توضيح المسـائل

احكام شير دادن

مسأله 2430 ـ اگر زنى بچه‏اى را با شرائطى كه در مسأله (2445) گفته خواهد شد ، شير دهد ، آن بچه اگر پسر باشد به اين عدّه از زنها ، و اگر دختر باشد به اين عده از مردها محرم مى‏شود :

اول : خود زن ، و او را «مادر رضاعى» مى‏گويند .

دوم : شوهر زن كه شير مربوط به اوست ، و او را «پدر رضاعى» مى‏گويند .

سوم : پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند ، اگر چه پدر و مادر رضاعى او باشند .

چهارم : بچه‏هائى كه از آن زن به دنيا آمده‏اند ، يا بعد به دنيا مى‏آيند .

پنجم : بچه‏هاى اولاد نسبى آن زن هر چه پائين روند ، چه بچه‏هاى نسبى آنها باشند ، و چه بچه‏هاى رضاعى .

ششم : خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعى باشند ، يعنى بواسطه شير خوردن با آن زن ، خواهر و برادر شده باشند .

هفتم : عمو و عمه آن زن ، اگر چه رضاعى باشند .

هشتم : دائى و خاله آن زن ، اگر چه رضاعى باشند .

نهم : اولاد شوهر آن زن كه شير مربوط به آن شوهر است ، هر چه پائين روند ، اگر چه اولاد رضاعى او باشند .

دهم : پدر و مادر آن مرد ، هر چه بالا روند .

يازدهم : خواهر و برادر آن مرد ، اگر چه خواهر و برادر رضاعى او باشند .

دوازدهم : عمو عمه ، و دائى و خاله آن مرد ، هر چه بالا روند ، اگر چه رضاعى باشند .

ونيز عدّه ديگرى هم ـ كه در مسائل بعد گفته مى‏شود ـ بواسطه شير دادن محرم مى‏شوند .

مسأله 2431 ـ اگر زنى بچه‏اى را با شرائطى كه در مسأله (2445) گفته مى‏شود شير دهد ، پدر آن بچه نمى‏تواند با دخترهائى كه از آن زن به دنيا آمده‏اند ازدواج كند ، و چنانچه يكى از آنها فعلاً زن او باشد عقد او باطل مى‏شود ، ولى جايز است با دخترهاى رضاعى آن زن ازدواج كند اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آنان ازدواج نكند ، و نيز نمى‏تواند ـ بنابر احتياط واجب ـ دخترهاى شوهرى را كه شير مربوط به اوست ، اگر چه دخترهاى رضاعى او باشند ، براى خود عقد نمايد ، و چنانچه يكى از آنها فعلاً زن او باشد عقد او ـ بنابر احتياط واجب ـ باطل مى‏شود .

مسأله 2432 ـ اگر زنى بچه‏اى را با شرائطى كه در مسأله (2445) گفته مى‏شود شير دهد ، شوهر آن زن كه شير مربوط به اوست به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‏شود ، و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمى‏شوند .

مسأله 2433 ـ اگر زنى بچه‏اى را شير دهد ، به برادرهاى آن بچه محرم نمى‏شود ، و نيز خويشان آن زن به برادر و خواهر بچه‏اى كه شير خورده محرم نمى‏شوند .

مسأله 2434 ـ اگر انسان با زنى كه دخترى را شير كامل داده ازدواج كند و با آن نزديكى نمايد ، ديگر نمى‏تواند آن دختر را براى خود عقد كند .

مسأله 2435 ـ اگر انسان با دخترى ازدواج كند ، ديگر نمى‏تواند با زنى كه آن دختر را شير كامل داده ازدواج نمايد .

مسأله 2436 ـ انسان نمى‏تواند با دخترى كه مادر ، يا مادر بزرگ او آن دختر را شير كامل داده ازدواج كند ، و نيز اگر زن پدر انسان از شير مربوط به پدر او دخترى را شير داده باشد انسان نمى‏تواند با آن دختر ازدواج نمايد ، و چنانچه دختر شير خوارى را براى خود عقد كند ، بعد مادر ، يا مادر بزرگ ، يا زن پدر او ، آن دختر را شير دهد ، عقد باطل مى‏شود .

مسأله 2437 ـ با دخترى كه خواهر يا زن برادر انسان ، از شير مربوط به برادر ، او را شير كامل داده ، نمى‏شود ازدواج كرد ، و همچنين است اگر خواهر زاده ، يا برادر زاده ، يا نوه خواهر ، يا نوه برادر انسان ، آن دختر را شير داده باشد .

