توضيح المسـائل

راه ثابت شدن اول ماه

مسأله 1700 ـ اول ماه به چهار چيز ثابت مى‏شود :

اول : آنكه خود انسان ماه را ببيند .

دوم : عدّه‏اى كه از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا مى‏شود ، بگويند ماه را ديده‏ايم . و همچنين است هر چيزى كه بواسطه آن يقين پيدا شود ، يا اطمينان از يك منشأ عقلائى پيدا شود .

سوم : دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده‏ايم ، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند ، اول ماه ثابت نمى‏شود . و همچنين است اگر انسان يقين يا اطمينان به اشتباه آنها داشته باشد ، يا شهادت آنان مبتلا به معارض ـ يا در حكم معارض ـ باشد ، مثلاً اگر گروه زيادى از مردم شهر استهلال نمايند ولى بيش از دو نفر عادل كسى ديگر ادعاى رؤيت ماه را نكند ، يا آنكه گروهى استهلال كنند و دو نفر عادل از ميان آنان ادعاى رؤيت كنند ، و ديگران رؤيت نكنند ، حال آنكه دو نفر عادل ديگر در ميان آنها باشد كه در دانستن جاى هلال ، و در تيز بينى مانند آن دو عادل اول باشند و آسمان صاف باشد و مانع احتمالى از ديدن آن دو نباشد ، در اينچنين موارد اول ماه به شهادت دو عادل ثابت نمى‏شود .

چهارم : سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مى‏شود ، و سى روز از اول ماه رمضان بگذرد كه بواسطه آن ، اول ماه شوال ثابت مى‏شود .

مسأله 1701 ـ اول ماه به حكم حاكم شرع ثابت نمى‏شود ، مگر اين كه از حكم او ، يا ثابت شدن ماه نزد او ، اطمينان به ديده شدن ماه حاصل شود .

مسأله 1702 ـ اول ماه با پيشگوئى منجّمين ثابت نمى‏شود ، مگر اين كه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند .

مسأله 1703 ـ بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن ، دليل نمى‏شود كه شب پيش ، شب اول ماه بوده است . و همچنين اگر ماه طوق داشته باشد دليل نمى‏شود كه شب دوّم باشد .

مسأله 1704 ـ اگر ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگيرد ، چنانچه بعد ثابت شود كه شب پيش اول ماه بوده ، بايد روزه آن روز را قضا نمايد .

مسأله 1705 ـ اگر در شهرى اول ماه ثابت شود ، در شهرهاى ديگر كه در افق با او متّحد مى‏باشند اول ماه نيز ثابت مى‏شود ، و مقصود از اتّحاد افق در اينجا آن است كه اگر در شهر اول ماه ديده شود در شهر دوم اگر مانعى مانند ابر نباشد ، ديده مى‏شود ، و اين در موردى اطمينان آور است كه شهر دوم اگر غرب شهر اول است در خط عرض نزديك به آن باشد ، و اگر در شرق آن است به اضافه به نزديكى در خط عرضى ، تفاوت زيادى در خط طول نداشته باشند .

مسأله 1706 ـ روزى را كه انسان نمى‏داند آخر رمضان است يا اول شوال ، بايد روزه بگيرد ، ولى اگر در اثناء روز بفهمد كه اول شوال است ، بايد افطار كند .

مسأله 1707 ـ اگر زندانى نتواند به ماه رمضان يقين كند ، بايد به گمان عمل نمايد ، ولى اگر بتواند گمان قويتر پيدا كند ، نمى‏تواند به گمان ضعيف‏تر عمل نمايد ، و بايد سعى و كوشش تمام در تحصيل قويترين احتمال داشته باشد ، و اگر هيچ راهى نبود از قرعه به عنوان آخرين راه استفاده كند اگر موجب قوت احتمال شود ، و اگر عمل به گمان ممكن نباشد ، بايد يك ماهى را كه احتمال مى‏دهد ماه رمضان است روزه بگيرد ، ولى بايد آن ماه را در نظر داشته باشد ، پس چنانچه بعد بر او معلوم شود كه ماه رمضان پس از آن بوده ، چيزى بر اونيست ، ولى اگر معلوم شود كه قبل از ماه رمضان بوده بايد روزه‏هاى ماه رمضان را قضا نمايد .

روزه‏هاى حرام و مكروه

مسأله 1708 ـ روزه عيد فطر و قربان حرام است و نيز روزى را كه انسان نمى‏داند آخر شعبان است يا اول رمضان ، اگر به نيّت اول رمضان روزه بگيرد ، حرام مى‏باشد .

