توضيح المسـائل

احكام وقف

مسأله 2641 ـ اگر كسى چيزى را وقف كند ، از ملك او خارج مى‏شود و خود او و ديگران نمى توانند آن را ببخشند يا بفروشند ، و كسى هم از آن ملك ارث نمى‏برد ، در بعضى از موارد كه در مسأله (2057 و 2058) گفته شد ، فروختن اشكال ندارد .

مسأله 2642 ـ لازم نيست صيغه وقف را به عربى بخوانند ، بلكه اگر مثلاً بگويد اين كتاب را بر طلاب علوم دينى وقف كردم ، وقف صحيح است ، بلكه وقف به عمل نيز محقق مى‏شود مثلاً چنانچه حصيرى را به قصد وقف بودن در مسجد بيندازد ، و يا ساختمانى را بطورى كه مساجد را به آن طور مى‏سازند به قصد مسجد بودن بسازد ، وقفيّت محقّق مى‏شود ، ولى به قصد تنها وقفيّت محقق نمى‏شود . و قبول در وقف لازم نيست چه وقف عام باشد ، و چه وقف خاص ، و همچنين قصد قربت لازم نيست .

مسأله 2643 ـ اگر ملكى را براى وقف كردن معيّن كند و پيش از آنكه وقف كند پشيمان شود يا بميرد ، وقف واقع نمى‏شود ؛ و همچنين اگر در وقف خاص قبل از قبض موقوف عليه بميرد .

مسأله 2644 ـ كسى كه مالى را وقف مى‏كند ، بايد از موقع وقف كردن ، مال را براى هميشه وقف كند ، و اگر مثلاً بگويد اين مال بعد از مردن من وقف باشد ، چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده است ، صحيح نيست ، و نيز اگر بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد ، يا بگويد تا ده سال وقف باشد ، بعد ، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد ، وقف صحيح نيست ، ولى در اين صورت اگر قصد حبس كند ، حبس واقع مى‏شود .

مسأله 2645 ـ وقف خاص در صورتى صحيح است كه مال وقف را تحت تصرف كسانى كه براى آنها وقف شده ، يا وكيل يا ولىّ آنها در آورد ، و كافى است كسانى كه از طبقه اول موجودند تصرف كنند ، و اگر بعضى از آنها تصرف كنند فقط نسبت به آنها صحيح است ، ولى اگر چيزى را بر اولاد صغير خود وقف كند ، اگر عين در دست خود او باشد كافى است و وقف صحيح است .

مسأله 2646 ـ در اوقاف عامه از قبيل مدارس ، و مساجد و امثال اينها ، قبض معتبر نيست و وقفيّت به مجرّد وقف نمودن محقق مى‏شود .

مسأله 2647 ـ وقف كننده بايد بالغ و عاقل باشد ، و با قصد و اختيار وقف كند و شرعاً بتواند در مال خود تصرف نمايد ، بنابراين سفيه ـ يعنى : كسى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مى‏كند ـ چون حق ندارد در مال خود تصرف نمايد ، اگر چيزى را وقف كند صحيح نيست .

مسأله 2648 ـ اگر مالى را براى بچه‏اى كه در شكم مادر است و هنوز به دنيا نيامده است وقف كند ، صحت آن محل اشكال است ، و لازم است رعايت احتياط نمايند ، ولى اگر براى اشخاصى كه فعلاً موجودند و بعد از آنها براى كسانى كه بعداً به دنيا مى‏آيند وقف نمايد ، اگر چه در موقعى كه وقف محقق مى‏شود در شكم مادر هم نباشند ، مثلاً چيزى را بر اولاد خود وقف كند كه بعد از آنان وقف نوه‏هاى او باشد ، و هر دسته‏اى بعد از دسته ديگر او از وقف استفاده كنند ، صحيح است .

مسأله 2649 ـ اگر چيزى را بر خودش وقف كند ، مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عايدى آن را بعد از مرگ او خرج اداء ديون ، يا استيجار براى عبادات او نمايند ، صحيح نيست ، ولى اگر مثلاً منزلى را براى اسكان فقرا وقف كند و خودش فقير شود ، مى‏تواند در آن ساكن شود ، و امّا اگر وقف كند كه اجاره آن را ميان فقرا توزيع كنند و خودش فقير شود ، گرفتن او از آن مال محل اشكال است .

