توضيح المسـائل

احكام سر بريدن و شكار كردن حيوانات

مسأله 2548 ـ حيوان حلال گوشت چه وحشى باشد چه اهلى اگر آن را به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود سر ببرند ، پس از جان دادن ، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است ، و براى حلال شدن شتر و ماهى و ملخ راه ديگرى است كه در مسائل آينده خواهد آمد .

مسأله 2549 ـ حيوان حلال گوشت وحشى مانند آهو و كبك و بزكوهى ، و حيوان حلال گوشتى كه اهلى بوده و بعداً وحشى شده ، مثل گاو و شتر اهلى كه فرار كرده و وحشى يا سركش شده است كه نمى توان آن را گرفت ، اگر به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود آنها را شكار كنند ، پاك و حلال است ، ولى حيوان حلال گوشت اهلى مانند گوسفند و مرغ خانگى ، و حيوان حلال گوشت وحشى كه بواسطه تربيت كردن اهلى شده است ، با شكار كردن پاك و حلال نمى‏شود .

مسأله 2550 ـ حيوان حلال گوشت وحشى در صورتى با شكار كردن پاك و حلال مى‏شود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد ، بنابراين بچه آهو كه نمى‏تواند فرار كند و بچه كبك كه نمى‏تواند پرواز نمايد ، با شكار كردن پاك و حلال نمى‏شود ، و اگر آهو وبچه‏اش را كه نمى‏تواند فرار كند ، با يك تير شكار نمايد ، آهو حلال و بچه‏اش حرام است .

مسأله 2551 ـ حيوان حلال گوشتى كه خون جهنده ندارد مانند ماهى ، اگر بخودى خود بميرد پاك است ولى گوشت آن را نمى‏شود خورد .

مسأله 2552 ـ حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد مانند مار و سوسمار ، مرده آن پاك است ، پس شكار يا سر بريدن آن اثرى ندارد .

مسأله 2553 ـ سربريدن و شكار كردن سگ و خوك اثرى ندارد زيرا پاك نمى‏شوند ، وخوردن گوشت آنها هم حرام است . و همچنين حيوانات كوچكى كه در داخل زمين لانه داشته و خون جهنده دارند ، مانند موش و موش خرما كه با شكار يا سربريدن ، گوشت وپوست آنها پاك نمى‏شود .

مسأله 2554 ـ حيوانات حرام گوشت ـ بجز آنچه در مسأله پيش گفته شد ـ با سربريدن ، يا شكار كردن با اسلحه ، گوشت و پوست آنها پاك مى‏شود ، چه درنده باشند و چه غير درنده ، حتى فيل و خرس و بوزينه (كه از نظر فقهى محل اختلاف‏اند) . ولى اگر حيوانات حرام گوشت را با سگ شكار كنند ، پاك بودنش محل اشكال است .

مسأله 2555 ـ اگر از شكم حيوان زنده ، بچه مرده‏اى بيرون آيد يا آن را بيرون آورند ، خوردن گوشت آن حرام است .

دستور سربريدن حيوانات

مسأله 2556 ـ دستور سربريدن حيوان آن است كه چهار مجرى را بطور كامل ببرند : 1 ـ مجراى نفس (حلقوم) . 2 ـ مجراى خوردن (مرى) . 3 و 4 ـ دو رگ كلفتى كه در دو طرف مرى و حلقوم مى‏باشد . ـ و بنابر احتياط واجب ـ شكافتن آنها ، يا بريدن حلقوم به تنهائى كافى نيست . و بريدن اين چهار چيز واقع نمى‏شود مگر اينكه از زير مهره‏اى كه حلقوم و مرى از آنها جدا مى‏شوند ، ببرند .

مسأله 2557 ـ اگر بعضى از اين چهار مجرى را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند ، كفايت نميكند ، امّا در صورتى كه آنها را پيش از جان دادن حيوان ببرند ، بطور معمول پشت سر هم نباشد ، آن حيوان پاك و حلال است .

مسأله 2558 ـ اگر گرگ گلوى گوسفند را به طورى بكَند كه از اين چهار مجرى چيزى نماند ، آن گوسفند حرام مى‏شود ، و همچنين است اگر از حلقوم چيزى نماند ، بلكه اگر مقدارى از گردن را بكَند ، و اين چهار مجرى آويزان به سر ، يا متصل به بدن باقى بمانند ، آن گوسفند ـ بنابر احتياط واجب ـ حرام مى‏شود ، ولى اگر جاى ديگر بدن را بكَند ، در صورتى كه گوسفند زنده باشد و به دستورى كه گفته مى‏شود سر آن را ببرند ، حلال و پاك مى‏باشد ، و اين حكم اختصاص به گرگ و گوسفند ندارد .

شرايط سربريدن

مسأله 2559 ـ سربريدن حيوان چند شرط دارد :

اول : كسى كه سر حيوان را مى‏برد چه مرد باشد چه زن بايد مسلمان باشد ، و بچه مسلمان هم اگر مميّز باشد ـ يعنى : خوب و بد را بفهمد ـ مى‏تواند سر حيوان را ببرد . و امّا كسى كه از كفّار غير كتابى ، يا از فرقه‏هائى است كه در حكم كفّارند ، مانند نواصب ، اگر سر حيوان را ببرد آن حيوان حلال نمى‏شود ، بلكه كافر كتابى نيز اگر سر حيوان را ببرد هر چند «بسم اللّه‏» هم بگويد ، ـ بنابر احتياط واجب ـ آن حيوان حلال نمى‏شود .

دوم : سر حيوان را در صورت امكان با چيزى ببرند كه از آهن باشد ، و بريدن با چاقوى استيل ـ بنابر احتياط واجب ـ كافى نيست . ولى چنانچه آهن پيدا نشود با چيز تيزى كه چهار مجراى آن را جدا كند ، مانند شيشه و سنگ نيز مى‏شود سر آن را بريد ، هر چند ضرورتى مقتضى سربريدنش نباشد .

سوم : در موقع سربريدن ، حيوان رو به قبله باشد ، پس اگر نشسته يا ايستاده باشد رو به قبله بودن آن همانند رو به قبله بودن انسان در نماز است ، و اگر حيوان بر طرف راست يا چپ خوابيده باشد بايد محل بريدن و شكم حيوان رو به قبله باشد و لازم نيست پاها و دستها و صورت آن رو به قبله باشد . و كسى كه مى‏داند بايد رو به قبله سر ببرد اگر عمداً حيوان را رو به قبله نكند ، حيوان حرام مى‏شود ، ولى اگر فراموش كند ، يا مسأله را نداند ، يا قبله را اشتباه كند ، اشكال ندارد ، و اگر نداند قبله كدام طرف است ، يا نتواند هر چند با كمك ديگرى حيوان را رو به قبله كند ، در صورتى كه حيوان چموش باشد ، يا در چاه ، يا چاله‏اى افتاده باشد و ناچار باشد آن را ذبح كند ، به هر طرف ذبح كند اشكال ندارد . و همچنين اگر بترسد معطّلى براى رو به قبله كردن آن موجب مرگش شود . و ذبح مسلمانى كه معتقد نيست بايد رو به قبله ذبح شود ، صحيح است هر چند رو به قبله نكشد . و احتياط مستحب آن است كه كسى كه حيوان را سر مى‏برد نيز رو به قبله باشد .

چهارم : هنگام سربريدن يا پيش از آن در زمان متصل به آن به نيّت سربريدن ، خود ذابح نام خدا را ببرد ، و نام بردن غير ذابح كافى نيست ، و همينقدر كه بگويد : «بسم اللّه‏» يا «اللّه‏ أكبر» كافى است ، بلكه اگر تنها بگويد : «اللّه‏» نيز كافى است گر چه خلاف احتياط است . و اگر بدون قصد سربريدن نام خدا را ببرد ، يا از روى جهل به مسأله نام خدا را نبرد ، آن حيوان حلال نمى‏شود ، ولى اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد اشكال ندارد .

پنجم : حيوان بعد از سربريدن حركتى بكند ، اگر چه مثلاً چشم ، يا دم خود را حركت دهد ، يا پاى خود را به زمين زند ، و اين در صورتى لازم است كه زنده بودن آن حيوان در حال ذبح مشكوك باشد و گرنه لازم نيست .

ششم : از بدن حيوان به اندازه معمول خون بيرون آيد ، پس اگر خون در رگهايش بسته شود و بيرون نيايد و يا آنكه خون بيرون آمده نسبت به نوع آن حيوان كم باشد ، آن حيوان حلال نمى‏شود ، ولى اگر كم بودن خون از اين جهت باشد كه حيوان پيش از سربريدن خونريزى كرده است اشكال ندارد .

