توضيح المسـائل

احكام وكالت

وكالت آن است كه انسان معامله‏اى را ـ از عقود يا ايقاعات ـ يا چيزى از شئون آنها را مانند تحويل دادن ، و تحويل گرفتن كه حق دارد خود انجام بدهد ، به ديگرى واگذار نمايد ت ا از طرف او انجام دهد ، مثلاً كسى را وكيل كند كه خانه او را بفروشد ، يا زنى را براى او عقد نمايد ، پس آدم سفيه چون حق ندارد در مال خود تصرف كند ، نمى‏تواند براى فروش آن كسى را وكيل نمايد .

مسأله 2223 ـ در وكالت لازم نيست صيغه بخوانند ، بلكه اگر انسان به ديگرى بفهماند كه او را وكيل كرده ، و او هم بفهماند قبول نموده است ، مثلاً مال خود را به كسى بدهد كه براى او بفروشد ، و او مال را بگيرد ، وكالت صحيح است .

مسأله 2224 ـ اگر انسان كسى را كه در شهرى ديگر است وكيل نمايد ، و براى او وكالت نامه بفرستد و او قبول كند ، اگر چه وكالت نامه بعد از مدتى برسد ، وكالت صحيح است .

مسأله 2225 ـ موكِّل ـ يعنى كسى كه ديگرى را وكيل مى‏كند ـ و نيز كسى كه وكيل مى‏شود ، بايد عاقل باشند و از روى قصد و اختيار اقدام كنند ، و در موكِّل بلوغ نيز معتبر است ، مگر در آنچه از بچه مميّز صحيح است .

مسأله 2226 ـ كارى را كه انسان نمى‏تواند انجام دهد ، يا شرعاً نبايد انجام دهد ، نمى‏تواند براى انجام آن از طرف ديگرى وكيل شود ، مثلاً كسى كه در احرام حج است ، چون نبايد صيغه عقد زناشوئى را بخواند ، نمى‏تواند براى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود .

مسأله 2227 ـ اگر انسان كسى را براى انجام تمام كارهاى خودش وكيل كند ، صحيح است ، ولى اگر براى يكى از كارهاى خود وكيل نمايد و آن كار را معيّن نكند ، وكالت صحيح نيست ، بلى اگر او را براى انجام يكى از چند كار به انتخاب خودش وكيل كند مثلاً او را وكيل كند كه يا خانه‏اش را بفروشد ، و يا اجاره دهد ، وكالت صحيح است .

مسأله 2228 ـ اگر وكيل را عزل كند ـ يعنى از كار بر كنار نمايد ـ بعد از آنكه خبر به او رسيد نمى‏تواند آن كار را انجام دهد ، ولى اگر پيش از رسيدن خبر ، آن كار را انجام داده باشد ، صحيح است .

مسأله 2229 ـ وكيل مى‏تواند خود را از وكالت بر كنار كند اگر چه موكِّل غائب باشد .

مسأله 2230 ـ وكيل نمى‏تواند براى انجام كارى كه به او واگذار شده است ديگرى را وكيل نمايد ، ولى اگر موكِّل به او اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد ، به هر طورى كه به او دستور داده مى‏تواند رفتار نمايد ، پس اگر گفته باشد براى من وكيل بگير ، بايد از طرف او وكيل بگيرد ، و نمى‏تواند كسى را از طرف خودش وكيل كند .

مسأله 2231 ـ اگر وكيل با اجازه موكِّل كسى را از طرف او وكيل كند ، نمى‏تواند آن وكيل را عزل نمايد ؛ و اگر وكيل اول بميرد ، يا موكِّل او را عزل كند ، وكالت دومى باطل نمى‏شود .

مسأله 2232 ـ اگر وكيل با اجازه موكِّل ، كسى را از طرف خودش وكيل كند ، موكِّل و وكيل اول مى‏توانند آن وكيل را عزل كنند ، و اگر وكيل اول بميرد ، يا عزل شود ، وكالت دومى‏باطل مى‏شود .

مسأله 2233 ـ اگر چند نفر را براى انجام كارى وكيل كند ، و به آنها اجازه دهد هر كدام به تنهائى در آن كار اقدام كند ، هر يك از آنان مى‏تواند آن كار را انجام دهد ، و چنانچه يكى از آنان بميرد ، وكالت ديگران باطل نمى‏شود ، ولى اگر گفته باشد كه با هم انجام دهند ، يا به نحو اطلاق گفته باشد : شما دو نفر وكيل من هستيد ، نمى‏توانند به تنهائى اقدام نمايند ، و در صورتى كه يكى از آنان بميرد ، وكالت ديگران باطل مى‏شود .

مسأله 2234 ـ اگر وكيل يا موكِّل بميرد ، وكالت باطل مى‏شود ، و نيز اگر چيزى كه براى تصرف در آن وكيل شده است از بين برود ، مثلاً گوسفندى كه براى فروش آن وكيل شده بميرد ، وكالت باطل مى‏شود . و همچنين اگر يكى از آنها براى هميشه ديوانه يا بيهوش شود ، وكالت باطل مى‏شود ، ولى اگر گاهگاهى ديوانه ، يا بيهوش مى‏شود ، بطلان وكالت در زمان ديوانگى ، يا بيهوشى چه رسد به زمان بر طرف شدن آن ، محل اشكال است .

مسأله 2235 ـ اگر انسان كسى را براى كارى وكيل كند و چيزى براى او قرار بگذارد ، بعد از انجام آن كار ، چيزى را كه قرار گذاشته است ، بايد به او بدهد .

مسأله 2236 ـ اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در اختيار اوست كوتاهى نكند ، و غير از تصرفى كه به او اجازه داده‏اند ، تصرف ديگرى در آن ننمايد ، و اتفاقاً آن مال از بين برود ، ضامن نيست .

مسأله 2237 ـ اگر وكيل در نگهدارى مالى كه در اختيار اوست كوتاهى كند ، يا غير از تصرفى كه به او اجازه داده‏اند ، تصرف ديگرى در آن بنمايد و آن مال از بين برود ، ضامن است ، پس اگر لباسى را كه گفته‏اند بفروش ، بپوشد ، و آن لباس تلف شود ، بايد عوض آن را بدهد .

مسأله 2238 ـ اگر وكيل غير از تصرفى كه به او اجازه داده‏اند ، تصرف ديگرى در مال بكند ، مثلاً لباسى را كه گفته‏اند بفروش ، بپوشد ، و بعداً تصرفى كه به او اجازه داده‏اند بنمايد ، آن تصرف صحيح است .