ملحقات مناسك حج

احكام طهاره و نماز در حرمين شريفين

سؤال 393 : آيا نماز شخص امامى اگر با اقتداى به يكى از اهل سنت بوده باشد در دو صورت زير صحيح است :
الف : اين كار بر اثر تقيه باشد؟
ب : اين كار براى حفظ برخى مصالح عمومى مانند الفت گرفتن براى حفظ وحدت اسلامى باشد؟
جواب : نماز خواندن پشت سر آنان جايز است، ليكن مأموم اگر بتواند بايد با صداى آهسته براى خودش قراءت كند و اگر نتوانست در دلش بخواند. اگر هم تقيه اقتضا كرد مى تواند تكتّف كند (دو دستش را بر هم بگذارد) همچنين در صورتى كه جايى كه هست چيزى كه سجده بر آن جايز است نباشد جايز است بر فرش ومانند آن سجده كند واگر باشد مانند زمين يا حصير بايد بر آن سجده كند.

سؤال 394 : اگر اقتدا به آنان در نماز جمعه بود، آيا واجب است كه پس از آن نماز ظهر به جاى آورده شود؟
جواب : آرى، واجب است.

سؤال 395 : حكم نماز پشت سرشان اگر آن را پيش از دخول وقت به جاى آورند، چيست؟
جواب : در اين صورت مُجزى نيست و نبايد به آن اكتفا كنند.

سؤال 396 : در نمازهايى كه در مكه مكرمه و مدينه منور برپا مى شود رسم است كه امام جماعت پس از ركعت دوم در نماز صبح و پس از ركعت سوم در نماز مغرب قنوت مى خواند و بعد از هر فقره از دعايى كه در قنوتش مى خواند مأمومين آمين مى گويند. آيا براى مؤمنانى كه در اين نماز جماعت ها شركت مى كنند جايز است همراه ديگر مأمومين آمين بگويند؟
جواب : آمين گفتن مبطل نماز ـ به شرحى كه در رساله آمده است ـ آن است كه پس از قرائت سوره حمد باشد، اما در جاهاى ديگر نماز اگر بدان قصد دعا داشته باشند اشكالى ندارد. البته، اگر مأموم به تبعيت از ديگرى آمين گفت و به معناى آن جاهل بود، از آمين هاى باطل كننده نمازش خواهد بود.

سؤال 397 : در نمازهاى جماعتى كه در مسجدالحرام و مسجد نبوى برگزار مى شود، برخى از مردم به طبقه بالا مى روند و از آن جا به امام جماعت اقتدا مى كنند، با اين كه به دليل بلندى ديوارها نه امام را مى بينند و نه چيزى از صف هاى جماعت را. آيا براى شخص امامى جايز است كه به اين گروه در طبقه دوم بپيوندند؟
جواب : جايز است، ليكن در نمازش آن چه را در باب نماز پشت سر غيرامامى مراعاتش لازم است، رعايت كند.

سؤال 398 : آيا سجده بر سنگ هاى كف مسجدالحرام جايز است نظر به اين كه به دليل برگرداندن حرارت و اثر نگرفتن از خورشيد، با سنگ هاى ديگر متفاوت است و مى گويند كه سنگ مصنوعى است و طبيعى نيست؟
جواب : مصنوعى بودن اين سنگ ـ در صورتى كه مواد تشكيل دهنده اش از آنجه كه سجده بر آن صحيح است باشد و يا آن مواد ديگر در آن مستهلك شده باشد ـ مانع از سجده بر آن نيست. اين در مورد حالت غير تقيه است ولى در حالت تقيه سجده بر آن جايز است اگرچه از چيزى ساخته شده باشد كه سجده بر آن جايز نيست.

سؤال 399 : آيا سجده بر فرش هاى مسجد نبوى جايز است، يا نه؟
جواب : اگر تقيه اقتضاى آن را داشته باشد، جايز است و واجب نيست براى رهايى از سجده بر فرش، به جاى ديگرى بروند، همچنين تأخير انداختن نماز تا زوال به سبب تقيه واجب نيست.

سؤال 400 : آيا احتياط حضرت عالى در مورد صحيح نبودن نماز زن و مردى كه در حال نماز محاذى يكديگر بوده باشند يا زن جلوتر از مرد باشد، در مسجدالحرام نيز جارى است؟
جواب : در مكه مكرمه به هنگام ازدحام جارى نيست و بنابر اظهر در آن جا تقدم و تأخر جايز است.

