توضيح المسـائل

احكام غصب

غصب آن است كه انسان از روى ظلم ، بر مال يا حقّ كسى مسلط شود ، و اين چيزى است كه به حكم عقل و قرآن و روايات حرام است ، و از حضرت پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روايت شده است ، كه هر كس يك وجب زمين از ديگرى غصب كند ، در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او مى‏اندازند .

مسأله 2511 ـ اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه ، و پل و جاهاى ديگرى كه براى عموم ساخته شده است استفاده كنند ، حقّ آنان را غصب نموده است ، و اگر كسى در مسجد جائى را براى خود بگيرد چنانچه ديگرى او را از آنجا بيرون كند و نگذارد كه از آنجا استفاده نمايد ، گناه كرده است .

مسأله 2512 ـ اگر گرو دهنده ، و گرو گيرنده ، قرار بگذارند كه چيزى را كه گرو گذاشته شده بدست گرو گيرنده ، يا بدست شخص سومى باشد ، گرو دهنده نمى‏تواند آن چيز را پيش از آنكه طلب او را بدهد پس بگيرد ، و چنانچه بگيرد بايد فوراً برگرداند .

مسأله 2513 ـ مالى را كه نزد كسى گرو گذاشته‏اند ، اگر ديگرى غصب كند ، هر يك از صاحب مال و گرو گيرنده مى‏توانند چيزى را كه غصب كرده از او مطالبه نمايند ، و چنانچه آن چيز را از او بگيرند ، باز هم در گرو است .

مسأله 2514 ـ اگر انسان چيزى را غصب كند ، بايد به صاحبش برگرداند ، و اگر آن چيز از بين برود و قيمت داشته باشد ، بايد عوض آن را به شرحى كه در مسأله (2533) و (2534) خواهد آمد به او بدهد .

مسأله 2515 ـ اگر از چيزى كه غصب كرده منفعتى بدست آيد ، مثلاً از گوسفندى كه غصب كرده برّه‏اى پيدا شود ، مال صاحب مال است ، و نيز كسى كه مثلاً خانه‏اى را غصب كرده ، اگر چه در آن ننشيند بايد اجاره آن را بدهد .

مسأله 2516 ـ اگر از بچه يا ديوانه چيزى را كه مال اوست غصب كند ، بايد آن را به وليّ او بدهد ، و اگر از بين رفته بايد عوض آن را بدهد .

مسأله 2517 ـ هرگاه دو نفر با هم چيزى را غصب كنند ، چنانچه هر دو بر تمام آن چيز تسلط داشته باشند ، هر كدام از آنان ضامن آن چيز است ، اگر چه هر يك به تنهائى نمى‏توانسته آن را غصب نمايد .

مسأله 2518 ـ اگر چيزى را كه غصب كرده با چيز ديگرى مخلوط كند ، مثلاً گندمى را كه غصب كرده با جو مخلوط نمايد ، چنانچه جدا كردن آنها ممكن است ، اگر چه زحمت داشته باشد ، بايد جدا كند و به صاحبش برگرداند .

مسأله 2519 ـ اگر شخصى قطعه طلاى ساخته شده‏اى را مانند گوشواره غصب كند و آن را آب نمايد ، بايد آن را با تفاوت قيمتش پيش از آب كردن و پس از آن به صاحبش بدهد ، و چنانچه براى اينكه تفاوت قيمت را ندهد بگويد آن را مثل اولش مى‏سازم ، مالك مجبور نيست قبول نمايد ، و نيز مالك نمى‏تواند او را مجبور كند كه آن را مثل اولش بسازد .

مسأله 2520 ـ اگر چيزى را كه غصب كرده به طورى تغيير دهد كه از اولش بهتر شود ، مثلاً طلائى را كه غصب كرده گوشواره بسازد ، چنانچه صاحب مال بگويد مال را به همين صورت بده ، بايد به او بدهد و نمى‏تواند براى زحمتى كه كشيده مزد بگيرد ، و همچنين بدون اجازه مالك حق ندارد آن را به صورت اولش در آورد ، ولى اگر بدون اجازه او آن چيز را مثل اولش يا به شكلى ديگر كند ، معلوم نيست ضامن تفاوت قيمت ميان دو حالت باشد .

مسأله 2521 ـ اگر چيزى را كه غصب كرده به طورى تغيير دهد كه از اولش بهتر شود ، و صاحب مال بگويد بايد آن را به صورت اول در آورى ، اگر براى او هدفى در اين درخواست باشد واجب است غاصب آن را به صورت اولش در آورد ، و چنانچه قيمت آن بواسطه تغيير دادن از اولش كمتر شود ، بايد تفاوت آن را به صاحبش بدهد ، پس طلائى را كه غصب كرده اگر گوشواره بسازد و صاحب آن بگويد بايد به صورت اولش در آورى ، در صورتى كه بعد از آب كردن ، قيمت آن از پيش از گوشواره ساختن كمتر شود ، بايد تفاوت آن را بدهد .

