توضيح المسـائل

مبطلات نماز

مسأله 1112 ـ دوازده چيز نماز را باطل مى‏كند ، و آنها را «مبطلات» مى‏گويند :

اول : آنكه در بين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود ، مثلاً در بين نماز بفهمد لباسش نجس است .

دوم : آنكه در بين نماز عمداً يا سهواً ، يا از روى ناچارى ، چيزى كه وضو يا غسل را باطل مى‏كند پيش آيد ، مثلاً بول از او بيرون آيد ، هرچند ـ بنابر احتياط واجب ـ پيش آمدن آن پس از تمام شدن سجده آخر نماز ، از روى سهو يا ناچارى باشد . ولى كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند ، اگر در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود ، چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شد رفتار نمايد ، نمازش باطل نمى‏شود . ونيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود ، در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد ، نمازش صحيح است .

مسأله 1113 ـ كسى كه بى اختيار خوابش برده ، اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن ، لازم نيست نمازش را دوباره بخواند ، بشرط آنكه بداند آنچه از نماز بجا آورده باندازه‏اى كه عرفاً آن را نماز بگويند بوده است .

مسأله 1114 ـ اگر بداند به اختيار خودش خوابيده ، و شك كند كه بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده ، نمازش با شرطى كه در مسأله پيش گفته شد ، صحيح است .

مسأله 1115 ـ اگر در حال سجده از خواب بيدار شود ، و شك كند كه در سجده آخر نماز است يا در سجده شكر ، چه بداند به اختيار خوابيده يا بى اختيار خوابش برده است ، حكم به صحت آن مى‏شود واعاده لازم نيست .

سوم : از مبطلات نماز آن است كه دستها را به قصد خضوع و ادب روى هم بگذارد ، ولى باطل شدن نماز به اين كار بنابر احتياط است هر چند در حرام بودنش اگر بقصد مشروعيت آورده شود ، شكى نيست .

مسأله 1116 ـ هرگاه از روى فراموشى يا ناچارى يا تقيّه ، يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن ، دستها را روى هم بگذارد ، اشكال ندارد .

چهارم : از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد ، «آمين» بگويد ، و باطل شدن نماز به گفتن «آمين» در غير مأموم بنابر احتياط است هر چند در حرام بودنش چنانچه بقصد مشروعيت آورده شود ، شكى نيست ، و در هر حال اگر «آمين» را اشتباهاً ، يا از روى تقيّه بگويد ، نمازش اشكال ندارد .

پنجم : از مبطلات نماز برگشتن از قبله بدون عذر است ، و اما اگر با عذر باشد مثل فراموشى ، يا به سبب امر قهرى ـ مانند باد شديدى كه او را از قبله برگرداند ـ چنانچه به طرف راست يا چپ نرسد ، نماز او صحيح است ، ولى لازم است كه بعد از برطرف شدن عذر فوراً به طرف قبله برگردد . و اما اگر به طرف راست و يا چپ برسد يا پشت به قبله شود ، اگر فراموش كرده باشد ، يا غافل باشد ، يا در تشخيص قبله اشتباه كرده باشد ، و وقتى متذكر يا متوجه شود كه اگر نماز را قطع كند مى‏تواند دوباره آن را رو به قبله بخواند ـ هر چند يك ركعت از آن در وقت واقع شود ـ بايد نماز را از سر بگيرد و گرنه به همان نماز اكتفا مى‏كند ، و قضا بر او لازم نيست . و همچنين است اگر برگشت او از قبله بواسطه امر قهرى باشد ، پس چنانچه بتواند كه بدون برگشتن از قبله نماز را دوباره در وقت بخواند ـ هر چند يك ركعت از آن در وقت واقع شود ـ بايد نماز را از سر بگيرد ، و گرنه بايد همان نماز را تمام كند و اعاده و قضا بر او لازم نيست .

مسأله 1117 ـ اگر صورت خود را فقط از قبله برگرداند ، ولى بدنش به طرف قبله باشد ، چنانچه بحدى گردن را كج كند كه بتواند مقدارى از پشت سرش را ببيند ، حكم او همان حكم برگشتن از قبله است كه قبلاً ذكر شده ، و اگر انحراف او به اين حد نباشد ولى عرفاً زياد باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد اعاده كند . و اما اگر مقدار كمى گردنش را كج كند ، نمازش باطل نمى‏شود ، هر چند اين كار مكروه است .

