فقه براى غرب نشينان

روابط اجتماعى

هر جامعه ای فضای ويژه خود را دارد، سنت ها، عرف ها، عادت ها و ارزش ها از محيطی تا محيط ديگر فرق می کند و طبيعی است که جامعه های اسلامی با محيط های اروپايی از جهات مزبور تفاوت داشته باشد .و همين امر ره مسلمان را با اين سؤال روبه رو می کند که چه کاری رواست و چه کاری نارواست؟ او در اين محيط و جامعه نو با مجموعه ای از ارزشها زندگی می کند که کاملاً با ارزشها زادگاهش در تباين و تضاد می باشد.

اين از يک سو و از ديگر سو زندگی در چنين محيط ها با ارزشهای نا شناخته و شگفت، ره فردی را که زا يک کشور اسلامی به آنجا آمده است تا بانوعی مبارزه در زمينه آن ارزش های تازه مواجه می سازد تا خود و فرزندانش تدريجاً در آن فرهنگ ذوب نشوند و بديهی است که چنين امری ، کوشش فراوان لازم دارد تا بدان وسيله او خود، خانواده و فرزندانش را از آثار ويرانگرآن،نگاه دارد.

مسئله 294 : صله رحم و پيوند با خويشاوندان برهر مسلمانی ،واجب و قطع رحم از گناهان کبيره است.

و بعد از آن که دانستيم صله رحم واجب و قطع رحم از گناهان کبيره ای است که خدا بر آن وعده آتش داده اين مسئله در کشورهای مغرب زمين از اهميت فراوانی بر خوردار است و مراعات آن لازم تر می باشد زيرا در آنجا برادران دينی اندکند و خانواده ها زا همديگر گسسته و دور می باشد و به همان اندازه که ارزش های مادی در حد طغيان اند انگيزه های دينی با تأکيد بيشتری بايد مطرح باشند.

خدای سبحانه و تعالی از قطع رحم نهی رحم نهی فرموده است و در قرآن محکم فرمود:

(( فهل عسيتم آن توليتم آن تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذين لعنهم الله فاصمهم و اعمی ابصارهم)) : شايد اگر پشت کريد در روی زمين فساد کنيد و از خويشاوندان خود ببريد. اينان را خدا نفرين کرده،گوشهايشان کر و چشمانشان را نابينا ساخته است.

و امام علی ( عليه اسلام ) فرمود: گاهی ، خانواده ای با آنکه بدکار و اهل فسق و فجور هستند ولی در کنار هم قرار دارند و با مسوات زندگی می کنند هدا هم به ايشان روزی می دهد و ديگر گاه ،خانواده ای به سبب پراکندگی و بريدن از يکديگر با اين که پارسا و پاکند، از رزق خدامحروم می شوند.

واز امام باقر (عليه اسلام) روايت شده است که فرمود: در کتاب علی (عليه اسلام) چنين آمده است:

دارنده سه خصلت نمی ميرد مگر آنکه آن که اثر آن سه خصلت را در دنيا ببيند.ستم ،قطع رحم و قسم دروغ. چنين شخصی گويا با خدا به جنگ برخاسته است همچنانکه سريعترين پاداشها، پاداش صله رحم است گاهی اوقات مردمانی فاسق و نابکار چون با همديگر صله رحم می کنند و پيوند دارند دارايی هايشان رشد کرده و ثروتمندتر می شوند و همانا قسم دروغ و قطع رحم سرزمين ها را از سکنه خالی می کند.

مسئله 295 : قطع رحم، حرام است حتی اگر چه او جلوتر بريده باشد،نمازخوان نباشد، شرابخوار هم باشد و يا به برخی احکام دينی بی اعتنا باشد مثل حجاب و جز آن،طوری که موعظه و ارشاد و راهنمايی هم سود نبخشد.البته به شرط آنکه چنان صله رحم و پيوندی ، موجب نشود که او برکار حرام تأئيد و تشويق شود.

پيامبر بزرگوار ما (صلی الله عليه و آله) فرمود:

(( افضل الفضائل آن تصل من قطعک،و تعطی من حرمک،و تعفو عمن ظلمک)): با فضيلت ترين ارزشها و خصلت های خوب آن است که با خويشاوند نزديک که از تو بريده است پيوند بر قرار کنی و به کسی که تو را محروم ساخته،عطا و بخشش کنی و از شخصی که به تو ستم روا داشته،در گذری .

و باز فرمود: (( لاتقطع رحمک و آن قطعک)) از خويشاون خود مبر هر چند که او پيشتر از تو بريده است.

مسئله 296 : شايد کمترين عملی که يک مسلمان بدان وسيله می تواند با خويشاوندان نزديک خود در صوت امکان، صله و پيوند برقرار کند زيارت و ديدار ايشان باشد که با آنان ملاقات کند، احوالپرسی نمايد هر چند از راه دور.

پيامبر بزرگوار ما محمد(صلی الله عليه و آله) فرمود: سريعترين پاداش يک عمل خير و نيک،پاداش صله رحم است.

و امير مؤمنان (عليه اسلام) فرمود:صله ارحام کنيد هر چند با سلام گفتن، خدای سبحانه و تعالی فرمود:

" و اتّقوا الله الذی تَسائلُون بهِ وَ الارحام آن الله کان عَلَيکم رَقيباً " : از خدايی پروا کنيد که به سيله او از يکديگر می پرسيد و درخواست می کنيد و از خدا در مورد ارحام و خويشاوندان نزديک خود پروا کنيد و از ايشان مبريد که همانا خدا مراقب شماست.

و امام صادق (عليه السلام) فرمود: همانا صله رحم و نيکی، دو عملی هستند که حساب را آسان می کنند، و از گناهان باز می دارند پس با خويشاوندان خود پيوند داشته باشيد و به برادرن دينيتان احسان و نيکی کنيد هر چند با يک سلام و جواب سلام زيبا و خوب.

مسئله 297 : بدترين نوع قطع رحم عاق والدين شدن است همان والدين و پدر و مادری که خدای ـ عزّ و جلّ ـ نکويی و احسان به ايشان را سفارش کرده آنجا که در قرآن کريم فرمود ـ عز من قائل ـ :

"و قضی ربّک الّا ايّاه و بالو الدين احساناً امّا يبلغنّ عندک الکبر اَحَدُهُما او کلاهما فلا تقل لهما افّ و لا تنهر هما قل لهما قولا کريماً" : پروردگار تو چنان حکم کرده و فمران داده است که جز او را نپرستيد و به پدر و مادر، احسان و نيکويی کنيد اگر آنان نزد تو به کهنسالی برسند يکی از ايشان يا هر دو، به آنان اف مگو و با ايشان، تندی مکن و بر ايشان سخنی بزرگوارانه بگو .

و امام (عليه السلام) فرمود : حد اقل و کمترين مرتبه عقوق، گفتن کلمه "اف" است و اگر خدای عزّوجلّ چيزی، کمتر از آن می دانست از آن نهی و منع می فرمود.

امام ابو جعفر (عليه السلام) فرمود: نگاه پدرم به شخصی افتاد که همراه پسرش راه می رفتند و فرزند بر زانوی پدر تکيه داده بود پدرم آن اندازه از او بدش آمد که تا آخر عمر با او سخن نگفت.

و امام صادق (عليه السلام) فرمودک هر کس با نگاه خشم الود به پدر و مارش بنگرد هر چند در حق او ستم کرده باشند خدا برای او نمازی را نمی پذيرد.

