توضيح المسـائل

طلاق خلع

مسأله 2494 ـ طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و از او كراهت دارد و مهر يا مال ديگر خود را به او مى‏بخشد كه طلاقش دهد ، «طلاق خلع» گويند . در طلاق خلع معتبر است كه كراهت زن از شوهرش بحدّى باشد كه او را به مراعات ننمودن حقوق زناشوئى تهديد نمايد .

مسأله 2495 ـ اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق خلع را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد ، پس از بذل مى‏گويد : «زَوْجَتِي فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ» و بنابر احتياط مستحب نيز بگويد : «فَهِيَ طالِقٌ» يعنى زنم فاطمه را در مقابل چيزى كه بذل نموده طلاق خلع دادم او رها است . و در صورتى كه زن معيّن باشد ، بردن نامش لازم نيست ، و همچنين در مبارات .

مسأله 2496 ـ اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد ، و شوهر همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلاً اسم شوهر محمّد و اسم زن فاطمه باشد ، وكيل ، صيغه طلاق را اينطور مى‏خواند : «عَنْ مُوَكِّلَتِي فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكّلِي مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ» پس از آن مى‏گويد : «زَوْجَةُ مُوَكّلِي خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ فَهِيَ طالِقٌ» ، و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد ، وكيل بايد بجاى كلمه «مَهْرَها» آن چيز را بگويد ، مثلاً اگر صد تومان داده بايد بگويد «بَذَلَتْ مِأَةَ تُومانٍ» .