مسأله 1709 ـ اگر روزه مستحبى زن با حق استمتاع شوهر منافات داشته باشد حرام است ، و همچنين روزه‏اى كه واجب است ولى روز معينى ندارد مانند نذر غير معين ، و در اين صورت ـ بنابر احتياط واجب ـ روزه باطل است و از نذر كفايت نمى‏كند ، و همچنين است ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى يا واجب غير معين نهى نمايد ، اگر چه با حق او منافات نداشته باشد و احتياط مستحب آن است كه بدون اجازه او روزه مستحبى نگيرد .

مسأله 1710 ـ روزه مستحبى اولاد ، اگر اسباب اذيت ـ ناشى از شفقت ـ پدر و مادر شود حرام است .

مسأله 1711 ـ اگر فرزند بدون اجازه پدر يا مادر روزه مستحبى بگيرد ، و در بين روز پدر يا مادر او را نهى كند ، چنانچه مخالفت او موجب اذيتش كه ناشى از شفقت اوست باشد بايد افطار نمايد .

مسأله 1712 ـ كسى كه مى‏داند روزه براى او ضرر قابل توجهى ندارد ، اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد ، بايد روزه بگيرد ، و كسى كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر قابل توجهى دارد ، اگر چه دكتر بگويد ضرر ندارد ، واجب نيست روزه بگيرد .

مسأله 1713 ـ اگر انسان يقين يا اطمينان داشته باشد كه روزه برايش ضرر قابل توجهى دارد ، يا آن را احتمال بدهد ، و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود ، چنانچه احتمال او در نظر عقلا بجا باشد ، واجب نيست روزه بگيرد ، بلكه اگر آن ضرر موجب هلاكت يا نقص عضو شود روزه حرام است ، و در غير اين صورت اگر رجاءً روزه بگيرد و بعد معلوم شود ضرر قابل توجهى نداشته ، روزه‏اش صحيح است .

مسأله 1714 ـ كسى كه عقيده‏اش اين است كه روزه براى او ضرر ندارد ، اگر روزه بگيرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر قابل توجهى داشته ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد قضاى آن را بجا آورد .

مسأله 1715 ـ غير از روزه‏هائى كه گفته شد ، روزه‏هاى حرام ديگرى هم هست كه در كتابهاى مفصّل گفته شده است .

مسأله 1716 ـ روزه روز عاشورا و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان مكروه است .

روزه‏هاى مستحب

مسأله 1717 ـ روزه تمام روزهاى سال ، غير از روزهاى حرام و مكروه كه گفته شد ، مستحب است . و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است :

1 ـ پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه ، و چهارشنبه اولى كه بعد از روز دهم ماه است ، و اگر كسى آنها را بجا نياورد ، مستحب است قضا نمايد ، و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگيرد ، مستحب است براى هر روز يك مُد طعام يا 6/12 نخود نقره سكّه‏دار به فقير دهد .

2 ـ سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه .

3 ـ تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد .

4 ـ روز عيد نوروز .

5 ـ روز چهارم تا نهم شوال .

6 ـ روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذيقعده .

7 ـ روز اول تا روز نهم ذيحجّه (روز عرفه) ، و لى اگر بواسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند ، روزه آن روز مكروه است .

8 ـ روز عيد سعيد غدير (18 ذيحجّه) .

9 ـ روز مباهله (24 ذيحجّه) .

10 ـ روز اول و سوم و هفتم محرّم .

11 ـ روز ميلاد مسعود پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم (17 ربيع الأول) .

12 ـ روز پانزدهم جمادى الأولى .

13 ـ روز مبعث حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم (27 رجب) .

و اگر كسى روزه مستحبى بگيرد واجب نيست آن را به آخر برساند ، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند مستحب است دعوت او را قبول كند ، و در بين روز اگر چه بعد از ظهر باشد افطار نمايد .

مواردى كه مستحب است انسان از كارهائى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد

مسأله 1718 ـ براى پنج نفر مستحب است در ماه رمضان ـ اگر چه روزه نيستند ـ از كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايند :

اول : مسافرى كه در سفر كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد ، و پيش از ظهر به وطنش يا به جائى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند برسد .

دوم : مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش يا به جائى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند برسد .

سوم : مريضى كه بعد از ظهر خوب شود ، و همچنين است اگر پيش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد . و امّا چنانچه انجام نداده باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد روزه بگيرد .

چهارم : زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود .

پنجم : كافرى كه مسلمان شود و قبلاً كارى را كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد .

مسأله 1719 ـ مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند ، ولى اگر كسى منتظر اوست يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمى‏تواند با حضور قلب نماز بخواند ، بهتر است اول افطار كند ، ولى تا ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن بجا آورد .