مسئله 298 : در برابر عقوق والدين نکويی و احسان به ايشان قرار دارد که آن با فضيلت ترين کارهای قرب آميز به خدای تعالی است. خدا ـ عزّ من قائل ـ در قرآن کريم فرمود:

"و اخفض لهما جنا الذّلّ من الرّحمة و قل رّبّ ارحمهما کما ربّيانی صغيراً" : بال تواضع مهربانی برای ايشان بگستر و بگو : پروردگارا به ايشان رحم فرما که مرا در خردسالی پروردند.

ابراهيم بن شعيب به امام ابو عبدالله (عليه السلام) گفت: پدرم، بسيار پير شده و ناتوان گشته است و ما او را به هنگام قضای حاجت، به دوش می کشيم.

امام فرمود: آنچه که می کنی ادامه بده و با دست خود غذا را لقمه لقمه به دهان او بگذار که فردا برای تو سپر و مانع بلا خواهد شد.

در احاديث شريف، صله مادربيش ازصله پدر مورد تأکيد قرار گرفته است. امام صادق (عليه السلام) فرمود: مردی نزد رسول الله (صلی الله عليه و آله) آمد و گفت : ای رسول خدا، به چه کسی نکويی کنم؟

پيامبر (صلی الله عليه و آله): به مادرت.

مرد: سپس به چه کسي.

پيامبر (صلی الله عليه و آله) : به مادرت.

مرد بار سوم پرسيد: باز به چه کسی نکويی کنم؟

پيامبر (صلی الله عليه و آله) : به مادرت.

مرد در مرتبه چهارم که پرسيد به چه کسی نکويی کنم. پيامبر (صلی الله عليه و آله) فرمود: به پدرت نکويی کن.

مسئله 299 : به مفاد برخی روايات، برادر بزرگ بر برادر کوچک، حق دارد و لازم است آن را نگهدارد و بدان اهتمام بورزد تا رشته های مهر و محبت در درون خانواده محکم گشته و مراتب لطف و صفا در شرايط استثنايی که پيش می آيد، دوام يابد.

از محمد پيامبر خدا (صلی الله عليه و آله) نقل است که فرمود: حق برادر بزرگ بر برادران کوچک، همانند حق پدر است بر فرزندانش. مسئله 300 : جز ولی طفل و يا کسی که از سوی او اجازه دارد نمی تواند به قصد تربيت،طفلی را به سبب انجام کار حرام و نادرست و يا فراهم کردن اسباب زحمت ديگران، بزند و اما ولی ٌ طفل و يا آن کس که از طرف او اجازه دارد، طفل را به هدف تربيت و به طور آرام که بدن اوسرخ نشودمی تواند بزند به شرط آنيکه بيش از سه بار نباشد آن هم در صورتی که راه تربيت صحيح، فقط زدن باشد بنابر اين برادر جوان نمی توان برادر خردسالش را بزند مگر آن که ولی ٌ او و يا مجاز از سوی او باشد و به طور قطع آموزگاران و اوليای مدرسه بدون اجازه ولی ٌ طفل نمی توانند با زدن او را تربيت و ادب کنند.

مسئله 301 : بنابر احتياط واجب، انسان بالغ را برای بازداشتن ازمنکر و فعل حرام، نمی توان زد مگر برابر قوانين امر به معروف نهی از منکر و با اجازه حاکم شرع.

مسئله 302 : پيامبر بزرگوار، حضرت محمد( صلی الله عليه وآله)ما را به احترام و بزرگداشت پيرها و سالمندان فراخوانده و فرموده است :

((من عرف فضل شيخ کبير فوقره لسنه آمنه الله من فزع يوم القيمه))هر کس ارزش کهنسالی را بشناسد و او را به سبب کبر سن احترام بگذارد خدا او را از هول و هراس روز قيامت ايمن گرداند،و باز فرمود: احترام و بزرگداشت مؤمن ريش سفيد، بخشی از بزرگداشت خداـ عزوجل ـ است.

مسئله 303 : در پاره ای زا روايات شريف نسبت به ديدار ومهربانی ميان مردم مؤمن از پيامبر ( صلی الله عليه و آله ) و امامان( عليهم اسلام ) ترغيب و تشويق فراوانی رسيده است و همچنين بر دلشاد کردن و رفع نياز و حاجت و عيادت بيمار و تشييع جنازه و در خوشی و نا خوشی با مردم بودن،تأکيد زياد شده است.

امام صادق(عليهم اسلام) فرمود: هر کس برای خدا برادر دينی اش را ديدار کند و به زيارت او بشتابد خداـ عز و جل ـ فرمايد: مرا زيارت کردی و پاداش تو بر عهده من است و برای تو کمتر از بهشت را خشنود نمی شوم.

همان امام همام به خيثمه فرمود: به دوستداران ما سلام برسان و آنان را به تقوای خدای بزرگ سفاش کن و بگو داراها،فقيران را و توانمندان، ضعيفان را عيادت کنند و اين که زندها بر جنازه مزده ها، حضور يابند و درخانه هايشان به ديدار هم بشتابند.

مسئله 304 : حق همسايه، به حق رحم، بسيار نزديک است اعم از آنکه همسايه مسلمان، يا نا مسلمان باشد.رسول خدا چنان حقی را برای همسايه نا مسلمان اثبات کرده است.آنجا که فرمود : همسايگان سه قسمند،برخی دارای سه حقند: حق اسلام، حق همسايگی و حق خويشاوندی ، و برخی ديگر دارای دو حقند:حق اسلام و حق همسايگی ،و قسم سوم فقط يک حق دارندو آن شخص کافر است که حق همسايگی اش محفوظ است.

و رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود:با هر کس همسايه شدی همسايگی نيکو کن قطعاً مؤمن خواهی بود.

و امام علی (عليهم اسلام) به امام حسن و امام حسين (عليه اسلام) پس از آنکه توسط ابن ملجم لعين مضروب شد همسايگان راسفارش کرد وفرمود: خدارا، خدا رادرباره همسايگانتان که آن وصيت پيامبر شماست وهمواره آنان راسفارش می کرد به حدی که ما پنداشتيم برای آنان ارث قائل خواهد شد

وامام صادق(عليهم اسلام) فرمود :ملعون، ملعون است هر آنکه همسايه اش را بيازارد. وفرمود:ازما نيست هرکس که با همسايه اش همسايگی نکو نکند

مسله305 : ازصفات مردمان مومن وصالح آن است که برای تاسی و پيروی از پيامبر بزرگوار،محمد(صلی الله عليه و آله)با مکارم اخلاق موصوف باشندهمان خلق هايی که خدا ـ سبحان وتعالی ـ درقرآن کريم اورا توصيف کردوفرمود:

((وانک لعلی خلق عظيم)).

رسول خدا(صلی الله عليه و آله) فرمود :به روز قيامت درترازوی اعمال،چيزی با ارزشتر از خلق و خوی نيک،نهاده نمی شود. و در حديثی از آن بزرگوار پرسيدند: در ميان مردمان مؤمن کدام با فضيلت تر است،فرمود: هر کدامتان که خوش اخلاق ترهستيد.

مسئله 306 : از جمله صفات مردمان مؤمن، راستگويی و درستکاری و وفای به عهد است خدای متعال پيامبرش اسماعيل را ثنا گفت آنجا که فرمود:

از جمله صفات مردمان مؤمن، راستگويی و درستکاری و وفای به عهد است خدای متعال پيامبرش اسماعيل را ثنا گفت آنجا که فرمود:

"انّه کان صادق الوعد و کان رسولا نبيّاً" . همانا او راست وعده و فرستاده و پيامبر بود.