سؤال 401 : اگر مردى به نماز ايستاد و بعد زنى آمد و محاذى او و يا جلوتر از او به نماز مشغول شد، آيا با اين كار تنها نماز زن باطل مى شود، يا نماز مردم هم باطل مى گردد؟ اگر حكم عكس اين مسأله چيست؟
جواب : بنابر احتياط هر دو نماز با هم باطل مى شوند. زيرا به نظر ما مانعيت محاذات يا جلوتر ايستادن زن، اختصاص به آن كه نماز را بعداً شروع كرده است ندارد و هر دو را شامل مى شود.

سؤال 402 : آيا نماز جماعت با دايره زن پيرامون كعبه مشرفه صحيح است؟
جواب : نماز كسى كه در موقفش بر امام مقدم شده باشد، اشكال پيدا مى كند، ليكن براى مؤمنان شركت در اين نمازهاى جماعت دايره اى كه امروزه در مسجدالحرام برپا مى شود، با رعايت شروط معتبر در مورد نماز پشت سر شخص غيرامامى جايز است.

سؤال 403 : اين كه مى گويند نماز در حجر اسماعيل جايز نيست، صحيح است؟
جواب : اين گفته اساسى ندارد.

سؤال 404 : آيا مخيّر بودن بين شكستن نماز يا تمام خواندن آن براى مسافر اختصاص به بخش هاى قديمى مكه مكرمه و مدينه منوره دارد، يا شامل توسعه ها و افزايش هاى جديد نيز مى شود؟
جواب : شامل افزايش هاى جديد نيز مى شود.

سؤال 405 : اگر راننده اتوبوس به مسافر فرصت كافى براى خواندن خارج از اتوبوس ندهد، آيا مسافر جايز است كه نماز واجبش را در حالى كه در اتوبوس بر جاى خود نشسته است به جاى آورد؟
جواب : آرى، ليكن خواندن نماز در حالت ايستاده بر آن مقدم است. در هر دو صورت اگر ممكن گردد بايد در همه حالات نماز رو به قبله باشد والا در صورت تمكن در حالت تكبيرة الاحرام رو به قبله باشد وگرنه شرط رو به قبله بودن ساقط مى شود. همچنين اگر بتواند ركوع و سجود اختيارى به جاى آورد ـ مانند آن كه از راهرو ميان اتوبوس استفاده كند ـ واجب است كه چنين كند و اگر نتوانست آن ها را به جاى آورد، در صورتى كه مى تواند به مقدارى كه عنوان ركوع و سجود صدق كند خم شود، بايد چنين كند. در سجود نيز گذاشتن پيشانى بر سجده گاه را رعايت كند، گرچه با بالا آوردن سجده گاهه باشد و اگر به اين مقدار نيز نتوانست خم شود، بدل از آن ها اشاره كند.

سؤال 406 : اگر مسافر نيت اقامت ده روزه در مكه كرد و پس از گذشت ده روز به عرفات و از آن جا به مشعر و سپس به منى رفت و سپس به مكه بازگشت، حكم نمازش در عرفات و مشعر و منى از جهت شكسته يا تمام بودن، چيست؟
جواب : اگر مسافت از انتهاى مكه فعلى تا عرفات و سپس مشعر و سپس منى و بالعكس چهل و چهار كيلومتر يا بيشتر باشد، نمازش را در اين جاها شكسته بخواند و اگر كمتر از اين مقدار باشد تمام بخواند. البته، در صورت دوم اگر قصد سفر از عرفات داشته باشد و بازگشتش به مكه نه از آن جهت كه محل اقامتش است باشد، بلكه از جهت وقوعش در مسير او باشد، حكمش شكسته خواندن نماز در مشعر و منى است. اما در مكه مخيّر است كه شكسته يا تمام بخواند، زيرا از جمله جاهايى است كه مسافر مى تواند در آن نماز را شكسته يا تمام بخواند.

سؤال 407 : اگر مسافر در فرض سؤال قبلى پس از نيت اقامت ده روزه در مكه و خواندن يك نماز چهار ركعتى در آن به نيت اقامت، بر اثر مانعى نتوانست همه ده روز را در مكه بماند و ناچار شد قبل از پايان آن به عرفات برود، حكمش چيست؟
جواب : مشمول حكم مسأله قبل است.

سؤال 408 : در فرض سؤال قبلى اگر مسافر روز عيد به مكه بازگشت، سپس از آن جا براى مبيت به منى رفت، يا آن كه روز دوازدهم به مكه بازگشت، بى آن كه نيت اقامت ده روزه در آن كند، حكم نمازش در منى و مكه چيست؟ آيا نمازش شكسته است يا تمام؟
جواب : اگر مسافت از انتهاى مكه فعلى تا عرفات و آن گاه مزدلفه و سپس منى و بالعكس چهل و چهار كيلومتر يا بيشتر باشد، نمازش را در مكه و منى شكسته بخواند ـ همان طور كه در عرفات و مزدلفه شكسته مى خواند ـ البته، جايز است كه در مكه نمازش را تمام بخواند، زيرا از جاهايى است كه شخص در آن ميان قصر و تمام مخيّر است. اما اگر اين مسافت كمتر از مقدار مذكور باشد، وظيفه اش آن است كه در همه جا نمازش را تمام بخواند، جز در موردى كه در جواب سؤال 406 گذشت.

سؤال 409 : اخبارى كه در فضيلت نماز در مسجدالحرام و مسجد نبوى رسيده است، آيا شامل گسترش ها و افزايش هاى جديد اين دو مسجد نيز مى شود؟ همچنين ساير احكام مترتب بر آن ها را دربر مى گيرد؟
جواب : آرى، اگر اين افزايش ها، گسترش ها مسجد ـ نه اضافه يا پيوست آن ها ـ به شمار آيد.

سؤال 410 : مسؤولان كاروان هاى حج و راهنماى حُجاج كه هر ساله كارشان اين است، آيا نمازشان شكسته است، يا تمام؟
جواب : اگر كارشان كوتاه مدت باشد، مانند سه هفته، وظيفه شان نماز قصر است و اگر بلندمدت مثلاً سه ماهه باشد، وظيفه شان نماز تمام است و در موارد اشتباه و شك در اين كه كثيرالسفر هستند يا نه، احتياط آن است كه ميان قصر و تمام جمع كنند و نمازشان را هم شكسته بخوانند و هم تمام.

سؤال 411 : آيا وضو گرفتن با آبى كه بهوسيله آب سردكن در مكه و مدينه براى نوشيدن اختصاص داده شده است، جايز است؟
جواب : اگر مختص نوشيدن باشد، وضو گرفتن با آن جايز نيست.

سؤال 412 : حكم كسى كه قبلاً بر اثر جهل به حكم با آن وضو گرفته است، چيست؟
جواب : بنابر اظهر وضويش صحيح است.

سؤال 413 : آيا وضو گرفتن با آب هاى موجود در ساختمان ها و مؤسسات دولتى دولت هاى اسلامى، جايز است؟
جواب : آرى، مادام كه غصبى بودن آن معلوم نشود، جايز است.

سؤال 414 : هرگاه قسمتى از مسجدالحرام نجس شود، مسؤولين عين نجاست را برطرف مى كنند و سپس با پارچه هاى آغشته به آب و مواد پاك كننده، محل آن را پاك مى كنند و معلوم است كه اين كار براى طاهر كردن محل كفايت نمى كند. سپس رطوبت باقى مانده بر اثر رفت و آمد مردم و پا گذاشتن بر آن به جاهاى ديگر مسجد سرايت مى كند و در نتيجه علم عادى به نجس شدن بيشتر جاهاى مسجد حاصل مى شود، آيا در اين حال سجده بر كف مسجدالحرام در حال اختيار جايز است، يا فقط در حال تقيه جايز است؟ همچنين حكم طواف كننده اگر به بدنش در مطاف رطوبتى مسرى اصابت كرد، آيا طوافش صحيح است، يا آن كه لازم است آن را اعاده كند؟
جواب : حصول علم به نجس شدن بيشتر قسمت هاى مسجد ـ كه در سؤال آمده است ـ نادر است و سزاوار نيست كه به ظن به نجاست ـ چه برسد به احتمال آن ـ اعتناد شود.