مسأله 2650 ـ اگر براى چيزى كه وقف كرده متولّى معيّن نموده باشد ، بايد مطابق قرار داد او رفتار شود ، و اگر معيّن ننموده باشد ، چنانچه بر افراد مخصوص مثلاً بر اولاد خود وقف كرده باشد ، اختيار استفاده با خود آنان است ، و اگر بالغ نباشند اختيار با ولىّ ايشان است ، و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نيست ، ولى براى آنچه مصلحت وقف يا مصلحت نسلهاى آينده است مثل تعمير كردن وقف و اجاره دادن آن به نفع طبقات بعدى اختيار با حاكم شرع است .

مسأله 2651 ـ اگر ملكى را مثلا بر فقرا يا سادات وقف كند ، يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد ، در صورتى كه براى آن ملك متولّى معيّن نكرده باشد ، اختيار آن با حاكم شرع است .

مسأله 2652 ـ اگر ملكى را بر افراد مخصوصى ، مثلاً بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه‏اى بعد از طبقه ديگر از آن استفاده كنند ، چنانچه متولّى وقف آن را اجاره دهد و بميرد ، اجاره باطل نمى‏شود ، ولى اگر متولّى نداشته باشد و يك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده ، آن را اجاره دهند ، و در بين مدت اجاره بميرند ، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نكنند ، اجاره باطل مى‏شود ، و در صورتى كه مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد ، ما بقى مال الاجاره را از زمان باطل شدن ، پس مى‏گيرد .

مسأله 2653 ـ اگر عين موقوفه خراب شود ، از وقف بودن بيرون نمى‏رود مگر آنكه وقف مقيد به عنوان خاصى باشد و آن عنوان از بين برود ، مثل اينكه باغ را به قيد باغ بودن وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل مى‏شود ، و به ورثه واقف بر مى‏گردد .

مسأله 2654 ـ ملكى كه مقدارى از آن وقف است ، و مقدارى از آن وقف نيست ، اگر تقسيم نشده باشد ، متولّى وقف و مالك قسمتى كه وقف نيست مى‏توانند وقف را جدا كنند .

مسأله 2655 ـ اگر متولّى وقف خيانت كند ، مثلاً عايدات آن را به مصرفى كه معيّن شده نرساند ، حاكم شرع امينى را به او ضميمه مى‏نمايد كه مانع از خيانتش گردد ، و در صورتى كه ممكن نباشد ، مى‏تواند او را عزل و بجاى او متولّى امينى را معيّن نمايد .

مسأله 2656 ـ فرشى را كه براى حسينيّه وقف كرده‏اند ، نمى شود براى نماز به مسجد ببرند ، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيّه باشد ، ولى اگر ملك حسينيّه باشد ، با اجازه متولّى مى‏شود به جاى ديگر منتقل نمود .

مسأله 2657 ـ اگر ملكى را براى تعمير مسجدى وقف نمايند ، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير نداشته باشد و انتظار هم نرود كه در آينده نه چندان دور احتياج به تعمير پيدا كند ، و نيز ممكن نباشد كه عايدات آن ملك را جمع نموده و نگهدارند كه تا بعدها به تعمير مسجد برسد ، در اين صورت احتياط لازم آن است كه عايدات آن ملك را در آنچه نزديك به مقصود واقف بوده ، صرف نمايند مانند تأمين بقيه احتياجات مسجد يا تعمير مسجد ديگر .

مسأله 2658 ـ اگر ملكى را وقف كند كه عايدى آن را خرج تعمير مسجد نمايند ، و به امام جماعت و به كسى كه در آن مسجد اذان مى‏گويد بدهند ، در صورتى كه براى هر يك مقدارى معيّن كرده باشد بايد همانطور مصرف كنند ، و اگر تعيين نكرده باشد بايد اول مسجد را تعمير كنند ، و اگر چيزى زياد آمد متولّى آن را بين امام جماعت ، و كسى كه اذان مى‏گويد بطورى كه صلاح مى‏داند قسمت نمايد ، ولى بهتر آن است كه اين دو نفر در تقسيم با يكديگر صلح كنند .