و رسول اکرم (صلی الله عليه و آله) فرمود: هر کس به خدا و روز جزا ايمان دارد اگر به کسی وعده داده است بايد وفا کند.

اهميت راستی و صدق وعده آنگاه اشکار می شود که ما بدانيم بسياری از غير مسلمانان از نوع رفتار مسلمين، در باره اسلام قضاوت می کنند و چه بسا از خلال حسن رفتار و کردار يک مسلمانن اسلام برای نا مسلمانن زيبا شناسانده شود و بر عکس، از سوء رفتار و عملکرد يک مسلمان بی تعهد، اسلامن بد معرفی می شود.

مسئله 307 : از صفات نيک يک همسر صالحه آن است که او وهرش را نيازارد و با او بدرفتاری نکند و او را از خود نرنجاند هم چنانکه از صفات خوب يک شوهر شايسته آن است که او همسرش را ازار و اذيت نکند و به وی بدی نکرده و رنجش ندهد رسول خدا فرمود: هر زنی که شوهرش را می آزارد خداوند نماز و هيچ کار نيک را از او نپذيرد هر چند که همه روزه ، روزه بگيرد و تمام شب را به نماز ايستد و بنده ها آزاد کند و ثروت زيادی در راه خدا خرج و انفاق نمايد و او اولين کس باشد که وارد آتش شود.

رسول خدا سپس فرمود: سرنوشت شوهر بد نيز همين طور است اگر او همسرش را ازار دهد و به وی ستم کند.

مسئله 308 : هر سملمانی می تواند با غير مسلمان دوست و آشنا گردد که در ميانشان اخلاص حکمفرما باشد و در بر اوردن نيازهای دنيوين يکديگر را ياری برسانند.

خدا ـ سبحانه و تعالی ـ در قرآن کريم فرمود:

"لا ينهيکم الله عن الّذين لم يقاتلوکم فی الدّين و لم يخرجوکم مّن ديارکم آن تبرّوهم و تقسطوا اليهم آن الله يحبّ المقسطين": خدا شما را از دوستی و نيک رفتاری و احسان با کسانی که با شما نجنگيده اند و شما را از شهر و ديارتان بيرون نرانده اند، منع و نهی نمی فرمايد همانا خدا اهل عدالت و قسط را دوست می دارد.

اگر از چنين صداقت ها و دوستی ها درست بهره برداری شود کافی است که ما اسلام و ارزش ها ی دينی را به آن دوست، همسايه و رفيق و شريک غير مسلمان معرفی کنيم و هر چه بيشتر او را به دين اسلام نزديکتر سازيم. رسول خدا (صلی الله عليه و آله) به علی (عليه السلام) فرمود: اين که خدا به وسيله تو بنده ای از بندگانش را هدايت فرمايد برای تو بهتر از هر آن چيزی است که درشرق و غرب آفتاب بر آن می تابد.

مسئله 309 : می توان به افراد يهودی، مسيحی و ديگر اهل کتاب و حتی کفار غير اهل کتاب در مناسبت هايی مانند سال نو، ميلاد حضرت مسيح و عيد الفصح، عيد گذر و يا نجات، تبريک و تهنيت گفت.

مسئله 310 : امر به معروف و نهی از منکر دو تکليف عبادی هستند که بر هر مرد و زن مومن هر گاه شرايط جمع باشند، واجب می شود، خدا ـ سبحانه و تعالی ـ ذر قرآن کريم خود فرمود:

"و لتکن منکم امّة يدعون الی الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون" ک بايد از ميان شما مردمی باشند که به خير و نيکی فرا خوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند واينان رستگارانند.

و باز خدای ـ جلّ و علا ـ فرمود:

"و المؤمنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يّذمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر" : مردان و زنان با ايمان، اوليائ و دوستداران يکديگرند امر به معروف و نهی از منکر می کنند.

و پيامبر بزرگوار ما محمد (صلی الله عليه و آله) فرمود: امت من همواره بر خير و نيکی اند تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند و در نيکی همديگر را ياری می نمايند هر گاه چنان نکنند برکات از ايشان بررفته می شود و بعضی بر بعض ديگر سلطه می يابند آن وقت است که نه در آسمان و نه در زمين ياوری بر ايشان نيست.

و از امام جعفر صادق (عليه السلام) و جدش رسول الله (صلی الله عليه و آله) چنين روايت شده است: چگونه ايد آن زمان که زنانتان فاسد شوند و جوانانتان رو به فسق و فجوز گذارند و شما امر به معروف و نهی از منکر نمی کنيد.

پرسيدند: يا رسول الله، چنين چيزی می شود؟

فرمود: بلی از آن هم بدتر می شود! چگونه ايد آن هنگام که به بدی امر می کنيد و از خوبی و نيکی منع و نهی به عمل می آوريد؟ پرسيدند: مگر چنان وضعيتی پيش می آيد؟

فرمود: بلی، از آن هم بدتر می شود. چگونه هستيد زمانی که خوبی را بدی و بدی را خوبی بدانيد.

اين دو فريضه و واجب شرعی، آنگاه که ترک کننده واجب و يا انجام دهنده منکر و حرام، يک از اعضای خانواده باشد با تأکيد بيشتری مطرح اند. شما در ميان خانواده خود فردی را می بينيد که وضوی درست و صحيح نمی گيرد و يا با طرز تيمّم آشنا نيست و يا قرائت حمد و سوره و يا ذکر های واجبات نماز را نمی داند و يا خمس و زکات مال و دارايی اش را نمی دهد و حتی در ميان اعضای خانواده شما ممکن است اشخاصی پيدا شوند که برخی گناهان را مرتکب می شوند مثل استمنا، قمار بازی، گوش دادن به موسيقی حرام و نوشيدن شراب، خوردن گوشت مردار و حرامن خيانت و مال مردم خوری و يا دزدي.

و در ميان بانوان يک خانواده ممکن است کسانی يافت شوند که حجاب درست و حسابی نداشته باشند و موهای خود را خوب نپوشانند و يا به هنگام وضو لاک بر انگشتان خود داشته و آن را پاک نکنند و يا برای غير شوهران خود عطر زنند و يا پسر عمو، پسر عمه، پسر خاله، پسر دايی، برادر شوهر و دوست شوهر به اين بهانه که با آنان در يک خانه زندگی می کنند اندام و يا موی سر را نپوشانند و آنان را برادر خود پندارند و عذرهای واهی و سست ديگر آورند.

اری گاهی در ميان اعضای يک خانواده، کسانی پيدا می شوند که دروغ می گويند و غيبت می کنند و به حقوق ديگران تجاوز می نمايند و اسراف و ولخرجی کرده و به ستمگران ياری می رسانند و همسايه را می آزارند و … وقتی با چنين منکرات و گناهانی مواجه می شويد امر به معروف و نهی از منکر کنيد البته از مراتب پايين تر شروع کنيدن اول اظهار کراهت کنيد و با زبانن جلوگيری نمايی و در مرحله اخر با اجازه حاکم شرع، به منع عملی و يدی بپردازيد. و آن نيز خود دارای مراحلی است ه به تدريج به شدّت عمل می رسد نه آنکه از اول، شدت عمل نشان دهيد.

و اگر کسی نسبت به حکم و مسئله ای جاهل باشد واجب است او را آموزش داد اگر در صدد آموختن و عمل به آن باشد.

