به بدن ديگری اگر او را با خطر جدی روبر رو نکند مانعی ندارد مانندآنکه شخصی که کليه ديگرش سالم است و کار می کند کليه دومش را به بيمار کليوی اهدا کند. وهمچنين بريدن عضوی از اندام مرده با وصيت او و پيوند دادن آن به شخص ديگر هر گاه ميّت،مسلمان و يا در حکم مسلمان نباشد باز مانعی ندارد.زيرا نجات يک انسان مسلمان موقوف به آن است، و اما در غير اين دوصورت در نفوذ وصيٌت و در صحت آن و در جواز قطع عضوی از وی ، اشکال هست اما به هر حال اگر طبق وصيت عضوی بريده شدبرای قطع کننده آن،ديه واجب نمی شود.

مسئله 365 : اگر عضوی را از بدن ملحدی به بدن مسلمانی پيوند بزنند آيا پس از عمل پيوند و بعد از آنکه عضو بدن مسلمان شد،آن عضو پاک است؟ جواب : عضوی که از بدن زنده جدا می شود بدون فرق ميان مسلمان و غير مسلمان نجس است و پس از آنکه جزيی از بدن مسلمان و يا کسی که در حکم مسلمان است،گرديد و روح درآن حلول کرد محکوم به طهارت و پاکی است.

مسئله 366 : ماده انسولين که در معالجه بيماری قند تزريق می شود احياناً از بنکر بايس خوک،گرفته می شود آيا استعمال آن جايز است؟ جواب : مانعی نيست که در عضله يا رگ يا زير پوست با سوزن،تزريق شود.

مسئله 367 : آيا پيوند کليه خوک به انسان جايز است؟

جواب : جايز است و خدا عالم است.

مسئله 368 : آيا کشت نطفه جايز است بدين معنی که تخمک زن و نطفه مرد را منتقل می کنند و تخمک را دز بيرون رحم تلحيق کرده و آنگاه در داخل بدن قرارمی دهند ؟!

جواب : اين کار در حد ذات خود جايز است.

مسئله 369 : برخی بيماری های ارثی هستند که از پدران به فرزندان انتقال می يابد و زندگانی آنها را به مخاطره می اندازد.علم جديد راه نجات برخی از مرضها را يافته است بدين ترتيب که تخمک زن را در لوله خارجی کشت می کنند و جنين های به وجود آمده را کنترل می کنند و سالم را از بين آنها انتخاب و در رحم مادر کشت می کنند،بقيه را از ميان می برند آيا چنين عملی شرعاً جايز است؟

جواب : مانعی ندارد

مسئله 370 : در عمل تلقيح تخمک در داخل دستگاه مصنوعی ، گاهی چندين جنين شکل می يابد و چه بسا کشت همه آنها در رحم مادر برای او مرگ آور و يا خطر ناک است آيا می توان يک جنين را برگزيد و بقيه را تلف کرد؟

جواب : کشت تخمک پرورده شده که در دستگاه آزمايش،به عمل می آيد واجب نيست پس در فرض سؤال می توان يکی را برگزيد و بقيه را تلف کرد و از بين برد.

مسئله 371 : آيا می توان با عمل جراحی ،صورت و يا قسمت های ديگر بدن را زيبا ساخت؟

جواب : با پرهيز از لمس و نظر حرام،جايز است.

بيماری ايدز (Aids)و يا ضعف سيستم ايمنی بدن از خطر ناکترين بيماری های بشری است که بر حسب آمار 1996،هشت ميليون قربانی در جهان داشته است و فعلاً بيست و دو ميليون انسان حامل ويروس اين بيماری وجود دارد و آمارهای اخير نشان می دهد که تلفات اين بيماری در سال 1996 به يک ميليون و نيم انسان بالغ شده است و بنابر اين آمار، تعداد مرگ ومير حاصل از ايدز تا 1998 به شش ميليون نفر می رسد و همين رقم را سازمان بهداشت جهانی به مناسبت روز جهانی ايدز که مصادف با 1/12/1996 است اعلام کرده است.

پزشکان راههای عمده سرايت اين بيماری را به قرار زير اعلام کرده اند:

الف ـ ارتباط جنسی ميان افراد هم جنس و يا از دو جنس و اين خطرناکترين و سيله شيوع بيماری ايدز است و ابتلا از اين طريق 80% می باشد.

