توضيح المسـائل

مصرف زكات

مسأله 1888 ـ زكـات در هشت مورد صرف مى‏شود :

اول : فقير ، و او كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد ، ولى كسى كه صنعت يا ملك يا سرمايه‏اى دارد كه مى‏تواند مخارج سال خود را بگذارند فقير نيست .

دوم : مسكين ، و او كسى است كه از فقير سخت‏تر مى‏گذراند .

سوم : كسى كه از طرف امام عليه‏السلام يا نائب امام مأمور است كه زكات را جمع و نگهدارى نمايد ، و به حساب آن رسيدگى كند و آن را به امام يا نائب امام يا فقرا برساند .

چهارم : كفارى كه اگر زكات به آنان بدهند ، به دين اسلام مايل مى‏شوند يا در جنگ يا غير آن به مسلمانان كمك مى‏كنند . و همچنين مسلمانانى كه ايمان آنان به بعضى از آنچه پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آورده‏اند ضعيف است ، ولى چنانچه زكات به آنان داده شود موجب تقويت ايمانشان مى‏گردد ، يا مسلمانانى كه ايمان به ولايت امير مؤمنان عليه‏السلامندارند ، ولى اگر به آنان زكات داده شود به ولايت رغبت پيدا مى‏كنند و به آن ايمان مى‏آورند .

پنجم : خريدارى بنده‏ها و آزاد كردن آنان ، به تفصيلى كه در محل خود ذكر شده است .

ششم : بدهكارى كه نمى‏تواند قرض خود را بدهد .

هفتم : فى سبيل اللّه‏ ، يعنى كارهائى كه نفعش به عموم مسلمين مى‏رسد مثل ساختن مسجد ، و مدرسه‏اى كه علوم دينيّه در آن خوانده مى‏شود ، و تنظيف شهر و آسفالت راهها ، وتوسعه آنها و مانند اينها .

هشتم : ابن السبيل ، يعنى مسافرى كه در سفر درمانده شده .

اينها مواردى است كه زكات در آنها صرف مى‏شود ، ولى مالك نمى‏تواند زكات را بدون اذن امام عليه‏السلام يا نائبش ، در دو مورد سوم و چهارم مصرف نمايد ، و در مورد هفتم نيز بنابر ـ احتياط لازم ـ بايد از حاكم شرع اذن بگيرد ، و احكام اين موارد در مسائل آينده گفته خواهد شد .

مسأله 1889 ـ احتياط واجب آن است كه فقير ، يا مسكين بيشتر از مخارج سال خود و عيالش را از زكات نگيرد ، و اگر مقدارى پول يا جنس دارد ، فقط به اندازه كسرى مخارج يك سالش زكات بگيرد .

مسأله 1890 ـ كسى كه مخارج سالش را داشته ، اگر مقدارى از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقى مانده به اندازه مخارج يك سال او هست يا نه ، نمى‏تواند زكات بگيرد .

مسأله 1891 ـ صنعتگر يا مالك يا تاجرى كه در آمد او از مخارج سالش كمتر است ، مى‏تواند براى كسرى مخارجش زكات بگيرد ، و لازم نيست ابزار كار ، يا ملك ، يا سرمايه خود را به مصرف مخارج برساند .

مسأله 1892 ـ فقيرى كه خرج سال خود و عيالش را ندارد ، اگر خانه‏اى دارد كه ملك او است و در آن نشسته ، يا وسيله سوارى دارد ، چنانچه بدون اينها نتواند زندگى كند اگر چه براى حفظ آبرويش باشد ، مى‏تواند زكات بگيرد ، و همچنين است اثاث خانه ، و ظرف و لباس تابستانى و زمستانى و چيزهائى كه به آنها احتياج دارد ، و فقيرى كه اينها را ندارد ، اگر به اينها احتياج داشته باشد مى‏تواند از زكات خريدارى نمايد .

مسأله 1893 ـ فقيرى كه مى‏تواند كسب كند ومخارج خود وعيالش را تهيه نمايد و از روى تنبلى اقدام نمى‏كند جايز نيست زكات بگيرد ، وطلبه فقيرى كه كسب مانع ادامه تحصيل اوست در هيچ صورتى نمى‏تواند از سهم فقرا زكات بگيرد ، مگر اين كه تحصيل بر او واجب عينى باشد ، واز سهم سبيل اللّه‏ در صورتى كه تحصيل او منفعت عمومى داشته باشد با اجازه حاكم شرع ـ بنابر احتياط لازم ـ جايز است ، و فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست ـ بنابر احتياط واجب ـ نمى‏تواند با گرفتن زكات ، زندگى كند ، ولى تا وقتى مشغول ياد گرفتن است مى‏تواند زكات بگيرد .

مسأله 1894 ـ به كسى كه قبلاً فقير بوده ، و مى‏گويد فقيرم ، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند ، مى‏شود زكات داد ، ولى كسى كه معلوم نباشد قبلاً فقير بوده يا نه ، نمى‏توان ـ بنابر احتياط ـ تا وقتى كه اطمينان به فقرش حاصل نشود ، به او زكات داد .

مسأله 1895 ـ كسى كه مى‏گويد فقيرم و قبلاً فقير نبوده ، چنانچه از گفته او اطمينان پيدا نشود ، نمى‏شود به او زكات داد .

مسأله 1896 ـ كسى كه بايد زكات بدهد ، اگر از فقيرى طلبكار باشد ، مى‏تواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند .

مسأله 1897 ـ اگر فقير بميرد و مال او به اندازه قرضش نباشد ، انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند ، بلكه اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند ، يا به جهت ديگر انسان نتواند طلب خود را بگيرد ، نيز مى‏تواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند .

مسأله 1898 ـ چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مى‏دهد ، لازم نيست به او بگويد كه زكات است ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد مستحب است مال را به قصد زكات به او داده وزكات بودنش را اظهار ننمايد .

مسأله 1899 ـ اگر به خيال اينكه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مى‏داند فقير نيست زكات بدهد كافى نيست . پس چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد بايستى از او بگيرد و به مستحق بدهد ، و اگر از بين رفته باشد ، پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مى‏دانسته زكات است ، انسان مى‏تواند عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد ، واگر نمى‏دانسته زكات است ، نمى‏تواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش عوض زكات را به مستحق بدهد ، حتى اگر در شناخت فقير تحقيق كرده يا به حجت شرعى مستند بوده ، بنابر احتياط واجب .

مسأله 1900 ـ كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد ، مى‏تواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ، ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد .

مسأله 1901 ـ اگر به كسى كه بدهكار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد ، زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد مى‏تواند آنچه را كه به او داده ، بابت سهم فقرا حساب كند .

مسأله 1902 ـ كسى كه بدهكار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه فقير نباشد ، انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند .

مسأله 1903 ـ مسافرى كه خرجى او تمام شده يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن ، يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مى‏تواند زكات بگيرد ، ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فراهم كند ، فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مى‏تواند زكات بگيرد ـ و بنابر احتياط واجب ـ اگر بتواند با فروش يا اجاره مالى در وطن خود خرج راه را تهيه كند نبايد زكات بگيرد .

مسأله 1904 ـ مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته ، بعد از آنكه به وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، چنانچه نتواند آن را به دهنده زكات برساند ، بايد به حاكم شرع برساند و بگويد آن چيز زكات است .

شرايط كسانى كه مستحقّ زكاتند

مسأله 1905 ـ كسى كه ، مالك مى‏تواند زكات خود را به او بدهد ، بايد شيعه دوازده امامى باشد ، و اگر انسان كسى را شيعه بداند و به او زكات بدهد ، بعد معلوم شود شيعه نبوده ، بايد دوباره زكات بدهد ، حتى اگر تحقيق كرده باشد ، يا به حجت شرعى استناد كرده باشد بنابر احتياط واجب .

مسأله 1906 ـ اگر طفل يا ديوانه‏اى از شيعه فقير باشد ، انسان مى‏تواند به ولىّ او زكات بدهد به قصد اينكه آنچه مى‏دهد ملك طفل يا ديوانه باشد ، و مى‏تواند خودش يا بوسيله يك نفر امين زكات را به مصرف طفل ، يا ديوانه برساند ، و بايد موقعى كه زكات به مصرف آنان مى‏رسد نيّت زكات كند .

مسأله 1907 ـ به فقيرى كه گدائى مى‏كند اگر فقر او ثابت باشد ، مى‏شود زكات داد ، ولى به كسى كه زكات را در معصيت مصرف مى‏كند ، نبايد زكات داد ، بلكه احتياط واجب آن است به كسى كه دادن زكات موجب ترغيب او در معصيت مى‏شود هر چند خود آن را در معصيت صرف نمى‏نمايد ، زكات داده نشود .