مسأله 2438 ـ اگر زنى بچه دختر خود را شير كامل دهد ، آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود ، و همچنين است اگر بچه‏اى را كه شوهر دخترش از زن ديگر دارد شير دهد . ولى اگر زنى بچه پسر خود را شير دهد ، زن پسرش كه مادر آن طفل شير خوار است بر شوهر خود حرام نمى‏شود .

مسأله 2439 ـ اگر زن پدر دخترى بچه شوهر آن دختر را به شير مربوط به پدرش شير دهد ، بنابر احتياط در مسأله (2435) آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود ، چه بچه از همان دختر چه از زن ديگر باشد .

شرايط شير دادنى كه علت محرم شدن است

مسأله 2440 ـ شير دادنى كه علت محرم شدن است هشت شرط دارد :

اول : بچه ، شير زن زنده را بخورد ، پس اگر بعضى از مقدار معتبر در رضاع را از پستان زنى كه مرده است شير بخورد ، فائده ندارد .

دوم : شير آن زن از زائيدنى شرعى بوجود آمده باشد ، هر چند وطى شبهه باشد ، پس اگر فرضاً شير بدون زائيدن بوجود بيايد ، يا شير بچه‏اى را كه از زنا بدنيا آمده به بچه ديگر بدهد ، بواسطه آن شير ، بچه به كسى محرم نمى‏شود .

سوم : بچه شير را از پستان بمكد ، پس اگر شير را در گلوى او بريزند اثرى ندارد .

چهارم : شير خالص باشد ، و با چيز ديگر مخلوط نباشد .

پنجم : مقدار شيرى كه موجب حرمت است ، همه مربوط به يك شوهر باشد ، پس اگر زن شير دهى را طلاق دهند ، بعد شوهر ديگرى كند و از او آبستن شود و تا موقع زائيدن ، شيرى كه از شوهر اول داشته باقى باشد ، و مثلاً هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهر اول ، و هفت دفعه بعد از زائيدن از شير شوهر دوم ، به بچه‏اى بدهد ، آن بچه به كسى محرم نمى‏شود .

ششم : بچه ، شير را قى نكند ، و اگر قى كند اثرى ندارد .

هفتم : شير دادن بچه به مقدارى باشد كه استخوانش از آن شير محكم شده و گوشت بدنش برويد ، و اگر معلوم نباشد كه آيا به اين حد رسيده يا نه ، چنانچه يك شبانه روز يا پانزده مرتبه به طورى كه در مسأله آينده گفته مى‏شود شير سير بخورد باز هم كافى است ، ولى اگر معلوم باشد كه آن شير در محكم شدن استخوان بچه و روئيدن گوشت بدنش مؤثر نبوده ، در حالى كه بچه يك شبانه روز ، يا پانزده مرتبه شير خورده بايد مراعات ـ احتياط واجب ـ در چنين مورد ترك نشود ، پس در موارد ذكر شده ازدواج نكند و نگاه محرمانه نيز نكند .

هشتم : دو سال بچه تمام نشده باشد ، و اگر بعد از تمام شدن دو سال او را شير دهند ، به كسى محرم نمى‏شود ، بلكه اگر مثلاً پيش از تمام شدن دو سال هشت مرتبه و بعد از آن هفت مرتبه شير بخورد ، به كسى محرم نمى‏شود ، ولى چنانچه از موقع زائيدن زن شير ده بيشتر از دو سال گذشته باشد و شير او باقى باشد و بچه‏اى را شير دهد ، آن بچه به كسانى كه گفته شد ، محرم مى‏شود .

مسأله 2441 ـ از مسأله قبل روشن شد ، مقدار شيرى كه موجب محرم شدن است سه معيار دارد :

1 ـ اينكه بحدّى باشد كه عرفاً موجب روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان باشد ، و شرط آن اين است كه مستند به شير باشد و غذايى با آن نباشد ، ولى غذاى كم كه مؤثر نيست ضرر ندارد ، و اگر از دو زن شير بخورد ، اگر طورى باشد كه مقدارى از روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان مستند به اين ، و مقدارى مستند به آن باشد ، هر دو مادر رضاعى خواهند بود ، و اگر به هر دو با هم مستند باشد موجب حرمت نخواهد شد .

2 ـ محاسبه زمانى ، و شرط آن اين است كه بچه در بين يك شبانه روز غذا يا شير كس ديگر را نخورد ، ولى اگر آب يا دارو ، يا غذا بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد ، و بايد در طول شبانه روز مرتب در موقع احتياج ، يا تمايل شير خورده باشد و از او دريغ نشده باشد ، بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد اول شبانه روز را وقتى حساب كنند كه بچه گرسنه باشد و آخر آن وقتى كه سير باشد .