مسأله 2522 ـ اگر در زمينى كه غصب كرده زراعت كند ، يا درخت بنشاند ، زراعت و درخت و ميوه آن مال خود اوست ، و چنانچه صاحب زمين راضى نباشد كه زراعت و درخت در زمين او بماند ، كسى كه غصب كرده بايد فوراً زراعت ، يا درخت خود را اگر چه ضرر نمايد از زمين بكند ، و نيز بايد اجاره زمين را در مدتى كه زراعت و درخت در آن بوده به صاحب زمين بدهد ، و خرابيهائى را كه در زمين پيدا شده ، درست كند ، مثلاً جاى درختها را پر نمايد ، و اگر بواسطه اينها قيمت زمين از اولش كمتر شود ، بايد تفاوت آن را هم بدهد ، و نمى تواند صاحب زمين را مجبور كند كه زمين را به او بفروشد يا اجاره بدهد ، و نيز صاحب زمين نمى‏تواند او را مجبور كند كه درخت يا زراعت را به او بفروشد .

مسأله 2523 ـ اگر صاحب زمين راضى شود كه زراعت و درخت در زمين او بماند ، كسى كه آن را غصب كرده ، لازم نيست درخت و زراعت را بكند ، ولى بايد اجاره آن زمين را از وقتى كه غصب كرده تا وقتى كه صاحب زمين راضى شده بدهد .

مسأله 2524 ـ اگر چيزى كه غصب كرده از بين برود ، در صورتى كه قيمى باشد مثل گاو و گوسفند بايد قيمت آن را بدهد ـ و قيمى به چيزى مى‏گويند : كه مثل آن از جهت خصوصياتى كه در جلب تقاضا دخالت دارد فراوان نيست ، ـ و چنانچه قيمت بازار آن بواسطه اختلاف عرضه و تقاضا فرق كرده باشد ، بايد قيمت وقتى را كه تلف شده بدهد .

مسأله 2525 ـ اگر چيزى را كه غصب كرده و از بين رفته مثلى باشد ، مانند گندم و جو بايد مثل همان چيزى را كه غصب كرده بدهد ـ ومثلى به چيزى مى‏گويند : كه مثل و مانند آن از جهت خصوصياتى كه در جلب تقاضا تأثير دارد فراوان است ـ ، ولى چيزى را كه مى‏دهد بايد خصوصيات نوعى آن كه در جلب تقاضا تأثير دارد ، مانند چيزى باشد كه آن را غصب كرده و از بين رفته است ، مثلاً اگر از قسم اعلاى برنج غصب كرده ، نمى‏تواند از قسم پست‏تر بدهد .

مسأله 2526 ـ اگر چيزى را كه قيمى است غصب نمايد و از بين برود ، اگر در مدتى كه پيش او بوده صفتى پيدا كرده كه قيمتش بالا رفته است مثلاً چاق شده ، سپس تلف شده است ، اگر اين چاقى در اثر رسيدگى بهتر غاصب نباشد ، بايد قيمت وقتى را كه چاق بوده بدهد ، ولى اگر در اثر رسيدگى او باشد ، لازم نيست اين افزايش قيمت را بپردازد .

مسأله 2527 ـ اگر چيزى را كه غصب كرده ، ديگرى از او غصب نمايد و از بين برود ، صاحب مال مى‏تواند عوض آن را از هر يك از آنان بگيرد ، يا از هر كدام آنان مقدارى از عوض آن را مطالبه نمايد ، و چنانچه عوض را از اوّلى بگيرد ، اوّلى مى‏تواند آنچه را داده است از دومى بگيرد ، ولى اگر از دومى بگيرد ، او نمى‏تواند آنچه را كه داده است از اوّلى مطالبه نمايد .

مسأله 2528 ـ اگر چيزى را كه مى‏فروشند ، يكى از شرطهاى معامله در آن نباشد ، ـ مثلاً چيزى را كه بايد با وزن خريد و فروش كنند ، بدون وزن معامله نمايند ـ معامله باطل است . و چنانچه فروشنده و خريدار با قطع نظر از معامله راضى باشند كه در مال يكديگر تصرف كنند اشكال ندارد ، و گرنه چيزى را كه از يكديگر گرفته‏اند مثل مال غصبى است ، و بايد آن را به ديگرى برگردانند ؛ و در صورتى كه مال هر يك در دست ديگرى تلف شود ، چه بداند معامله باطل است چه نداند ، بايد عوض آن را بدهد .

مسأله 2529 ـ هرگاه مالى را از فروشنده بگيرد كه آن را ببيند يا مدتى نزد خود نگهدارد تا اگر پسنديد بخرد ، در صورتى كه آن مال تلف شود ، بنابر مشهور بايد عوض آن را به صاحبش بدهد .