ششم : از مبطلات نماز آن است كه عمداً تكلّم كند ، هر چند به كلمه‏اى كه بيش از يك حرف نداشته باشد اگر آن حرف در معناى خودش باشد مثل «ق» كه در زبان عربى به معناى اين است كه «نگهدارى كن» ، يا به معناى ديگرى باشد مثل «ب» در جواب كسى كه از حرف دوم الفبا سؤال كند ، و چنانچه هيچ معنائى نباشد اگر مركب از دو حرف يا بيشتر باشد ، باز هم ـ بنابر احتياط ـ مبطل نماز است .

مسأله 1118 ـ اگر سهواً كلمه‏اى بگويد كه يك حرف يا بيشتر دارد ، اگر چه آن كلمه معنى داشته باشد ، نمازش باطل نمى‏شود . ولى ـ بنابر احتياط ، ـ لازم است بعد از نماز سجده سهو بجا آورد چنانكه خواهد آمد .

مسأله 1119 ـ سرفه كردن و آروغ زدن در نماز اشكال ندارد ، و احتياط لازم آن است كه در نماز اختياراً (آه) نكشد و ناله نكند . و اما گفتن (آخ) و (آه) و مانند اينها ، اگر عمدى باشد ، نماز را باطل مى‏كند .

مسأله 1120 ـ اگر كلمه‏اى را به قصد ذكر بگويد ، مثلاً به قصد ذكر بگويد «اللّه‏ اكبر» و در موقع گفتن آن ، صدا را بلند كند كه چيزى را به ديگرى بفهماند ، اشكال ندارد . وهمچنين اگر كلمه‏اى را به قصد ذكر بگويد هر چند بداند كه اين كار سبب مى‏شود كه كسى متوجه مطلبى شود ، اشكال ندارد . ولى اگر اصلاً قصد ذكر نكند ، يا قصد هر دو امر را بكند به نحوى كه لفظ را هر دو معنى به كار برده باشد ، نمازش باطل مى‏شود . واما اگر قصد ذكر كند و انگيزه‏اش در گفتن ذكر متوجه كردن غير باشد ، نمازش صحيح است .

مسأله 1121 ـ خواندن قرآن در نماز غير از چهار آيه‏اى كه سجده واجب دارد ، و دعا كردن در نماز اشكال ندارد . ولى احتياط مستحب آن است كه به غير عربى دعا نكند . (و حكم چهار آيه‏اى كه سجده واجب دارد در احكام قرائت مسأله (970) گفته شد) .

مسأله 1122 ـ اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمداً ، يا احتياطاً چند مرتبه بگويد ، اشكال ندارد .

مسأله 1123 ـ در حال نماز ، انسان نبايد به ديگرى سلام كند ، و اگر ديگرى به او سلام كند ، بايد جواب دهد ، ولى جواب بايد مثل سلام باشد ، يعنى نبايد بر اصل سلام اضافه داشته باشد ، مثلاً نبايد در جواب بگويد : «سلام عليكم و رحمة اللّه‏ و بركاته» ، بلكه ـ بنابر احتياط لازم ـ نبايد لفظ «عليكم» يا «عليك» بر لفظ سلام در جواب مقدم بدارد ، اگر آن كسى كه سلام كرده اينچنين نكرده باشد ، بلكه احتياط مستحب آن است كه جواب كاملاً همانطور كه او سلام كرده باشد ، مثلاً اگر گفته «سلام عليكم» در جواب بگويد : «سلام عليكم» ، و اگر گفته «السلام عليكم» بگويد : «السلام عليكم» ؛ و اگر گفته «سلام عليك» بگويد : «سلام عليك» . ولى در جواب «عليكم السلام» مى‏تواند «عليكم السلام» يا «السلام عليكم» يا «سلام عليكم» بگويد .

مسأله 1124 ـ انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فوراً بگويد ، و اگر عمداً يا از روى فراموشى جواب سلام را بقدرى طول دهد كه اگر جواب بگويد ، جواب آن سلام حساب نشود ، چنانچه در نماز باشد ، نبايد جواب بدهد ، و اگر در نماز نباشد ، جواب دادن واجب نيست .

مسأله 1125 ـ بايد جواب سلام را طورى بگويد كه سلام كننده بشنود ، ولى اگر سلام كننده كر باشد ، يا سلام داده و تند رد شود ، چنانچه ممكن باشد كه جواب سلام را با اشاره يا مانند آن به او بفهماند جواب دادن لازم است ، و در غير اين صورت جواب دادن در غير نماز لازم نيست ، و در نماز نيز جايز نيست .

مسأله 1126 ـ واجب است نمازگزار جواب سلام را به قصد تحيت بگويد ، و مانعى ندارد كه قصد دعا هم بكند ، يعنى از خداوند عالم براى كسى كه سلام كرده سلامتى بخواهد .