هفتم : آنكه بريده شدن گلو به قصد ذبح باشد ، پس اگر چاقو از دست كسى بيفتد و گلوى حيوان را ناخواسته ببرد ، يا ذابح خواب يا مست يا بيهوش يا كودك يا ديوانه غير مميز باشد ، يا براى مقصود ديگرى چاقو را بر گلوى حيوان بكشد و اتفاقاً بريده شود ، حلال نمى‏شود .

مسأله 2560 ـ بنابر احتياط واجب نبايد سر حيوان را پيش از بيرون آمدن روح از بدنش جدا كنند ـ هر چند اين كار موجب حرام شدن حيوان نمى‏شود ـ ولى اگر از روى غفلت ، يا بجهت تيزى چاقو سر جدا شود ، اشكال ندارد ؛ و همچنين است ـ بنابر احتياط ـ واجب شكستن گردن حيوان و قطع نخاعش پيش از بيرون آمدن روح از بدنش . و نخاع همان مغز حرام است كه مانند ريسمانى سفيد رنگ در ميان مهره‏هاى كمر از گردن تا دم حيوان ادامه دارد .

دستور كشتن شتر

مسأله 2561 ـ شتر را براى حلال و پاك بودن بجاى سربريدن بايد نحر كنند ، و دستور آن چنين است كه با رعايت شرايط سربريدن كه گفته شد ، كارد يا چيز ديگرى را كه از آهن و برنده باشد ، در گودى بين گردن و سينه‏اش فرو كنند . و بهتر آن است كه شتر هنگام نحر ايستاده باشد .

مسأله 2562 ـ اگر بجاى نحر ، سر شتر را ببرند ، يا گوسفند و گاو ، و مانند اينها را مثل شتر نحر كنند ، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است ، ولى اگر شتر را ذبح كنند و پيش از مردن آن را نحر نمايند ، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است ، و نيز اگر گاو ، يا گوسفند ومانند اينها را نحر كنند و پيش از مردن سر آنها را ببرند ، حلال و پاك مى‏باشند .

مسأله 2563 ـ اگر حيوانى سركش شود و نتوانند آن را به دستورى كه در شرع معيّن شده بكشند ، يا مثلاً در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آنجا بميرد و كشتن آن به دستور گذشته ممكن نباشد ، هر جاى بدنش را كه زخم بزنند و در اثر زخم جان بدهد ، حلال مى‏شود ، و رو به قبله بودن آن لازم نيست ، ولى بايد شرطهاى ديگرى را كه براى سربريدن حيوانات گفته شد دارا باشد .

چيزهائى كه موقع سربريدن حيوانات مستحب است

مسأله 2564 ـ فقهاء رضوان اللّه‏ عليهم چند چيز را در سربريدن حيوانات مستحب شمرده‏اند .

اول : موقع سربريدن گوسفند ، دو دست و يك پاى آن را ببندند و پاى ديگرش را رها كنند . و موقع سربريدن گاو ، چهار دست و پايش را ببندند و دم آن را رها كنند . و موقع كشتن شتر اگر نشسته باشد دو دست آن را از پائين تا زانو ، يا زير بغل به يكديگر ببندند وپاهايش را باز بگذارند ، و اگر ايستاده باشد پاى چپش را ببندند . و مستحب است مرغ را بعد از سربريدن رها كنند تا پر و بال بزند .

دوم : پيش از كشتن حيوان ، آب جلوى آن بگذارند .

سوم : كارى كنند كه حيوان كمتر اذيت شود ، مثلاً كارد را خوب تيز كنند ، و با عجله سر حيوان را ببرند .

چيزهائى كه در كشتن حيوانات مكروه است

مسأله 2565 ـ در بعضى روايات چند چيز در كشتن حيوانات مكروه شمرده شده است :

1 ـ پيش از بيرون آمدن روح ، پوست حيوان را بكنند .

2 ـ در جائى حيوان را بكشند كه حيوان ديگر كه از جنس اوست آن را ببيند .

3 ـ در شب ذبح كنند يا پيش از ظهر روز جمعه ، ولى در صورت احتياج كراهت ندارد .

4 ـ خود انسان چهارپائى را كه پرورش داده است بكشد .