مسئله 311 : مدارا کردن و سازگاری با مردم از مستحبات شرعی است و دين استوار ما به آن ترغيب کرده است. رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود: پروردگار من مرا به سازگاری با مردم فرمان داده است هم چنانکه به انجام فرايض و واجبات دستور داده است.

و باز فرمود: سه چيز است که اگر در انسان نباشد، عمل او کامل نيست: تقوا و پارسايی که او را از معصيت و نافرمانی خدا باز بدارد و خلق نيکويی که بدان وسيله با مردم بسازد و حلم و نرمشی که با آن جهل جاهلان و نابخردان را رد کند.

و سازگاری با مردم، عمومی است و اختصاص به مردم مسلمان ندارد بلکه با غير مسلمانان نيز بايد مدارا کرد و رفتار متناسب داشت.

روايت شده که علی امير المؤمنين (عليه السلام) روزی در راه کوفه با يک شخص غير مسلمانی همراه شده بود به يک دو راهی رسيدند که می بايستی از همديگر جدا شوند اميرمؤمنان چند قدم با آن شخص همراهی کرد، آن شخص پرسيد: مگر شما به کوفه نمی رفتيد؟ امير المؤمنين پاسخ داد: چرا، ولی حق همصحبتی آن است که انسان چند قدمی رفيق خود را بدرفه کند و اين، کمال مصاحبت و همراهی است و پيامبر (صلی الله عليه و آله) به ما چنين دستوری داده است. در اثر اين رفتار خوب، آن مرد به اسلام گرويد و مسلمان شد.

و از شگفت ترين چيزهايی که در باره عدالت امير مؤمنان در ارتباط با مردم غير مسلمان نقل شده چيزی است که شعبی روايت کرده است.

روزی امير المؤمنين علی بن ابی طالب ـ رضوان خدا بر او ـ به بازار رفت، اتفاقاً يک مرد نصرانی را ديد که زرهی می فروخت.

علی (عليه السلام) زره را شناخت و فرمود: اين زره مال من است و داور ميان من و تو قاضی شهر باشد. گويند قاضی در آن زمان، شريح بود و خود علی (عليه السلام) او را بر کرسی قضاوت نشانده بود، وقتی در نزد قاضی حضور يافتند شريح پرسيد يا علی چه می فرماييد؟ علی (عليه السلام): اين، زره مال من است مدتی است که از من دزديده شده و اکنون در دست اين مرد می بينم.

شريح: هان، تو چه می گويي؟

مرد نصراني: من علی را دروغگو نمی شناسمن اما زره مال خود من است.

شريح: يا علي! زره در دست اوست آيا شما شاهد و گواهی بر گفتار خود داريد؟

علی (عليه السلام): شاهد و گواهی ندارم.

مرد نصراني: من شهادت می دهم که اينگونه قضاوت و داوری فقط از پيامبران ساخته است امير نزد قاضی حاضر می شود و قاضی بر ضد او حکم می کند. يا امير المؤمنين به خدا سوگند اين زره مال شماست و من هنگامی که شما در اردو و سپاه خويش حرکت می کرديد شما را دنبال کردم و آن را که از روی شتر خاکستری افتاد برداشتم و اکنون به وحدانيت خدا و رسالت محمد (صلی الله عليه و آله) گواهی می دهم.

علی (عليه السلام) فرمود: حالا که مسلمان شدی آن زره مال تو باشد و علاوه بر آن او را بر يک اسب نجيب هم سوار کرد.

شعبی گفت: آن مرد را ديدم که با مشرکان می جنگيد و اين حديث ابوزکرياست.

از امير مؤمنان (عليه السلام) چيزی نقل شده است که پيشينه تاريخی قانون تأمين اجتماعی به حساب می آيد، همان که امروزه در کشورهای غربی مورد عمل است و علی (عليه السلام) در آن قانون ميان شهروند مسلمان و غير مسلمان فرق نگذاشته است.

راوی گفت: مرد سالخورده و نابينايی از مردم سؤال می کرد و کمک می خواست. علی (عليه السلام) گفت: چيه؟ گفتند: ردی نصرانی است. علی (عليه السلام) گفت: از او کار کشيديد وقتی پير شد او را رها کرديد؟! از بيت المال برای او مستمری بدهيد.

و امام صادق (عليه السلام) فرمود: حتی يک نفر يهودی هم اگر با تو همنشين شد با او نيکو همنشينی کن.

مسئله 312 : برای اصلاح ميان مردم و حل اختلافات ايشان و تعميم مهر و محبت در ميان انسانها و برطرف کردن اختلافات و دشمنی ها، ثواب فراوانی وعده شده است.

در کشورهای غربت که مردم از ميهن و خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور هستند ساماندهی امور و توسعه مهر و صفا، تأکيد بيشتری دارد.وطبعا ثواب بيشتری دارد اميرالمؤمنين، به فرزندانش امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) اندکی قبل از شهادتش آنگاه که ابن ملجم لعين خارجی آن حضرت را مضروب کرد چندين وصيت فرمود که از آن جمله است توصيه به تقوای الهی، نظم امور و اصلاح ذات البين، و درباره سفارش اخير فرمود: شنيدم جد شما (صلی الله عليه و آله) می فرمود:

"صلاح ذات البين افضل من عامّة الصلوة و الصّيام":

سامان دادن ميان انسانها از عموم نماز و روزه با فضيلت تر است.

مسئله 313 : نصيحت و خيرخواهی و خواستن ماندگاری صفات الهی برای برادران دينی و کراهت رسيدن بدی به ايشان و تلاش در زمينه راهنمايی آنان به آنچه خير و صلاح و سعادتشان در آن است، از کارهای دوست داشتنی نزد خدا ـ عزّ و جلّ ـ است و احاديث در اين باره، بسيار زياد است. رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود:

"ان اعظم الناس منزلة عند الله يوم القيمه امشاهم فی ارضه بالنصيحه لخلقه": منزلت و رتبه آن کسی نزد خدا به روز قيامت بزرگتر است که او در روی زمين برای خيرخواهی خلق خدا، بيشتر قدم برداشته است.

و از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است که رسول الله (صلی الله عليه و آله) فرمود: يکی از شما بايد آنگونه خير خواه برادر دينی اش باشد که خيرخواه خويشتن است.

و امام صادق (عليه السلام) فرمود: از حقوق واجب انسان مؤمن بر برادر دينی اش آن است که در حضور و غياب خيرخواه او باشد.

و امام ششم باز فرمود: برای خدا خيرخواه مردم باش که هيچ عملی را در ملاقات خدا بهتر از آن نخواهی يافت.

مسئله 314 : جستجو گری و دنبال کردن آنچه را که يک مسلمان آن را پوشيده می دارد و دريدن پرده اسرار و رازهای پنهانی مردم در شريعت اسلامی، حرام می باشد.

خدا سبحانه و تعالی در کتاب کريم خود فرمود:

(( يا ايها اليها الذين امنو اجتنبوا کثيرا امن الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا )) : ای مردمان با ايمان از بسياری گمان ها اجتناب کنيد که برخی از گمانها،گناه است و تجسس مکنيد.

يکی از ياران امام صادق به نام اسحاق بن عمار می گويد:شنيدم ابو عبدالله گفت، رسول خدا فرموده است: ای کسانی که به زبان مسلمان گشته ايد ليکن ايمان خالص به دلهايتان راه نيافته است، مسلمانان را نکوهش نکنيد و اسرار و رازهای آنان را فاش نسازيد و هرکس چنان کند خدا اسرار و رازهای او را فاش کند و در خانه اش هم باشد او را رسوا فرمايد.

