توضيح المسـائل

أحكام حج

مسأله 1993 ـ حج : زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالى است كه دستور داده‏اند در آنجا بجا آورده شود . و در تمام عمر بر كسى كه اين شرايط را دارا باشد ، يك مرتبه واجب مى‏شود :

اول : آنكه بالغ باشد .

دوم : آنكه عاقل و آزاد باشد .

سوم : بواسطه رفتن به حج مجبور نشود كه كار حرامى را كه ترك آن از حج مهمتر است انجام دهد ، يا عمل واجبى را كه از حج مهمتر است ترك نمايد ، ولى اگر در اين حال به حج برود گر چه گناه كرده اما حجش صحيح است .

چهارم : آنكه مستطيع باشد ، و مستطيع بودن به چند چيزاست :

اول : آنكه توشه راه و همچنين مركب سوارى ـ در صورت احتياج به آن ـ يا مالى كه بتواند با آن مال آنها را تهيه كند ، داشته باشد .

دوم : سلامت مزاج و توانائى آن را داشته باشد كه بدون مشقت زياد بتواند مكه رود ، و حج را بجا آورد . و اين شرط در وجوب مباشرت حج معتبر است و كسى كه توانايى مالى دارد ولى قدرت بدنى مباشرت ندارد يا مباشرت براى او حرجى است و اميد بهبودى ندارد بايد نايب بگيرد .

سوم : در راه مانعى از رفتن نباشد ، و اگر راه بسته باشد يا انسان بترسد كه در راه جان يا عرض او از بين برود يا مال او را ببرند ، حج بر او واجب نيست . ولى اگر از راه ديگرى بتواند برود اگر چه دورتر باشد ، بايد از آن راه برود ، مگر آنكه آن راه آنقدر دورتر و غير معمولى باشد كه بگويند راه حج بسته است .

چهارم : تمكن از ساير جهات داشته باشد كه به قدر بجا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد .

پنجم : مخارج كسانى را كه خرجىِ آنان بر او واجب است مثل زن و بچه ، يا ترك انفاق بر آنان براى او حرجى است ، داشته باشد .

ششم : بعد از برگشتن ، كسب يا زراعت يا عايدى ملك يا راه ديگرى براى معاش خود داشته باشد ، يعنى اينطور نباشد كه بواسطه مخارج حج پس از برگشتن مجبور شود به زحمت زندگى كند .

مسأله 1994 ـ كسى كه بدون خانه ملكى در حرج واقع مى‏شود ، وقتى حج بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد .

مسأله 1995 ـ زنى كه مى‏تواند مكه برود ، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلاً فقير باشد و خرجىِ او را ندهد و ناچار شود كه به سختى زندگى كند ، حج بر او واجب نيست .

مسأله 1996 ـ اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى به او بگويد : حج برو و من خرج تو و عيال تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مى‏دهم ، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مى‏دهد ، حج بر او واجب مى‏شود .

مسأله 1997 ـ اگر مخارج رفت و برگشت و مصارف عيال كسى را در مدتى كه مكه مى‏رود و برمى‏گردد ، به او ببخشند براى اينكه حج كند ، حج بر او واجب مى‏شود ، اگر چه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد . ولى اگر طورى باشد كه روزهاى سفر حج روزهاى كسب و كارش باشد بطورى كه اگر حج رود نتواند قرض خود را در موقعش ادا نمايد ، يا آنكه نتواند مخارج زندگانيش را در بقيه سال تأمين نمايد ، حج بر او واجب نيست .

مسأله 1998 ـ اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيال كسى را در مدتى كه مكه مى‏رود و برمى‏گردد به او بدهند و بگويند : حج برو ، ولى ملك او نكنند ، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه از او پس نمى‏گيرند ، حج بر او واجب مى‏شود .

مسأله 1999 ـ اگر مقدارى مال كه براى حج كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه به كسى كه مال را داده خدمت بنمايد ، حج بر او واجب نمى‏شود .

مسأله 2000 ـ اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حج بر او واجب شود ، چنانچه حج نمايد هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند ، ديگر حج بر او واجب نيست .

مسأله 2001 ـ اگر براى تجارت مثلاً تا جدّه برود و مالى بدست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكه رود مستطيع باشد ، بايد حج كند ، و در صورتى كه حج نمايد اگر چه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكه رود ، ديگر حج بر او واجب نيست .

مسأله 2002 ـ اگر انسان اجير شود كه مباشرتاً از طرف كس ديگر حج كند ، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد ، بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد .

مسأله 2003 ـ اگر كسى كه مستطيع شده به مكه رود و در وقت معيّنى كه دستور داده اند به عرفات و مشعر الحرام نرسد ، چنانچه در سالهاى بعد مستطيع نباشد ، حج بر او واجب نيست ، مگر آنكه از سالهاى پيش مستطيع بوده و نرفته ، كه در اين صورت اگر چه به زحمت باشد بايد حج كند .

مسأله 2004 ـ اگر كسى كه مستطيع شده حج نكند ، و بعد بواسطه پيرى يا مرض و ناتوانى ، نتواند حج نمايد ، يا حرجى باشد و نااميد باشد از اينكه بعداً خودش حج كند ، بايد ديگرى را از طرف خود بفرستد ، ودر صورتى كه بعداً قدرت پيدا كرد ، خودش نيز حج نمايد و همچنين است اگر در سال اولى كه به قدر رفتن حج مال پيدا كرده ، بواسطه پيرى يا مرض يا ناتوانى نتواند حج كند ونااميد از توانائى خود باشد ، و در تمام اين صور احتياط مستحب آن است كه چنانچه منوب عنه مرد باشد ، نائب صروره باشد ، يعنى كسى باشد كه براى اولين بار به حج مى‏رود .

مسأله 2005 ـ كسى كه از طرف ديگرى براى حج اجير شده ، بايد طواف نساء را نيز از طرف او بجا آورد و اگر بجا نياورد ، زن بر آن اجير حرام مى‏شود .

مسأله 2006 ـ اگر طواف نساء را درست بجا نياورد يا فراموش كند ، چنانچه بعد از چند روز يادش بيايد و از بين راه برگردد و بجا آورد صحيح است . ولى چنانچه برگشتن برايش مشقت داشته باشد مى‏تواند نائب بگيرد .