ب ـ ورود ميکروب از راه خون اعم از طريق آمپولهای آلوده و خصوصاً آلوده به مواد مخدر و يا از طريق زخم های قابل نفوذ و پيوند اعضا و حتی در عمليات جراحی اگر ابزار جراحی کاملاً ضد عفونی نشده باشند.

ج ـ از طريق مادر مبتلا هنگام بارداری و يا در موقع زايمان،ويروس به جنين انتقال می يابد.

آمارهای ، گويای اين حقيقت هستند که تمام کشورهای جهان به اين بيماری مبتلا هستند و ملٌتی از آسيب آن، در امان نيست هم چنان که شماره بيماران به طور مرتب بالا می رود و بيشتر در ميان جنس مرد است و هم چنين از آثار بداين بيماری (ايدز) شيوع برخی بيماری هايی است که در حال ريشه کن شدن در عالم بوده اند مثل سل ريه.

پس از اين مقدمه،برخی استفتاءها را تقديم می کنيم:

مسئله 372 : کسی که به بيماری ايدز مبتلاست آيا واجب است شخصاً خود را منزوی کند ويا خانواده اش او را منزوی نمايند؟

جواب : بر او واجب نيست که خود را منزوی کند و بر خانواده او نيز واجب نمی باشد که او را منزوی نمايند بلکه اگر خطر سرايت به ديگران نباشد نمی توان او را از حضور در مساجد و ديگر اماکن عمومی منع کرده بلی واجب است در خصوص راههای سرايت قطعی و يا احتمالی مراقبت و پيشگيری به عمل آيد.

مسئله 373 : حکم سرايت دادن عمدی چيست؟

جواب : چنان کاری جايز نيست و اگر آن عمل موجب مرگ شخص سرايت شده، شود هر چند پس از مدتی ، ولی مرده می تواند نقل کننده عمدی را قصاص کند به خصوص اگر می دانست که چنان کاری به مرگ طرف می کشد و اما اگر جاهل بوده و يا ازاثر آن غفلت داشته است فقط ديه و کفاره واجب می شود و بس.

مسئله374 : آيا شخص مبتلا به بيماری ايدز می أتواند با شخص سالم ازدواج کند؟

جواب : آری ، ولی نمی تواند طرف را فريب دهد يعنی خود را به هنگام خواستگاری سالم معرفی کند با اين که خود می دانسته است که بيمار است. همچنانکه بر او جايز نيست با همسرش مقاربت کند که به سرايت ويروس منتهی می شود و اما مجرد احتمال سرايت با وجود عدم يقين،اجتناب از نزديکی واجب نيست البته پس از توافق و تحصيل رضايت طرف.

مسئله 375 : حکم ازدواج کسانی که هر دو حامل ويروس ايدز هستند چه طوراست؟

جواب : مانعی ندارد اما اگر روابط جنسی ميان آنها سبب تشديد بيماری در حد خطرناک باشد،اجتناب، لازم است.

مسئله 376 : مجامعت با کسی که به بيماری ايدز مبتلاست چطوراست؟آيا شخص سالم بايد از او اجتناب و دوری کند زيرا معاشرت،يکی از عمده ترين راههای سرايت ويروس اين بيماری است؟

جواب : همسری که سالم است می تواند از شوهرش که مبتلا به ايدز است و مقاربت موجب سرايت ويروس می شود هر چند که احتمالاً، تمکين نکند بلکه واجب است او از عمل مقاربت که موجب انتقال ويروس ايدز به وی می شود خود داری کند.

و اگر ممکن باشد، احتمال سرايت را هر چند با استعمال کاندوم و يا ديگر وسايل پيشگيری تا2% پائين آورد جلوگيری از بارداری جايز می شود بلکه بنابر احتياط خود داری از مقاربت جنسی جايز نمی باشد.

و از همين مسئله حکم شوهر سالم نسبت به همسر مبتلا به ايدز معلوم می شود،يعنی مرد نمی تواند با همسرش که مبتلا به ايدز است نزديکی کند با احتمال سرايت ويروس به وی ، البته با يد اين احتمال معقول و قابل قبول باشد و حق شرعی مقاربت در هر چهار ماه ساقط می شود مگر اينکه

بتوانند از وسايل ايمنی استفاده کنند و جلو سرايت را بگيرند.