مسأله 1127 ـ اگر زن يا مرد نامحرم ، يا بچه مميّز ـ يعنى : بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد ـ به نمازگزار سلام كند ، نمازگزار بايد جواب او را بدهد ، و اگر زن به لفظ «سلام عليك» سلام كند مى‏تواند در جواب بگويد «سلام عليكِ» يعنى كاف را زير دهد .

مسأله 1128 ـ اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد ، اگر چه معصيت كرده ولى نمازش صحيح است .

مسأله 1129 ـ اگر كسى به نمازگزار غلط سلام كند ، ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد صحيح جواب بگويد .

مسأله 1130 ـ جواب سلام كسى كه از روى مسخره يا شوخى سلام مى‏كند ، و جواب سلام مرد و زن غير مسلمان در صورتى كه ذمّى نباشند ، واجب نيست ، و اگر ذمّى باشند ـ بنابر احتياط واجب ـ به كلمه «عليك» اكتفا شود .

مسأله 1131 ـ اگر كسى به عدّه‏اى سلام كند ، جواب سلام او بر همه آنان واجب است ، ولى اگر يكى از آنان جواب دهد كافى است .

مسأله 1132 ـ اگر كسى به عدّه‏اى سلام كند ، و كسى كه سلام كننده قصد سلام دادن به او را نداشته باشد جواب دهد ، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است .

مسأله 1133 ـ اگر به عدّه‏اى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز است شك كند كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه ، نبايد جواب بدهد ، و همچنين است ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر بداند قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد ، امّا اگر بداند قصد او را هم داشته و ديگرى جواب ندهد ، يا شك كند كه جوابش را داده‏اند يا نه ، بايد جواب او را بگويد .

مسأله 1134 ـ سلام كردن مستحب است . و در روايت است كه سواره به پياده ، و ايستاده به نشسته ، و كوچكتر به بزرگتر ، سلام كند .

مسأله 1135 ـ اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند ، ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد هر يك جواب سلام ديگرى را بدهد .

مسأله 1136 ـ در غير نماز ، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد ، مثلاً اگر كسى گفت «سلام عليكم» در جواب بگويد «سلام عليكم و رحمة اللّه‏» .

هفتم : از مبطلات نماز ، خنده با صدا و عمدى است ، هر چند بدون اختيار باشد اگر مقدماتش اختيارى باشد ، بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ هر چند هم مقدماتش اختيارى نباشد در صورتى كه وقت براى اعاده باشد بايد آن را اعاده كند ، ولى اگر عمداً بى صدا ، يا سهواً با صدا بخندد ، نمازش اشكال ندارد .

مسأله 1137 ـ اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند ، مثلاً رنگش سرخ شود ، ـ احتياط واجب ـ آن است كه نمازش را دوباره بخواند .

هشتم : از مبطلات نماز ـ بنابر احتياط واجب ـ آن است كه براى كار دنيا عمداً با صدا يا بى صدا گريه كند ، ولى اگر از ترس خدا يا از روى شوق به سوى او يا براى آخرت گريه كند ، آهسته باشد يا بلند ، اشكال ندارد بلكه از بهترين اعمال است . بلكه اگر براى خواستن حاجت دنيوى از خدا از روى تذلل در پيشگاه او گريه كند ، اشكال ندارد .

نهم : از مبطلات نماز ، كارى است كه صورت نماز را بهم بزند ، مثل به هوا پريدن و مانند آن ، عمداً باشد يا از روى فراموشى ؛ ولى كارى كه صورت نماز را بهم نزند ، مثل اشاره كردن با دست اشكال ندارد .

مسأله 1138 ـ اگر در بين نماز بقدرى ساكت بماند كه نگويند نماز مى‏خواند ، نمازش باطل مى‏شود .

مسأله 1139 ـ اگر در بين نماز كارى انجام دهد ، يا مدّتى ساكت شود و شك كند كه نماز بهم خورده يا نه ، بايد نماز را اعاده نمايد ، ولى بهتر اين است كه آن را تمام كرده وسپس اعاده نمايد .

دهم : از مبطلات نماز ، خوردن و آشاميدن است ، كه اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى‏خواند ـ عمداً باشد يا از روى فراموشى ـ نمازش باطل مى‏شود . ولى كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد ، اگر پيش از اذان صبح ، نماز مستحبّى بخواند و تشنه باشد ، چنانچه بترسد كه اگر نماز را تمام كند صبح شود ، در صورتى كه آب روبروى او در دو سه قدمى باشد مى‏تواند در بين نماز آب بياشامد ، امّا بايد كارى كه نماز را باطل مى‏كند ، مثل رو گرداندن از قبله انجام ندهد .