مسئله 315 : غيبت آن است که انسان مؤمنی را به داشتن عيبی در غياب او ياد کنی اعم از آنکه قصد عيب جوی باشد يا نه و اعم از آنکه چنان عيبی در اندام،نسب، خلقت، عملکرد، سخن،دين، دنيا، و يا ديگر امور باشد، به هر حال ، چيزی است که که از مردم پوشيده است چنانکه فرق ندارد يادآن عيب و نقص از راه گفتار باشد يا عمل مشعر بر وجود آن.

خدا چنين عمل زشت را در قرآن کريم خود، مورد نکوهش قرار داده و آن را به شکلی چندش آور به تصوير کشيده است.خداـ جل و علاـ فرمود: (( و لا يغتب بعضکم بعضا ايحب احدکم ان يأکل لحم اخيه ميتا فکر هتموه)) : بعضی از شما غيبت ديگری را نکند آيا يکی از شما دوست می دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟شما چنان کاری را خوش نداشته ايد.

و رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود: از غيبت کردن بپرهيزيد که آن از زنا بدتر و سخت تر است زيرا شخص گاهی زنا می کند و توبه می نمايد و خدا او را می آمرزد امّا غيبت کننده آمرزيده نشود تا غيبت شونده او را ببخشد.

و نيکو نيست که انسان به غيبت برادر دينی اش گوش کند بلکه بر اساس احاديث نبوی و روايات امامان معصوم ـ عليهم افضل الصلّوة و السلام ـ بر شنونده را غيبت واجب است که غيبت شونده را ياری کرده و از او دفاع نمايد و اگر چنان نکند خدا او را در دنيا و آخرت خوار و زبون سازد و او گناهی به همان اندازه گناه غيبت کننده دارد.

مسئله 316 : تا سخن از غيبت به ميان می آيد عادتاً يک عمل زشت ديگر هم به ذهن می آيد و آن نمامی و سخن چينی است که کسی به ديگری بگويد "فلانی درباره شما چنين و چنان می گفت" و هدف سخن چين آن است که ارتباط با صفای دو برادر ايمانی را تيره سازد و يا تيرگی را عميق تر کند.

از رسول خدا (صلی الله عليه و آله) نقل است که فرمود:

"الا انبّئکم بشرارکم ...؟": آيا به شما خبر دهم که بدترين ها کيستند؟

فرمود: کسانی هستند که برای سخن چينی راه می افتند و ميان دوستان جدايی می افکنند.

و امام باقر (عليه السلام) فرمود: بهشت بر غيبت کنندگان و سخن چينان حرام است.

و امام صادق (عليه السلام) فرمود: سه تن وارد بهشت نشود: بسيار خونريز، دائم الخمر، و سخن چين.

مسئله 317 : خدا سبحانه و تعالی ما را از سوء ظنّ و بدگمانی هم نهی کرده است و در کتاب محکم و کريم خود فرمود: ای مؤمنان از بسياری گمان ها اجتناب کنيد که برخی از آنها گناه است.

به مفاد اين آيه قرآن، هيچ مؤمنی حق ندارد بدون دليل کافی و روشن، به برادر دينی خود گمان بد ببرد که از درون دلها فقط خدا آگاه است بس، و ما تا می توانيم بايد کار انسان مؤمن را به صورت صحيح آن حمل کنيم مگر آن که خلاف آن ثابت شود.

امير مؤمنان فرمود: کار برادر ايمانی خود را حمل بر صحت کن مگر دليلی داشته باشی که تو را از آن برگرداند و به هر کلامی که از دهان يک فرد مؤمن بيرون می آيد گمان بد مبر در حالی که تو می توانی محمل صحيح برای آن بيابي.

مسئله 318 : اسراف و تلف کردن مال و دارايی دو رفتار بسيار بدی هستند که خدا سبحانه و تعالی آنها را سخت مورد نکوهش قرار داده و او که برتر از هر گوينده است فرمود: بخوريد و بياشاميد و اسراف نکنيد که خدا اسراف کننده گان را دوست نمی دارد.

و در نکوهش تلف کنندگان و ريخت و پاش کنندگان اموال، فرمود:

"انّ المبذّرين کانوا اخوان الشّياطين و کان الشّيطان لربّه کفورا": همانا آنان که اهل تبذير و ريخت و پاش هستند همانها برادران شيطان هستند و شيطان برای پروردگارش، بسيار ناسپاس است.

و امير مؤمنان در نامه ای به زياد درباره نکوهش اسراف از جمله چنين نوشت: راه اقتصاد و صرفه جويی پيش بگير و اسراف را رها کن و در هر روز، فردا را ياد بياور و از مال به اندازه لازم و ضروری، نگاهدار و مازادی برای فردای نيازمندت ،ذخيره کن و پيش فرست،آيا تو اميد آن داری که خدا برای توپاداش فروتنان عطا کند در حالی که تو نزد او از مستکبران می باشی و طمع به لطف و پاداش تصديق کنندگان داری در حالی که در ميان نعمت ها غرق می باشی اما ضعفا و بيوه ها را از آن باز می داری ؟ جز اين نيست هر انسانی به آنچه پيش فرستاده و بر آنچه که قبلاً فراهم آورده است پاداش و جزا می بيند.

مسئله 319 : خدا سبحانه و تعالی در کتاب کريم خود مارا به انفاق در راه تشويق فرموده است و آن را بازرگانی و داد وستدی پر منفعت، توصيف فرموده است:

(( ان الٌذين يتلون کتاب الله و اقامه اصٌلوة و انفقوا ممٌا رزقناهم سرا وعلانيهً يرجون تجارة لٌن تبور ليوفٌيهم اجورهمو يزيدهم من فضله انٌه غفور شکور)) : همانا کسانی که کتاب خدا را تلاوت می کنند و نماز به پا می دارند و از آنچه ما روزيشان کرده ايم آشکار و پنهان، انفاق می نمايند اميد به تجارت وداد و ستدی دارند که زيان و ضرر ندارد تاپاداش ايشان را به طور کامل بدهد واز فضل خويش بر ايشان بيفزايند که او آمرزنده و سپاسگزار است.

و در سوره ديگر خدای ـ جلٌ و علا ـ فرمود: (( من ذاالٌذی يقرض الله قرضاً حسناً فيضاعفه له)) : کيست به خدا قرض دهد قرضی نيکو و خدا برای او چندين برابر کند وبرای او پاداشی بزرگوارانه هست روزی که زناسسن و مردان با ايمان را می بينی که نورشان پيشاپيشو از سمت راست شان می درخشد،مژده باد شما را امروز بهشت هايی که از زير درختان آن جويهاروان است ، و درآنها جاويدانيد و رستگاری بزرگ همين است.

خدا در سومين آيه انسان را به شتاب در امر انفاق ئ احسان پيش از فوت فرصت فرمان می دهد:

(( و انفقوا ممٌا رزقناکم مٌن قبل ان يٌأتی احدکم الموت فيقول ربٌ لولا اخٌر تنی الی اجل قريب فاصٌدٌق واکن مٌن الصٌالحين ولن يٌوخره الله نفساً اذا جاء اجلهاوالله خبير بما تعملون)) : از آنچه شما را روزی داده ايم انفاق و احسان کنيد قبل از آنکه مرگ به سراغ يکی از شما بيايد آنگاه او بگويد پروردگارا چرا اجل مراکمی تأخير نيداختی تا صدقه داده و احسان می کردم و از صالحان می بودم ولی خداأجل هيچ انسانی را وقتی که فرا رسد عقب نمی اندازدو خدا به آنچه می کنبد آگاه است.