مسئله 377 : زن و يا شوهری که سالم است حق دارد طلاق و جدای را مطرح کند؟

جواب : اگر به هنگام عقد، فريب صورت گرفته باشد يعنی در وقت خواستگاری و عقد خوانی زن و يا مرد خود را سالم معرفی کرده است و عقد مبنی بر سلامت طرفين واقع شده است در اين صورت آن کس که فريب خورده حق دارد عقد را بهم بزند و فريبی که موجب حق اختيار می شود،تنها با سکوت زن و يا ولی ّ او ثابت نمی شود اگر مرد عقيده داشته که بيماری وجود ندارد. اما اگر فريب کاری در ميان نبوده ويا مرض او بعد از عقد پيدا شود مرد می تواند همسرش را مرض ايدز دارد طلاق دهد و اما همسر سالم آيا به مجرد اين که شوهرش مريض است و با او نمی تواند مقاربت کند، می تواند طلاق بخواهد؟در اين مسئله دو وجه است.واحتياط ترک نشود البتته اگرشوهری به کلی همسرش را ترک کند طوری که او بلاتکليف بمانداو می تواند به حاکم شرع مراجعه کرده و شوهرش را به يکی از دو امر الزام کند يا طلاقش دهد و يا به کلی او راترک نکند.

مسئله 378 : وقتی که شوهر به بيماری ايدز مبتلا باشد حکم طلاق از سوی زن چگونه است ؟

جواب : پاسخ اين سوال گذشت (زن می تواند به حاکم شرع مراجعه کند وتقاضای طلاق دهد...)

مسئله 379 : آيازنی که به بيماری ايدزمبتلاست می تواند سقط جنين کند ؟

جواب : اين کار جايز نيست بخصوص پس از آنکه روح به جنين دميده شده اما اگر ادامه حاملگی برای مادر ضرر داشته باشد قبل از حلول روح در جنين،اسقاط آن جايزاست اما پس از آن نه.

مسئله 380 : حق حضانت طفل سالم برای مادر مبتلا به ايدز و دادن شير آغوز و يا جز آن چيست؟

جواب : حق حضانت و سرپرستی مادر نسبت به فرزندش، ساقط نمی شود ليکن لازم است،مراقبت به عمل آيد تا از سرايت بيماری پيشگيری شود واگر احتمال سرايت ويروس،احتمالی معقول باشد و شير خوردن مستقيم از پستان مادر برای طفل خطرناک باشد، اجتناب لازم است.

مسئله 381 : آيا می توان بيمار ايدز را بيماری مرگ تلقّی کرد؟

جواب : چون دوران اين مرض، خيلی طولانی است و زمان زيادی طول می کشد، نمی توان آن را مرض موت حساب کرده اما مرحله های پايانی آن که مرگ بيمار نزديک می شود مانند مرحله شدت هيجان،و فقدان کامل نيروی دفاعی و يا عوارض عصبی کشنده ديگر، آن را مرض موت می توان تلقّی نمود.

مسئله 382 : آيا برای پزشک جايز و يا واجب است که بيماری ايدز را به کسان بيمار مانند همسران و شوهران، آشکار بيان کند و آنان را مطلع سازد؟

جواب : هر گاه بيمار و يا ولیّ او اجازه دهند اعلام مرض وبيماری توسط پزشک جايز است. و اگر تأمين حيات برای او به مدت طولانی موقوف به اعلام مرض باشد چنان که نگفتن آن ممکن است عوارضی را به دنبال داشته باشد مانند ترک احتياط لازم و سرايت مرض، در اين صورت اعلام مرض برای کسان بيمار واجب می شود و خدا داناست.

مسئله 383 : اگر مسلمانی بداند که او به مرض ايدز مسری ،گرفتار است آيا جايز است او با همسرش،عمل زناشويی انجام دهد و آياواجب است او را مطلع سازد؟

جواب : هرگاه او بداند که با عمل زناشويی ، ويروس مرض به همسرش سرايت می کند زناشويی به طور مطلق جايز نيست و همچنين است اگر چنان امری را احتمال دهد و آن احتمال قابل توجه باشد.مگر آنکه همسرش از بيماری شوهرمطلع باشد و با رضايت خود، تمکين کند.