مسأله 1908 ـ به كسى كه شرابخوار است ، يا نماز نمى‏خواند ، همچنين به كسى كه معصيت كبيره را آشكارا بجا مى‏آورد ، احتياط واجب آن است كه زكات ندهند .

مسأله 1909 ـ كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد ، مى‏شود قرضش را از زكات داد .

مسأله 1910 ـ انسان نمى‏تواند مخارج كسانى را كه مثل اولاد خرجشان بر او واجب است از زكات بدهد ، ولى اگر مخارج آنان را ندهد ، ديگران مى‏توانند به آنان زكات بدهند ، و اگر متمكن از پرداخت نفقه واجب افراد واجب النفقه‏اش نباشد و زكات بر او واجب باشد مى‏تواند از زكات نفقه آنها را بدهد .

مسأله 1911 ـ اگر انسان زكات را به پسرش بدهد كه خرج زن و نوكر و كلفت خود نمايد ، يا دين خود را ادا كند با داشتن ساير شرايط ، اشكال ندارد .

مسأله 1912 ـ پدر نمى‏تواند از سهم سبيل اللّه‏ كتابهاى علمى و دينى كه مورد احتياج پسرش است بخرد و در معرض استفاده او قرار دهد ، مگر آنكه مصلحت عامه اقتضاى اين كار را داشته باشد ، و از حاكم شرع ـ بنابر احتياط ـ اجازه بگيرد .

مسأله 1913 ـ پدر مى‏تواند از زكات براى پسر فقيرش زن بگيرد ، و همچنين است پسر نسبت به پدر .

مسأله 1914 ـ به زنى كه شوهرش مخارج او را مى‏دهد ، و زنى كه شوهرش خرجى او را نمى‏دهد ، ولى مى‏تواند ـ هر چند با مراجعه به حاكم جور ـ او را به دادن خرجى مجبور كند ، نمى‏شود زكات داد .

مسأله 1915 ـ زنى كه صيغه شده اگر فقير باشد ، شوهرش و ديگران مى‏توانند به او زكات بدهند ، ولى اگر بر شوهرش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج او را بدهد ، يا به جهت ديگرى دادن مخارجش بر او واجب باشد ، در صورتى كه مخارج آن زن را بدهد نمى‏شود به آن زن زكات داد .

مسأله 1916 ـ زن مى‏تواند به شوهر فقير خود زكات بدهد ، اگر چه شوهر زكات را صرف مخارج خود آن زن نمايد .

مسأله 1917 ـ سيد نمى‏تواند از غير سيد زكات بگيرد ، مگر در حال اضطرار ـ و بنابر احتياط واجب ـ بايد اضطرار به حدّى باشد كه نتواند از خمس و ساير وجوهات مخارج خود را تأمين كند ، و همچنين ـ بنابر احتياط واجب ـ در صورت امكان بايد در هر روز اكتفا كند به گرفتن مخارج ضرورى همان روز .

مسأله 1918 ـ به كسى كه معلوم نيست سيد است يا نه ، مى‏شود زكات داد ولى اگر خود ادعاى سيادت كند ومالك به او زكات بدهد ذمه‏اش برى نمى‏شود .

نيّت زكات

مسأله 1919 ـ انسان بايد زكات را به قصد قربت ـ يعنى براى تذلل در پيشگاه خداوند عالم ـ بدهد و اگر بدون قصد قربت بدهد كافى است گر چه گناه كرده است ، و در نيّت معيّن كند كه آنچه را مى‏دهد زكات مال است يا زكات فطره ، بلكه اگر مثلاً زكات گندم و جو بر او واجب باشد ، و بخواهد پولى را بعنوان قيمت زكات بدهد بايد معيّن كند كه زكات گندم است يا زكات جو .

مسأله 1920 ـ كسى كه زكات چند مال بر او واجب شده ، اگر مقدارى زكات بدهد ونيّت هيچ كدام آنها را نكند ، چنانچه چيزى را كه داده همجنس يكى از آنها باشد ، زكات همان جنس حساب مى‏شود ، مثلاً كسى كه زكات چهل گوسفند ، و زكات پانزده مثقال طلا بر او واجب است ، اگر مثلاً يك گوسفند از بابت زكات بدهد و نيّت هيچ كدام آنها را نكند ، زكات گوسفند حساب مى‏شود ، ولى اگر مقدارى پول نقره يا اسكناس بدهد كه همجنس هيچ كدام آنها نيست ، بعضى گفته‏اند : به همه آنها قسمت مى‏شود ، ولى اين خالى از اشكال نيست ، و احتمال دارد كه از هيج كدام حساب نشود و در ملك مالك باقى‏بماند .

مسأله 1921 ـ اگر كسى را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد ، موقعى كه زكات را به آن وكيل مى‏دهد بايد نيّت كند واحتياط مستحب اين است كه نيّت او تا زمان رسيدن زكات به فقير مستمر باشد .

مسائل متفرقه زكات

مسأله 1922 ـ موقعى كه گندم و جو را از گاه جدا مى‏كنند ، و موقع خشك شدن خرما و انگور ، انسان بايد زكات را به فقير بدهد ، يا از مال خود جدا كند . و زكات طلا ونقره و گاو و گوسفند ، و شتر را بعد از تمام شدن ماه يازدهم ، بايد به فقير بدهد ، يا از مال خود جدا نمايد .

مسأله 1923 ـ بعد از جداكردن زكات لازم نيست فوراً آن را به مستحق بدهد ، و اگر براى غرض عقلائى تأخير بياندازد ، اشكال ندارد .

مسأله 1924 ـ كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند ، اگر ندهد و بواسطه كوتاهى كردن او از بين برود ، بايد عوض آن را بدهد .

مسأله 1925 ـ كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند ، اگر زكات را ندهد وبدون آنكه در نگهدارى آن كوتاهى كند از بين برود ، چنانچه غرض صحيحى در تأخير زكات نداشته بايد عوض آن را بدهد ، بلكه اگر غرض صحيحى داشته مثلاً فقير معيّنى را در نظر داشته ، يا مى‏خواسته تدريجاً به فقرا برساند ، ـ بنابر احتياط واجب ـ ضامن است .

مسأله 1926 ـ اگر زكات را از خود مال كنار بگذارد ، مى‏تواند در بقيه آن تصرّف كند ، و نيز اگر از مال ديگرش كنار بگذارد ، مى‏تواند در تمام مال تصرّف نمايد .

مسأله 1927 ـ انسان نمى‏تواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چيز ديگرى به جاى آن بگذارد .

مسأله 1928 ـ اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى حاصل شود ، مثلاً گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بياورد ، در حكم زكات است .

مسأله 1929 ـ اگر موقعى كه زكات را كنار مى‏گذارد مستحقّى حاضر باشد ، بهتر است زكات را به او بدهد ، مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد .

مسأله 1930 ـ اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالى كه براى زكات كنار گذاشته تجارت كند وضرر نمايد ، نبايد چيزى از زكات كم كند ؛ ولى اگر منفعت كند ـ بنابر احتياط لازم ـ بايد آن را به مستحق بدهد .

مسأله 1931 ـ اگر پيش از آنكه زكات بر او واجب شود ، چيزى بابت زكات به فقير بدهد ، زكات حساب نمى‏شود ، و بعد از آنكه زكات بر او واجب شد ، اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد ، مى‏تواند چيزى را كه به او داده ، بابت زكات حساب كند .

مسأله 1932 ـ فقيرى كه مى‏داند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است ، پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مى‏شود ، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد ، مى‏تواند عوض چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند .

مسأله 1933 ـ فقيرى كه نمى‏داند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ، ضامن نيست ، و انسان نمى‏تواند عوض آن را بابت زكات حساب كند .

مسأله 1934 ـ مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقيرهاى آبرومند بدهد ، و در دادن زكات ، خويشان خود را بر ديگران و اهل علم و كمال را بر غير آنان ، و كسانى كه اهل سؤال نيستند بر اهل سؤال مقدّم بدارد ، ولى ممكن است دادن زكات به فقيرى از جهت ديگرى بهتر باشد .

مسأله 1935 ـ بهتر است زكات را آشكار ، و صدقه مستحبّى را مخفى بدهند .

مسأله 1936 ـ اگر در شهر كسى كه مى‏خواهد زكات بدهد مستحقّى نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معيّن شده برساند ، مى‏تواند آن را به جاى ديگرى منتقل سازد ، و در اين صورت اگر در نگهدارى آن كوتاهى نكند و تلف شود ضامن نيست ، و مى‏تواند از حاكم شرع وكالت بگيرد و آن را به وكالت از او قبض كند و به اجازه او منتقل سازد ، در اين صورت نيز ضامن تلف نيست ، واجرت نقل را مى‏تواند از زكات حساب كند .

مسأله 1937 ـ اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مى‏تواند زكات را به شهر ديگر ببرد ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد ، و اگر زكات تلف شود ضامن است ، مگر آنكه به امر حاكم شرع برده باشد .

مسأله 1938 ـ اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمائى را كه براى زكات مى‏دهد ، با خود اوست .

مسأله 1939 ـ مكروه است انسان از مستحق در خواست كند زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد ، ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد ، بعد از آنكه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدّم است .

مسأله 1940 ـ اگر شك كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه و مال زكات دار موجود باشد ، بايد زكات را بدهد ، هر چند شك او براى زكات سالهاى پيش بوده باشد ، واگر عين تلف شده ، زكاتى بر او نيست هر چند از سال حاضر باشد .

مسأله 1941 ـ فقير نمى‏تواند پيش از گرفتن زكات آن را به كمتر از مقدار آن صلح كند ، يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد . و همچنين مالك نمى‏تواند زكات را به مستحق داده و بر او شرط كند كه آن را به او برگرداند ، ولى اگر مستحق پس از گرفتن زكات راضى شود كه آن را به او برگرداند مانعى ندارد ، مثلاً كسى كه زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمى‏تواند زكات را بدهد و حال توبه كرده ، اگر فقير راضى شود زكات او را بگيرد و به او ببخشد ، اشكال ندارد .

مسأله 1942 ـ انسان نمى‏تواند از سهم سبيل اللّه‏ قرآن يا كتاب دينى ، يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد ، مگر آنكه مصلحت عامه اقتضاى اين كار را داشته و از حاكم شرع ـ بنابر احتياط لازم ـ اجازه بگيرد .

مسأله 1943 ـ انسان نمى‏تواند از زكات ملك بخرد ، و بر اولاد خود ، يا بر كسانى كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نمايد كه عايدى آن را به مصرف مخارج خود برسانند .

مسأله 1944 ـ انسان مى‏تواند براى رفتن به حج و زيارت و مانند اينها از سهم سبيل اللّه‏ زكات بگيرد ، اگر چه فقير نباشد ، يا اينكه به مقدار خرج سالش زكات گرفته باشد ، ولى اين در صورتى است كه رفتن او به حج يا زيارت و مانند اينها داراى منفعت عامه باشد ، ـ و بنابر احتياط ـ از حاكم شرع براى صرف زكات در آن اذن بگيرد .

مسأله 1945 ـ اگر مالك ، فقيرى را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد ، چنانچه آن فقير احتمال بدهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد ، نمى‏تواند چيزى از آن را براى خودش بردارد ، و اگر يقين داشته باشد كه قصد مالك اين نبوده مى‏تواند براى خودش هم بردارد .

مسأله 1946 ـ اگر فقير شتر و گاو و گوسفند ، و طلا و نقره را بابت زكات بگيرد ، چنانچه شرطهائى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود ، بايد زكات آنها را بدهد .

مسأله 1947 ـ اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنها زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند ، هر چند بداند شريكش زكات سهم خود را نداده و بعداً نيز نمى‏دهد ، تصرّف او در سهم خودش اشكال ندارد .

مسأله 1948 ـ كسى كه خمس يا زكات بدهكار است ، و كفاره و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد ، اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده از بين نرفته باشد ، بايد خمس و زكات را بدهد ، و اگر از بين رفته باشد ، دادن زكات و خمس و قرض ، بر دادن كفاره و نذر مقدم است .

مسأله 1949 ـ كسى كه خمس يا زكات بدهكار است ، و حجة الإسلام بر او واجب است و قرض هم دارد ، اگر بميرد و مال او براى همه آنها كافى نباشد ، چنانچه مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين نرفته باشد ، بايد خمس يا زكات را بدهند و بقيه مال او را صرف اداى قرضش نمايند ، و اگر مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين رفته باشد ، بايد مال او را صرف اداى قرضش بنمايند ، و در صورتى كه چيزى باقى باشد صرف حج كنند ، و اگر چيزى زياد آمد به خمس و زكات قسمت نمايند .

مسأله 1950 ـ كسى كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مى‏تواند براى معاش خود كسب كند ، چنانچه تحصيل آن علم واجب عينى باشد مى‏شود از سهم فقرا به او زكات داد ، و اگر تحصيل آن علم داراى مصلحت عامه باشد ، زكات دادن به او از سهم سبيل اللّه‏ و ـ بنابر احتياط ـ با اجازه حاكم شرع جايز است ، در غير اين دو صورت جايز نيست به او زكات بدهند .