سپس خدا سر انجام کسانی را که ثروت اندوزی کرده در راه خدا اصلاً انفاق نمی کنند و گنج و طلاو نقره فراهم می نمايند مورد توجه قرار داده و فرمود:

(( والٌذين يکنزون الذٌهب و الفضٌه و لا ينفقونها فی سبيل الله فبشٌرهم بعذاب اليم يوٌم يحمی عليها فی نار جهنٌم فتکوی بهاجباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ماکنزتم لانفسکم فذوقواما کنتم تکنزون)) : و کسانی که طلا و نقره را گنج می کنند و آن را در اره خدا انفاق و خروج نمی کنند عذاب دردناکی را به ايشان بشارت بده!روزی که بر همانها که با آتش جهنم گرم شده اند ،پيشانی ها،پهلوهاوپشت هايشان داغ می شود و اين است آن چيزی که برای خود می اندوختبد پس به کيفر آنچه می اندوختيد،عذاب را بچشد.

وامير مؤمنان علی (عليه اسلام ) مبادی بزرگ اسلام را تجسم بخشيد.پس آنچه در دست داشت از اين دنيای فانی کرد و برای زهد و اعراض از اين زروزيور ها،آن روز که بيت المال در اختيار اوبود توجهی نکرد و دربيان حال خود، فرمود: (( ولو شئت لاهتديت الطريق الی مصفی هذا العسل ولباب هذا القمح ئ نسائج هذا القز و لکن هيهات ان يغلبنی هوای و يقودنی جشعی الی تخير الاطعمه و لعل بااحجاز او القيامه من لا طمع له فی القرص و لا عهد له بالشبع او ابيت مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری ، او اکون کما قال القائل:

و حسبک داءً ان تبيت ببطنةٍ

و حولک اکباد تحن الی القد))

اگر می خواستم راه به انتخاب اين عسل مصفا و مغز گندم و بافته ابريشمی داشتم اما هرگز هوای من بر من غلبه نکند ومرا به گزينش خوراکی ها نکشاند و شايد در حجاز و يا يمامه کسانی سر به بالين گذارند کخ يک شکم سير نخوردند و به يک تکه نان نيازمندندو يا من با شکم پر بخوابم در حالی که در اطراف من شکمهای خالی و جگرهای تشنه وجود دارد و چنان باشم که شاعر گفت: چه دردی از اين بالاتر که تو با شکم پر بخوابی و در اطراف تو کسانی باشد که سخت گرسنه و به تکه گوشتی نيازمند باشد.

در احاديث نبوی وروايات اماما ن معصوم به صراحت آمده است که آثاردنيوی انفاق برای کسی که درراه خدا خرج می کند درهمين حيات دنيوی آشکار می شود اما درآخرت پاداشی عظيم رابايد انتظار بکشد.

(( يوم لاينفع مال و لا بنون الامن اتی الله بقلب سليم)) : روزی که نه دارايی ها و نه فرزندان سود نبخشد مگر آنکه انسان با دلی پاک و سالم خدا را ديدن کند.

از جمله آثار دنيوی انفاق، وسعت روزی برای خود انفاق کننده است پيامبر (صلی الله عليه و آله)فرمود: (( استنزلوا الرزق بالصدقه)) :روزی رابا دادن صدقه، پايين آوريد، و از جمله آثار انفاق در راه خدا شفای مريضها بدان وسيله است،پيامبر (صلی الله عليه و آله) فرمود: (( داووا مرضاکم بالصدقه)) بيمارهايتان را با دادن صدقه مداوا کنيد. و از جمله آثار دنيوی انفاق و صدقه عبارت است از طول عمر و دفع مرگ بد. امام باقر(عليه اسلام) فرمود: همانا احسان و نکو کاری و صدقه دادن، فقر و ناداری را بر طرف می کند و بر عمر می افزايد و احسان کننده وصدقه دهنده را از هفتاد نوع مرگ بدفرجام رهايی می بخشند.

و از ديگر آثار مثبت دنيوی صدقه و احسان،برکت مال و توفيق پرداخت قرضهاست، از امام صادق (عليه اسلام) منقول است که فرمود (( الصدقه تقضی الدين و تخلف البرکة)) :صدقه،پرداخت وام را فراهم می کند و برکت باقی می گذارد.

و همچنين صدقه آينده فرزندان انسان را تأمين می کند.امام صادق فرمود:هيچ بنده ای در دنيا به طريق نيکو صدقه نداد مگر آن که خدا پس از او در مورد فرزندانش، به نکويی جانشين ساخت.

و امام باقر (عليه اسلام) فرمود: اين که من خانواده ای مسلمان را کفالت کنم و شکم آنان را سير کنم و اندامشان را بپوشانم و مانع از آن باشم که دست به سوی مردم دراز کنند،دوست داشتنی تر است در نزد من از اين که دهها بلکه هفتاد بار حج بگذارم.

مسئله 320 : رسول خدا (صلی الله و عليه و آله)بزرگان وسرپرستار خانواده ها را تشويق فرموده است که برای اهل و عيال خود هدايايی بدهندو بدان وسيله دل آنان را شاد کنند.ابن عباس گفت:رسول خدا(صلی الله عليه وآله) فرمود:هر کس به بازار رود و هديه ای بخرد و آن رابه اهل عيال خود ببرد مانندآن است که صدقه ای را برای مردم نيازمند حمل کرده است.

مسئله 321 : اهتمام ورزيدن به امور مسلمانان از چيزهای است که شريعت اسلام به آن تشويق و مردم را به سوی آن فراخوانده است.

رسول خدا فرموده: (( من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم)) : هر که سب را سحر کند در حالی که به امور مسلمانان اهتمام نورزيده است مسلمان نيست.

و نيز فرمود: هر که صبح کند در حالی که در سر،اهتمام به امور مسلمانان را ندارد از آنان نيست.

و اينک برخی استفتائات و پاسخ های آيت الله العظمی سيستانی ـ دام ظله ـ که ويژه اين فصل است.

مسئله 322 : آيامی توان در تشيع جنازه همسايه غير مسلمان، شرکت جست؟

جواب : هرگاه او و کسان و منسوبينش به عدوات مسلمانان و اسلام معروف نباشد،مانعی از شرکت نيست ولی افضل آن است که به دنبال جنازه حرکت کند نه جلوتر.

مسئله 323 : آيا با يک شخص غير مسلمان اگر او همسايه، شريک و امثال آن بود می توان طرح دوستی ريخت؟

جواب :اگر او با اسلام و مسلمين دشمنی نمی ورزد و با کلام و يا در عمل،خصومت،آشکار نمی کند مانعی نيست که با او به مهر و محبت برخورد شود و در حقش احسان و نکويی به عمل آيد خدای متعال فرمود:

(( لا ينهيکم الله عن الذين لم يقاتلوکم فی الدين و لم يخرجوکم من ديارکم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين)) : خدا شما را از احسان و نکويی به کسانی که با شما نجنگيده و شما را از ميهن و خانه وکاشانه تان بيرون نکرده اند، نهی نمی کند زيرا خدا اهل قسط و عدالت را دوست می دارد.