3 ـ محاسبه عددى ، و شرط آن اين است كه پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ، ولى خوردن غذا در ميان آنها ضرر ندارد و فاصله زمانى ميان پانزده بار نيز ضررى ندارد ، و بايد در هر دفعه شير كامل بخورد به اين معنى كه گرسنه باشد و تا سير شدن كامل بدون فاصله شير بخورد ، ولى اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند ، يا كمى صبر كند كه از ابتداى پستان در دهان گرفتن ، تا زمان سير شدن يك دفعه حساب شود ، اشكال ندارد .

مسأله 2442 ـ اگر زن از شير شوهر خود بچه‏اى را شير دهد ، بعد شوهر ديگر كند و از شير شوهر دوم بچه ديگر را شير دهد ، آن دو بچه به يكديگر محرم نمى‏شوند .

مسأله 2443 ـ اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد ، همه آنها به يكديگر ، و به شوهر و به زنى كه آنان را شير داده محرم مى‏شوند .

مسأله 2444 ـ اگر كسى چند زن داشته باشد و هر كدام از آنان با شرايطى كه گفتيم بچه‏اى را شير دهد ، همه آن بچه‏ها به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها ، محرم مى‏شوند .

مسأله 2445 ـ اگر كسى دو زن شير ده دارد ، و يكى از آنان بچه‏اى را مثلاً هشت مرتبه ، و ديگرى هفت مرتبه شير بدهد ، آن بچه به كسى محرم نمى‏شود .

مسأله 2446 ـ اگر زنى از شير يك شوهر ، پسر و دخترى را شير كامل بدهد ، خواهر وبرادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نمى‏شوند .

مسأله 2447 ـ انسان نمى‏تواند بدون اذن زن خود ، با زنهائى كه بواسطه شير خوردن ، خواهر زاده ، يا برادر زاده زن او شده‏اند ازدواج كند . نيز اگر با پسر نابالغى لواط كند ، نمى‏تواند دختر و خواهر و مادر و مادر بزرگ آن پسر را كه رضاعى هستند ـ يعنى بواسطه شير خوردن ، دختر و خواهر و مادر او شده‏اند ـ براى خود عقد كند ، و اين حكم ـ بنابر احتياط واجب ـ در موردى كه لواط كننده بالغ نباشد ، و يا لواط دهنده بالغ باشد ، نيز جارى است .

مسأله 2448 ـ زنى كه برادر انسان را شير داده ، به انسان محرم نمى‏شود .

مسأله 2449 ـ انسان نمى‏تواند با دو خواهر ، اگر چه رضاعى باشند يعنى بواسطه شير خوردن ، خواهر يكديگر شده باشند ، ازدواج كند ، و چنانچه دو زن را عقد كند و بعد بفهمد خواهر بوده‏اند ، در صورتى كه عقد آنان در يك وقت بوده ، هر دو عقد باطل است ، و اگر در يك وقت نبوده ، عقد اولى صحيح ، و عقد دومى باطل مى‏باشد.

مسأله 2450 ـ اگر زن از شير شوهر خود كسانى را كه بعداً گفته مى‏شود شير دهد ، شوهرش بر او حرام نمى‏شود .

اول : برادر و خواهر خود .

دوم : عمو و عمه ، و دائى و خاله خود ، و اولاد آنها .

سوم : نوه‏هاى خود ، اگر چه در مورد نوه دخترى موجب حرام شدن دخترش ، بر شوهر خود مى‏شود .

چهارم : برادر زاده يا خواهر زاده خود .

پنجم : برادر يا خواهر شوهر .

ششم : خواهر زاده يا برادر زاده شوهر .

هفتم : عمو و عمه و دائى و خاله شوهر .

هشتم : نوه شوهر از زن ديگر .

مسأله 2451 ـ اگر كسى دختر عمه ، يا دختر خاله انسان را شير دهد ، به او محرم نمى‏شود .

مسأله 2452 ـ مردى كه دو زن دارد ، اگر يكى از آن دو زن فرزند عموى زن ديگر را شير دهد ، زنى كه فرزند عموى او شير خورده ، به شوهر خود حرام نمى‏شود .

آداب شير دادن

مسأله 2453 ـ شير دادن بچه ابتداءً حقّ مادر اوست ، و پدر حق ندارد به ديگرى واگذار كند ، مگر اينكه مادر مزد بخواهد و پدر دايه‏اى پيدا كند كه مجّانى است يا مزد كمتر مى‏گيرد ، كه در اين صورت پدر مى‏تواند به دايه بسپارد ، و پس از آن اگر مادر نپذيرفت و خواست خود شير بدهد ، حقّ مطالبه مزد ندارد .