مسأله 1140 ـ اگر خوردن يا آشاميدن عمدى صورت نماز را گر چه بهم نزند ـ بنابر احتياط واجب ـ نماز را دوباره بخواند ، خواه موالات نماز بهم بخورد ـ يعنى : طورى شود كه نگويند نماز را پشت سر هم مى‏خواند ـ يا نه .

مسأله 1141 ـ اگر در بين نماز ، غذائى را كه در دهان يا لاى دندانها مانده فرو ببرد ، نمازش باطل نمى‏شود ، و نيز اگر كمى قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود ، اشكال ندارد.

يازدهم : از مبطلات نماز شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى ، يا سه ركعتى ، يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است ، در صورتى كه نمازگزار در حال شك باقى باشد .

دوازدهم : از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم كند ، يا چيزى را كه ركن نيست عمداً كم كند ، يا چيزى از اجزاء نماز را عمداً زياد كند ، و همچنين اگر ركنى را مثل ركوع ، يا دو سجده از يك ركعت سهواً زياد كند ، نمازش ـ بنابر احتياط واجب ـ باطل مى‏شود . و امّا زياد كردن تكبيرة الاحرام سهواً ، مبطل نماز نيست.

مسأله 1142 ـ اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده يا نه ، نمازش صحيح است .

چيزهائى كه در نماز مكروه است

مسأله 1143 ـ مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست يا چپ بگرداند بطورى كه نتواند مقدارى از پشت سرش را ببيند ، و اگر بتواند ببيند ، نمازش باطل است چنانكه گذشت . و نيز مكروه است در نماز چشمها را بر هم بگذارد ، يا به طرف راست و چپ بگرداند ، و با ريش و دست خود بازى كند ، و انگشتها را داخل هم نمايد ، و آب دهن بيندازد ، و به خط قرآن يا كتاب يا خط انگشترى نگاه كند . و نيز مكروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر ، براى شنيدن حرف كسى ساكت شود ، بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد ، مكروه مى‏باشد .

مسأله 1144 ـ موقعى كه انسان خوابش مى‏آيد ، و نيز موقع خوددارى كردن از بول وغائط ، مكروه است نماز بخواند ، و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا رافشار دهد در نماز مكروه مى‏باشد . و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصّل گفته شده است .

مواردى كه مى‏شود نماز واجب را شكست

مسأله 1145 ـ شكستن نماز واجب از روى اختيار ـ بنابر احتياط واجب ـ جايز نيست . ولى براى حفظ مال ، و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد ، بلكه براى هر غرضى دينى يا دنيوى كه مورد اهتمام نمازگزار است ، مانعى ندارد .

مسأله 1146 ـ اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است ، يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى‏باشد ، بدون شكستن نماز ممكن نباشد ، بايد نماز را بشكند .

مسأله 1147 ـ اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از او مطالبه كند ، چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد ، بايد در همان حال بپردازد ، و اگر بدون شكستن نماز ، دادن طلب او ممكن نيست ، بايد نماز را بشكند و طلب او را بدهد ، وبعد نماز را بخواند .

مسأله 1148 ـ اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است ، چنانچه وقت تنگ باشد بايد نماز را تمام كند ، و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را بهم نمى‏زند ، بايد در بين نماز تطهير كند ، بعد بقيه نماز را بخواند . و اگر نماز را بهم مى‏زند ، در صورتى كه بعد از نماز تطهير مسجد ممكن باشد ، شكستن نماز براى تطهير جايز است ، و اگر بعد از نماز تطهير مسجد ممكن نباشد ، بايد نماز را بشكند و مسجد را تطهير نمايد ، و بعد نماز را بخواند .

مسأله 1149 ـ كسى كه بايد نماز را بشكند ، اگر نماز را تمام كند ، اگر چه معصيت كرده ولى نمازش صحيح است ، اگرچه احتياط مستحب آن است كه دوباره بخواند.

مسأله 1150 ـ اگر پيش از قرائت يا پيش از آنكه به اندازه ركوع خم شود ، يادش بيايد كه اذان و اقامه ، يا تنها اقامه را فراموش كرده ، چنانچه وقت نماز وسعت دارد ، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند ، بلكه اگر پيش از تمام شدن نماز يادش بيايد كه آنها را فراموش كرده ، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند .