توضيح المسـائل

احكام مالى كه انسان آن را پيدا مى‏كند

مسأله 2530 ـ مال گم شده اگر حيوان نباشد ، و انسان آن را پيدا كند و نشانه‏اى نداشته باشد كه بواسطه آن صاحبش معلوم شود ، چه قيمت آن كمتر از يك درهم (6/12 نخود نقره سكه‏دار) باشد چه نباشد ، مى‏تواند آن را براى خود بردارد ، ولى احتياط مستحب آن است كه آن را از طرف صاحبش به فقراء صدقه بدهد ، و از اين قبيل است پول كه علامت ندارد ، ولى اگر مقدار و خصوصيت زمان و مكان علامتى براى پول باشد بايد آن را اعلان كند چنانكه در مسأله بعدى ـ 2536 ـ گفته مى‏شود.

مسأله 2531 ـ هرگاه چيزى را كه پيدا كرده نشانه‏اى دارد كه بواسطه آن مى‏تواند صاحبش را پيدا كند ، اگر چه بداند صاحب آن كافرى است كه اموالش محترم است ، در صورتى كه قيمت آن چيز به مقدار يك درهم برسد ، بايد از روزى كه آن را پيدا كرده تا يك سال در محل اجتماع مردم اعلان كند ، و اگر قيمت آن از يك درهم كمتر باشد احتياط واجب آنست كه آن را از طرف صاحبش صدقه بدهد ، و هر وقت صاحبش پيدا شد ، چنانچه به صدقه دادن راضى نشود ، عوض آنرا به او بدهد .

مسأله 2532 ـ اگر انسان خودش نخواهد اعلان كند ، مى‏تواند به كسى كه اطمينان دارد بگويد ، كه از طرف او اعلان نمايد .

مسأله 2533 ـ اگر تا يك سال اعلان كند و صاحب مال پيدا نشود ، در صورتى كه آن مال را در غير حرم مكه پيدا كرده باشد مى‏تواند آن را براى صاحبش نگهدارى كند كه هر وقت پيدا شد به او بدهد ، و در اين مدت استفاده از آن با حفظ عين آن اشكال ندارد ، و مى‏تواند آن را از طرف صاحبش به فقراء صدقه بدهد ، و احتياط واجب آن است كه آن را براى خود بر ندارد ، و اگر آن مال را در حرم پيدا كرده باشد احتياط واجب آن است كه آن را به فقراء صدقه بدهد .

مسأله 2534 ـ اگر بعد از آنكه يك سال اعلان كرد و صاحب مال پيدا نشد ، مال را براى صاحبش نگهدارى كرد و از بين رفت ، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده و تعدّى يعنى زياده روى هم ننموده ، ضامن نيست ، ولى اگر از طرف صاحبش صدقه داده باشد ، صاحبش مخيّر است بين آنكه به صدقه راضى شود ، يا عوض مالش را مطالبه كند ، و ثواب صدقه براى تصدّق كننده باشد .

مسأله 2535 ـ كسى كه مالى را پيدا كرده ، اگر عمداً به دستورى كه گفته شد اعلان نكند ، گذشته از اينكه معصيت كرده است ، چنانچه احتمال دهد كه اعلان مفيد باشد باز هم واجب است اعلان كند .

مسأله 2536 ـ اگر ديوانه ، يا بچه نابالغ چيزى را پيدا كند كه نشانه‏دار باشد و قيمت آن به مقدار يك درهم برسد ، ولىّ او مى‏تواند اعلان نمايد ـ بلكه واجب است كه اعلان نمايد اگر آن چيز را از بچه يا ديوانه گرفته باشد ـ و اگر يك سال اعلان كرد و صاحب مال پيدا نشد بايد به آنچه در مسأله (2538) گفته شد عمل نمايد .

مسأله 2537 ـ اگر انسان در بين سالى كه اعلان مى‏كند ، از پيدا شدن صاحب مال نا اميد شود بايد ـ با اذن حاكم شرع بنابر احتياط واجب ـ آن را صدقه بدهد .

مسأله 2538 ـ اگر در بين سالى كه اعلان مى‏كند ، مال از بين برود ، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده ، يا در آن تصرف كرده است ، عوض آن را براى صاحبش ضامن است و بايد اعلان را ادامه دهد ، و اگر كوتاهى نكرده و تصرف هم ننموده است ، چيزى بر او واجب نيست .

مسأله 2539 ـ اگر مالى را كه نشانه دارد و قيمت آن به يك درهم مى‏رسد در جائى پيدا كند كه معلوم است بواسطه اعلان ، صاحب آن پيدا نمى‏شود ، بايد از روز اول آن را از طرف صاحبش به فقراء ـ با اذن حاكم شرع بنابر احتياط واجب ـ صدقه بدهد ، و نبايد صبر نمايد تا سال تمام شود .

مسأله 2540 ـ اگر چيزى را پيدا كند و به خيال اينكه مال خود اوست بردارد ، بعد بفهمد مال خودش نبوده ، احكامى كه در مسائل گذشته گفته شد بر آن جارى است.

مسأله 2541 ـ چيزى را كه پيدا كرده بايد بطورى اعلان كند كه اگر صاحب آن بشنود احتمال دهد كه آن چيز مال اوست ، و اين امر بحسب اختلاف موارد فرق مى‏كند ، مثلاً گاهى همين قدر كافى است كه بگويد : چيزى پيدا كرده‏ام ، ولى در بعضى موارد بايد جنس آن را نيز تعيين كند مثلاً بگويد : قطعه‏اى طلا پيدا كرده‏ام ، و در بعضى موارد بايد بعضى از خصوصيات را اضافه كند مثلاً بگويد : گوشواره‏اى طلا پيدا كرده‏ام ، ولى در هر صورت بايد تمام خصوصيات را نگويد تا متعين نشود ، و بايد در جائى اعلان كند كه احتمال بدهد خبر به صاحبش مى‏رسد .

مسأله 2542 ـ اگر كسى چيزى را پيدا كند و ديگرى بگويد مال من است و نشانه‏هاى آن را بگويد ، در صورتى بايد به او بدهد كه اطمينان داشته باشد مال اوست ، و لازم نيست نشانه‏هائى را كه بيشتر اوقات صاحب مال هم ملتفت آنها نيست بگويد .

مسأله 2543 ـ اگر قيمت چيزى كه پيدا كرده است به يك درهم برسد ، چنانچه اعلان نكند و در مسجد يا جاى ديگرى كه محل اجتماع مردم است بگذارد و آن چيز از بين برود ، يا ديگرى آن را بردارد ، كسى كه آن را پيدا كرده ضامن است .

مسأله 2544 ـ هرگاه چيزى را پيدا كند كه تا يك سال نمى‏ماند ، بايد تا آخرين زمانى كه باقى مى‏ماند ـ البته با حفظ تمام خصوصياتى كه در قيمتش دخالت دارند ـ آن را حفظ كند ، و احتياط واجب آن است كه در طى اين مدت او را اعلان كند ، و چنانچه صاحبش پيدا نشد مى‏تواند قيمت آن را معيّن كند و براى خود بردارد ، و مى‏تواند بفروشد و پولش را نگهدارد ، و در هر دو صورت بايد اعلان را ادامه دهد ، و اگر صاحبش پيدا شد قيمت آن را به او بدهد ، و اگر تا يك سال صاحبش پيدا نشد بايد به آنچه در مسأله (2538) گفته شد عمل نمايد .

مسأله 2545 ـ اگر چيزى را كه پيدا كرده ، موقع وضو گرفتن و نماز خواندن همراه او باشد ، و ضو و نمازش باطل نمى‏شود ، حتى اگر نخواهد آن را به صاحبش تحويل دهد .

مسأله 2546 ـ اگر كفش او را ببرند و كفش ديگرى بجاى آن بگذارند ، چنانچه بداند كفشى كه مانده مال كسى است كه كفش او را برده و راضى است كه كفشش را عوض كفشى كه برده است بردارد ، مى‏تواند بجاى كفش خودش بردارد ، و همچنين است اگر بداند كه كفش او را به طور ناحق و ظلم برده است ، ولى در اين فرض بايد قيمت آن از كفش خودش بيشتر نباشد ، و الاّ حكم مجهول المالك نسبت به زيادىِ قيمت جارى است ، ودر غير اين دو صورت حكم مجهول المالك بر آن كفش جارى خواهد بود .

مسأله 2547 ـ اگر مالى كه در دست انسان است مجهول المالك باشد ـ يعنى صاحب آن معلوم نباشد ـ و گمشده بر آن مال صدق نكند ، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه مالك آن راضى به تصرف او در آن مى‏باشد ، جايزاست به هر طورى كه مى‏داند او راضى است در آن تصرف كند ، و گرنه لازم است از صاحب آن تا زمانى كه احتمال يافتنش را مى‏دهد ، جستجو نمايد ، و پس از يأس از پيدا شدن صاحبش بايد آن مال را به فقير صدقه بدهد ، و احتياط واجب آن است كه با اجازه حاكم شرع باشد ، و همچنين مى‏تواند با اجازه او قيمتش را صدقه بدهد ، و اگر بعداً صاحبش پيدا شود ، چنانچه راضى به صدقه دادن نشود ، ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد عوض آن را به او بدهد .