مسأله 2454 ـ مستحب است دايه‏اى كه براى طفل مى‏گيرند ، مسلمان عاقل ، و داراى صفات پسنديده از نظر جسمى و روانى و اخلاقى باشد ، و سزاوار نيست دايه‏اى بگيرند كه كافر ، يا كم عقل ، يا بزرگسال ، يا زشت رو باشد . و مكروه است دايه‏اى بگيرند كه زنازاده است ، يا شيرش از بچه‏اى است كه از زنا بدنيا آمده است .

مسائل متفرقه شير دادن

مسأله 2455 ـ بهتر آن است از شير دادن زنها به هر بچه‏اى جلوگيرى شود ، زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كسانى شير داده‏اند ، و بعداً دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمايند .

مسأله 2456 ـ مستحب است بچه را بيست و يك ماه تمام شير بدهند ، و شايسته نيست كه بيش از دو سال شير بدهند .

مسأله 2457 ـ اگر بواسطه شير دادن به بچه كسى ديگر ، حقّ شوهر از بين برود ، زن نمى‏تواند بدون اجازه او شير دهد .

مسأله 2458 ـ اگر شوهرِ زنى دختر شير خوارى را براى خود عقد كرده باشد ، چنانچه زن ، آن دختر شير خوار را شير دهد ، ـ بنابر احتياط واجب ـ آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود ، و احتياطاً بايد او را طلاق دهد ، و هرگز با او ازدواج نكند ، و اگر شير مربوط به خود او باشد ، دختر شير خوار نيز بر او حرام ابدى مى‏شود ، و اگر شير از شوهر سابق باشد ، ـ بنابر احتياط ـ عقد او باطل مى‏شود .

مسأله 2459 ـ اگر كسى بخواهد زن برادرش به او محرم شود ، بعضى فرموده‏اند كه بايد دختر شير خوارى را مثلاً دو روزه براى خود صيغه كند ، و در آن دو روز با شرايطى كه در مسأله (2441) گفته شد ، زن برادرش آن دختر را شير دهد تا مادر زنش شود ، ولى اين حكم در صورتى كه زن برادر از شير مربوط به آن برادر به آن دختر شير دهد محل اشكال است .

مسأله 2460 ـ اگر مرد پيش از آنكه زنى را براى خود عقد كند بگويد بواسطه شير خوردن ، آن زن بر او حرام شده ، مثلاً بگويد شير مادر او را خورده ، چنانچه تصديق او ممكن باشد ، نمى‏تواند با آن زن ازدواج كند ، و اگر بعد از عقد بگويد و خود زن هم حرف او را قبول نمايد ، عقد باطل است ، پس اگر مرد با او نزديكى نكرده باشد ، يا نزديكى كرده باشد ، ولى در وقت نزديكى كردن زن بداند بر آن مرد حرام است ، مهر ندارد ، و اگر بعد از نزديكى بفهمد كه بر آن مرد حرام بوده ، مرد بايد مهر او را به اندازه مهر زنهائى كه مثل او هستند بدهد .

مسأله 2461 ـ اگر زن پيش از عقد بگويد بواسطه شير خوردن بر مردى حرام شده ، چنانچه تصديق او ممكن باشد ، نمى‏تواند با آن مرد ازدواج كند ، و اگر بعد از عقد بگويد ، مثل صورتى است كه مرد بعد از عقد بگويد كه زن بر او حرام است ، و حكم آن در مسأله پيش گفته شد .

مسأله 2462 ـ شير دادنى كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت مى‏شود :

اول : خبر دادن كسى و يا كسانى كه انسان از گفته او ، يا آنها ، يقين ، يا اطمينان پيدا كند .

دوم : شهادت دو مرد عادل ، ولى بايد شرايط شير دادن را هم بگويند ، مثلاً بگويند ما ديده‏ايم كه فلان بچه بيست و چهار ساعت از پستان فلان زن شير خورده و چيزى هم در بين نخورده ، و همچنين ساير شرطها را كه در مسأله (2445) گفته شد شرح دهند . وامّا ثابت شدن شير دادن به شهادت يك مرد و دو زن ، يا چهار زن كه عادل باشند ، محل اشكال است ، پس بايد احتياط شود .

مسأله 2463 ـ اگر شك كنند به مقدارى كه علت محرم شدن است بچه شير خورده است يا نه ، يا گمان داشته باشند كه به آن مقدار شير خورده است ، بچه به كسى محرم نمى‏شود ، ولى بهتر آن است كه احتياط كنند .