مسئله 324 : آيا پيروان اديان وکتابهای آسمانی وبا ديگر کفار که اهل کتاب نيستند، می توانند وارد مساجدو ديگر اماکن عبادت و مشاهد مقدس شوند و بر فرض جواز ورود، آيا بانوان بی حجاب ايشان را به رعايت حجاب بايد الزام کرد؟

جواب : بنابر احتياط واجب،ورود آنان به مساجد جايز نيست اما ديگر اماکن مقدس،مانعی ندارد وزنان بايد به رعايت حجاب و پوشش اسلامی معتقد باشند در صورتی که بی حجابی آنان نوعی بی احترامی تلقی شود.

مسئله 325 : آيا همسايه يهودی ،مسيحی و يا همسايه ديگری راکه اصلاً دين ندارد و به آيينی دلبستگی ندارد می توان آزار داد؟

جواب : بدون سبب،جايز نيست او را آزاررسانيد.

مسئله 326 : آيا به بينوايان کافر اعم از کتابی و غير کتابی ،صدقه می توان داد چنان کاری ثواب دارد؟

جواب : به هر کسی که با حق مردم محق،سرعناد و دشمنی ندارد می توان صدقه داد و خدا به چنان عملی ،پاداش می دهد.

مسئله 327 : آيا امر به معروف و نهی از منکر با وجود احتمال تأثير و ايمنی از ضرر در مورد کسی که از دوستدران اهل بيت نيست ويا کافر است،واجب است؟

جواب : بلی ،اگر همه شرايط فراهم باشد واجب است.و از جمله شرايط آن است که شخص در ارتکاب منکر ويا ترک واجب،معذور نبوده باشد وجاهل مقصر و معذور نيست پس اورا نخست بايد ارشاد و راهنمايی کرد سپس اگر مخالفت ورزيد مورد امر و نهی قرار داد.

و اين،در صورتی است که منکر از چيزهايی نباشد که شارع مقدٌس به هيچ وجه راضی به وقوع آن نيست مثل فساد در روی زمين و آدم کشی وخونريزی و امثال آن و گرنه جلو آنگونه کارها بايد گرفته شود هر چند که کننده،جاهل قاصر بوده باشد.

مسئله 328 : در يک مدرسه اروپايی ،در جلو شاگردان،خدا را انکار می کند، آيا جايز است بچه های مسلمان در چنان مدرسه درس بخوانند در حالی که تأثيرات القا ئات آن معلم بسيار جدٌی است؟

جواب :چنان کاری جايز نيست و اوليای اطفال مسئوليت کامل دارند.

مسئله 329 : آيا در دبيرستانها،دختر و پسر می توانند مختلط باشند با علم به اينکه چنان اختلاطی ،روزی به فعل حرام می کشد هر چند که آن،نگاه حرام با شد.

جواب : در آن صورت جايز نيست.

مسئله 330 : آيا يک شخص مسلمان می تواند به استخرهای شنا برودکه مردوزن در آن مختلط اند و خصوصاً زنان درآنجا آنچنان پرده حيا را بريده که به تذکر اعتنا نمی کنند؟

جواب : حضور در چنان جاهايی بنابر احتياط،مطلقاً جايز نيست هر چند که نگاه بدون لذت جنسی به زنان که پوشش ندارند و پس از نهی هم خودداری نمی کنند،جايز می باشد.

مسئله 331 : کسانی که در کشورهای غربی سکونت دارند، می تواننددختر با حجاب خود را برای آموزش اجباری به مدارس مختلط بفرستند با علم به اينکه مدارس غير مختلط هم وجود دارد هر چند در مکانی دور و گران، و يا در سطح آموزش پايين؟

جواب : اگر اخلاق دختران در آن مدرسه فاسد شود تا چه رسد که اعتقادات و باورهای دينی را از دست بدهند که عادتاً چنين است،رفتن به آن مدارس جايز نمی باشد.

مسئله 332 : دخترانی که در دانشگاههای کشورهای بيگانه درس می خوانند می توانندبا پسران مسلمان در سفرهای تفريحی وگردش های علمی همراهی کنند؟ جواب : جايز نيست مگر آنکه از وقوع در حرام ايمن باشند.

مسئله 333 : آيا يک صحنه عشقی طبيعی را می توان در خيابان تماشا کرد؟

جواب : احتياط آن است که به طور مطلق به چنين صحنه هايی نگاه نکند هر چند که اگر با نظر شهوت و لذت جنسی همراه نباشدمی توان نگريست.

مسئله 334 : آيا می توان به سينماهای مختلط و ديگر اماکن لهو و نا مشروع رفت با اين وجود که مطمئن نيستيم در حرام نيفتيم؟ جواب : جايز نيست.

مسئله 335 : آيا شنا در استخر مختلط که هدف، لذت نمی باشد،جايز است؟

جواب : بنابر احتياط، رفتن به اماکن لهو و فساد،به طور مطلق جايز نمی باشد.

مسئله 336 : آيا در روزهای آفتابی ،می توان به کنار دريا و يا پارکهای عمومی رفت در حالی که در آنجا صحنه های خلاف عفت عمومی وجود دارد؟ جواب : با وجود عدم اطمينان و خوف و وقوع در حرام، جايز نيست.

مسئله 337 : در کشورهای اروپايی ،توالت های بهداشتی متناسب با معيارهای خود می سازندو هرگز رو به قبله و يا پشت بع قبله بودن را که ما در ساختمانهای خود در ميهن اسلامی ،رعايت می کنيم ملحوظ نمی کنند.آيا از چنان توالت های می توان استفاده کرد به خصوص که سمت قبله را ندانيم و اگر سمت قبله را بدانيم چطور؟راه چاره چيست؟

جواب : در صورت نخست،بنابر احتياط ،از چنان توالت های استفاده نشود مگر آنکه از شناخت سمت قبله نوميد شود و نتواند انتظار کشد و يا منتظر ماندن برای او رنج آور و پر زحمت و يا آسيب زا باشد واما در صورت دوم بنابر احتياط رو به قبله و يا پشت به قبله ننشينيد ودر موقع ضرورت و ناچاری پشت به قبله بودن را برگزيند.

مسئله 338 : اگر يک مسلمان در کشورهای اروپايی و يا آمريکايی وامثال آنها، جامه دانی پيدا کند که دارای علامت است و بدان وسيله می توان صاحب آن را شناخت و يا اصلاً دارای علامت نباشد،تکليف چيست؟

جواب : جامه دان معمولاً دارای علامتی است که بدان وسيله صاحب آن را می توان شناخت، پس اگر معلوم شود که صاحب آن مسلمان و يا در حکم مسلمان است که داراييشان محترم می باشد ويا چنين چيزی محتمل به احتمال،معقول و در خور توجه باشد لازم است يک سال صبر کند و آن را معرفی نموده و پس از آنکه از يافتن صاحب آن نوميدی حاصل شد آن را صدقه داد و اما اگر معلوم گردد که صاحب آن،غير مسلمان است جايز است آن را تملک نمود مگر آنکه کشور از کشور هايی باشد که مسلمانان تعهد داده تحت شرايط پيشنهادی آنان زندگی کند و از جمله است تحويل يافته ها و گمشده ها به صاحبانشان که در اين صورت تملک آن جايز نيست و بايد مطابق تعهدات قانونی عمل کرد.

مسئله 339 : هرگاه مبلغ زيادی پول در يک کشور اروپايی پيدا کنيم وعلامتی هم نداشته باشد می توانيم آن را تملک کنيم؟

جواب : اگر آن پول دارای علامت نباشد که بدان وسيله صاحبش را شناسايی کنيم هر چند آن علامت،مقدار و مبلغ آن باشد می توان آن را تملک کرد مگر آنکه مورد از مسائلی باشد که در پيش گفتيم که در آن صورت برابر مقررات قانونی آن کشور بايد عمل شود.

مسئله 340 : در کشورهای غربی ، هرگاه لوازم گران قيمت را باقيمت های خيلی پايين وارزان،در معرض فروش می گذارند طوری که انسان مطمئن می شود که آن مال،مال دزدی است،اگر يقين و گمان قوی داشته باشيم که آن،مال دزدی است اعم از آنکه از مسلمان دزديده شده و يا از کافر، فروشنده مسلمان باشد ياکافر،خريد و فروش چنان مالی جايز است؟

جواب : اگر انسان بداند و يا اطمينان داشته باشد که آن مال از يک شخصی که مالش محترم است دزديده شده اعم از آنکه مسلمان باشديا غير مسلمان،خريد و فروش و تمٌلک چنان مالی ،جايز نمی باشد.

مسئله 341 : قيمت سيگار در کشورهای غربی و اروپايی ،بسيار گران است،آيا خريد آن از باب حرمت اسراف و تبذير حرام است به ويژه آنکه می دانيم سيگار فايدهای ندار که هيچ،ضرر هم ندارد.

جواب : خريد آن، جايز است و نتها بدان علت که در سؤال فرض شده،استعمال آن حرام نمی شود،بلی اگر سيگار کشيدن برای شخصی به طور جدی ضرر کند و ترک آن،برايش آسيبی نرساند و يا ضرر ترک سيگار از ضرر خود سيگار کشيدن کمتر باشد،در اين صورت اجنتاب لازم است.

مسئله 342 : برای ظبط مکالمه های تلفنی اشخاص،دستگاههايی اختراع کرده اند که بدون توجه صحبت کننده، سخنان او ظبط می شود تا به هنگام لزوم و نياز به آنها احتجاج و استشهاد شود.آيا چنين کاری جايز است؟

جواب : در ظبط سخنان کسی که در پشت تلفن صحبت می کند اجازه گرفتن واجب نيست اما پخش آنها و به اطلاع ديگران رساندن، اگر اهانت به مؤمن و افشای راز او محسوب می شود جايز نيست مگر اين که آن هم با واجبی ديگر برابر و يا مهمتر، تزاحم پيدا کند.

مسئله 343 : عکس برداری را به مجلس جشن عروسی که در آن شراب می خورند دعوت می کنند آيا پذيرفتن چنين دعوتی جايز است؟

جواب : جايز نيست از صحنه های شرابخواری وامثال آن که از محرومات اند،فيملبرداری شود.

مسئله 344 : حدود اطاعت از پدر و مادر چيست؟

جواب : فرزند در برابر پدر و مادر دو نوع واجب دارد:

اول: نکويی و انفاق به ايشان اگر بينوا وتهيدست اند و تأمين نيازمندی های زندگيشان و برآوردن خواسته های مشروعان در حدود شئون عادی زندگانی آنگونه که فطرت سالم ايجاب می کند. و ترک اين وظيفه نوعی انکار نکويی های ايشان است.

و اين نکويی بر حسب اختلاف حال پدر و مادر از حيث تنگنايی و گشايش و نيرو و ضعف فرق می کند.

دوم: نيک رفتاری وخود داری از بد رفتاری در سخن و عمل اگر چه به او ستم کرده باشد و در روايت آمده است که اگر پدر و مادرت تورا زدند نبايد به آنان تندی کنی بلکه بايد بگويی خدا شما را بيامرزد.

اين دو وظيفه نسبت به شئون پدر مادر است و اما در شئون فرزند نيز امر دو نوع است :

اول: اديت شدن پدر و مادر از اين ناحيه باشد که دلسوز فرزندشان هستند و از کاری که او انجام می دهد هر چند در ارتباط با ايشان نباشد، رنج می کشند، فرزند، چنين کاری را نبايد بکند اعم از اينکه او را نهی کنند و يا نه.

دوم: اذيت شدن پدر و مادر از اين جهت باشد که آنان برخی خصلت های نکوهيده دارند مثلاًدوست نمی دارند فرزندانشان به دنبال خير دنيا باشد چنين اذيت شدنی اثری برای فرزند ندارد و واجب نيست فرزند در مقابل اين نوع توقعات تسليم آنان باشد. و از همين مطلب معلوم می شود که اطاعت از پدر و مادر در خصوص او امر ونواهی شخصی شان در حد ذات خود واجب نيست.و خدا عالم و داناست.

مسئله 345 : برخی پدران می ترسند فرزندانشان امر به معروف و نهی از منکر کنند مبادا زيانی به آنان رسد، آيا اطاعت آنان در اين موارد واجب می شود با علم فرزند به اينکه عمل او مؤثر واقع می شود و بيم ضرر هم برخود نمی برد؟

جواب : اگر چنان کاری با شرايط، بر فرزند واجب باشد لازم است انجام دهد و نبايد به خاطر اطاعت مخلوق،نا فرمانی خالق کند.

مسئله 346 : پسری با پدر و مادرش هر روز در يک امر حياتی بگو مگوی تندی می کنند طوری که پدر و مادر می رنجند.آيا جايز است فرزندان چنين کنندو حدود چنين رفتاری چيست فرزند تا کجا بايد آن حدود را رعايت نمايد؟

جواب : هر فرزندی می توان درباره نظرات پدر ومادر که به صحبت آنها عقيده ندارد بحث و گفتگو کند اما بايد آرامش داشته باشد و ادب را رعايت نمايد و به آنان تندوتيز ننگرد و صدايش را برآنان بلند نکند تا چه رسد به کار بردن کلمه های رکيک و خشن که هرگز جايز نيست.

مسئله 347 : مادری به فرزندش می گويد برو همسرت را طلاق بده و گرنه عاقت می کنم چون او با عروس خود نمی سازد آيا اطاعت مادر در اين خصوص واجب است؟

جواب : اطاعت ازمادر در اين مورد واجب نيست و آن کلام که تورا عاق می کنم ،بی اثر است البته بايد از بد گفتاری با مادر اجتناب کرد.

مسئله 348 : پدری فرزند خود را طوری زده است که بدن او را سرخ و يا سياه کرده است آيا بر پدر،ديه واجب می شود و اگر جز پدر کسی ديگر بزند حکم فرق می کند؟

جواب : ديه واجب می شود اعم از آنکه زننده،پدر باشد و يا ديگری .

مسئله 349 : مسلمانی اطمينان دارد که پدرش از ته قلب به خارج مسافرت کردن او راضی نيست اما او آن را از زبان پدر نشنيده است آيا در اين صورت سفر را که به مصلحت او هم هست بايد ترک کرد؟

جواب : اگر نکويی به پدر در همان حدی که در مسائل گذشته اشاره کرديم چنان کاری راايجاب کند و يا پدر از مسافرت فرزندش به سبب دلسوزی ،اذيت می شود لازم است او چنان مسافرتی را رها کند مگر آن که از ترک آن سفر ضرر و زيان ببيند که در اين صورت لازم نيست ترک سفر کند تا آنان نرنجند.

مسئله 350 : آيا زن به پدر ومادر وبرادر و خواهر شوهر بايد نکويی وخدمت کند و يا شوهر لازم است که به پدر،مادر،برادرو خواهر همسرش خدمت و نيکی کند خصوصاً در سرزمين های غريب؟

جواب : در اين که چنان کاری ، احسان ونيکی و نکويی به زن و شوهر به حساب،می آيد خوب است،با اين وجود واجب نيست.