توضيح المسـائل

احكام نماز

نماز بهترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود ، عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود ، و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود . و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند ، چرك در بدنش نمى‏ماند ، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند . و سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند ، و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند ، پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود : كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است . روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند ، مردى وارد و مشغول نماز شد ، و ركوع و سجودش را خوب بجا نياورد ، حضرت فرمودند : اگر اين مرد در حالى كه نمازش اينطور است از دنيا برود ، به دين من از دنيا نرفته است .

پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتاب زدگى نماز نخواند ، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد ، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد ، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند ، و اگر انسان در موقع نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند ، از خود بى خبر مى‏شود ، چنانكه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين على عليه‏السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند . و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى راكه مانع قبول شدن نماز است ، مانند حسد ، كبر ، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن مسكرات ، ندادن خمس و زكات ، و بلكه هر معصيتى را ترك كند . و همچنين سزاوار است كارهائى را كه ثواب نماز را كم مى‏كند بجا نياورد ، مثلاً در حال خواب آلودگى ، و خوددارى از بول به نماز نايستد ، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند ، و كارهائى را كه ثواب نماز را زياد مى‏كند بجا آورد ، مثلاً انگشتر عقيق به دست كند ، و لباس پاكيزه بپوشد ، و شانه و مسواك كند ، و خود را خوشبو نمايد .

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است :

اول : نمازهاى روزانه .

دوم : نماز آيات .

سوم : نماز ميّت .

چهارم : نماز طواف واجب خانه كعبه .

پنجم : نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر ـ بنابر احتياط واجب ـ است .

ششم : نمازى كه بواسطه اجاره و نذر و قسَم و عهد واجب مى‏شود ، و نماز جمعه از نمازهاى روزانه است .

نمازهاى واجب روزانه

نمازهاى واجب روزانه پنج است : ظهر و عصر ، هر كدام چهار ركعت . مغرب ، سه ركعت . عشا ، چهار ركعت . صبح ، دو ركعت .

مسأله 716 ـ در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مى‏شود دو ركعت خواند .

وقت نماز ظهر و عصر :

مسأله 717 ـ وقت نماز ظهر و عصر بعد از زوال (ظهر شرعى) (4) تا غروب آفتاب است ، ولى چنانچه نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخوانند باطل است ، مگر اينكه از آخر وقت بيش از آوردن يك نماز مجال نباشد ، كه در اين فرض اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخوانده ، نماز ظهر او قضا است و بايد نماز عصر را بخواند ، و اگر كسى پيش از اين وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند ، نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بخواند ، و احتياط مستحب آن است كه چهار ركعت دوم را به قصد ما فى الذمّه بجا آورد .

مسأله 718 ـ اگر پيش از خواندن نماز ظهر ، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه است ، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند ، يعنى نيّت كند كه آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى‏خوانم همه نماز ظهر باشد ، و بعد از آنكه نماز را تمام كرد نماز عصر را بخواند .


4. ظهر شرعى عبارت از گذشتن نصف روز است ، مثلاً اگر روز دوازده ساعت باشد پس از گذشتن شش ساعت از طلوع آفتاب ، ظهر شرعى است . و اگر روز سيزده ساعت باشد ، پس از گذشتن شش ساعت و نيم از طلوع آفتاب ، ظهر شرعى است . و ظهر شرعى كه عبارت از گذشتن نصف از طلوع آفتاب تا غروب آن است ، در بعضى از مواقع سال ، به افق تهران چند دقيقه پيش از ساعت دوازده به ساعت ظهر كوك و گاهى چند دقيقه بعد از ساعت دوازده است .

نماز جمعه و احكام آن

مسأله 719 ـ نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است ، با اين تفاوت كه در نماز جمعه دو خطبه قبل از نماز لازم است . و نماز جمعه واجب تخييرى است ، به اين معنى كه مكلف در روز جمعه مخيّر است كه نماز جمعه را بخواند ـ در صورتى كه شرائطش موجود باشد ـ يا نماز ظهر بجا آورد ، و اگر نماز جمعه را بجا آورد ، كفايت از ظهر مى‏كند .

و واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد :

اول : داخل شدن وقت ، و آن عبارت از زوال آفتاب ، يعنى ظهر است ، و وقتش اول عرفى زوال است ، پس هر گاه از اين وقت نماز جمعه را تأخير انداخت ، وقتش تمام شده و نماز ظهر را بايد بجا آورد .

دوم : شماره افراد ، و آن پنج نفر است با امام ، و هر گاه پنج نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نمى‏شود .

سوم : بودن امام جامع شرائط امامت ، از عدالت و غير آن از چيزهائى كه در امام جماعت معتبر است ، همچنان كه در بحث نماز جماعت خواهد آمد ، و بدون او نماز جمعه واجب نمى‏شود .

و صحيح بودن نماز جمعه چند شرط دارد :

اول : جماعت بودن ، پس فرادى صحيح نيست ، و هر گاه مأموم قبل از ركوع ركعت دوم نماز جمعه به امام برسد اقتدا مى‏كند و يك ركعت ديگر را فرادى مى‏خواند و نماز جمعه‏اش صحيح است . و اگر در ركوع ركعت دوم امام را درك كند ـ بنابر احتياط واجب ـ نمى‏تواند به اين نماز جمعه اكتفا كند و بايد نماز ظهر را بجا آورد .

دوم : خواندن امام دو خطبه پيش از نماز ، كه در خطبه اول حمد و ثناى الهى را گفته و توصيه به تقوى و پرهيزكارى شود و يك سوره كوتاه از قرآن بخواند ، و در خطبه دوم باز هم حمد و ثناى الهى را بجا آورده و بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين صلوات فرستاده و احتياط مستحب آن است كه براى مؤمنين و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) كند . و لازم است خطبه پيش از نماز باشد ، پس اگر نماز را پيش از دو خطبه شروع كرد صحيح نخواهد بود ، و خواندن خطبه پيش از ظهر اشكال دارد . و لازم است كسى كه خطبه را مى‏خواند هنگام خطبه ايستاده باشد ، پس هر گاه خطبه را نشسته بخواند صحيح نخواهد بود . و نيز لازم است بين دو خطبه قدرى بنشيند ، و لازم است نشستن مختصر و خفيف باشد . و لازم است امام جماعت خودش خطبه را بخواند ، و حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين ـ بنابر احتياط ـ بايد به عربى باشد ، و در ما زاد بر آن عربيت معتبر نيست ، بلكه اگر بيشتر حاضرين زبان عربى راندانند احتياط لازم آن است كه توصيه به تقوى به زبان حاضرين باشد .

سوم : آنكه مسافت بين دو نماز جمعه كمتر از يك فرسخ نباشد ، بنابر اين اگر نماز جمعه ديگرى در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شود چنانچه با هم شروع شوند هر دو باطل مى‏شوند ، و اگر يكى زودتر از ديگرى شروع شود هر چند به تكبيرة الاحرام باشد صحيح ، و دومى باطل خواهد بود . ولى هر گاه پس از برگزارى نماز جمعه معلوم شود كه نماز جمعه ديگرى همزمان يا مقدم بر آن در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شده بوده ، بجا آوردن نماز ظهر واجب نخواهد بود . و برپا نمودن نماز جمعه در صورتى مانع از نماز جمعه ديگر در مسافت مزبور مى‏شود كه خود صحيح و جامع الشرائط باشد و در غير اين صورت مانع نخواهد بود .

مسأله 720 ـ هر گاه نماز جمعه‏اى كه داراى شرائط است برپا شود اگر برپا كننده‏اش امام عليه‏السلام يا نماينده خاص او باشد ، حضورش واجب است ، و در غير اين صورت واجب نيست . و در صورت اول نيز بر چند گروه واجب نيست :

اول : زنان .

دوم : بردگان .

سوم : مسافران ، هر چند مسافرى كه وظيفه‏اش تمام باشد ، مثل مسافرى كه قصد اقامت نموده باشد .

چهارم : بيماران ، نابينايان ، و افراد پير .

پنجم : افرادى كه فاصله آنان تا محل نماز جمعه بيش از دو فرسخ شرعى باشد .

ششم : افرادى كه حضور آنان در نماز جمعه به علت باران يا سرماى شديد و مانند آن سخت و دشوار باشد .

مسأله 721 ـ كسى كه حضور نماز جمعه بر او واجب است اگر بجاى آن نماز ظهر بخواند ، نمازش صحيح است .

احكامى چند درباره نماز جمعه

1 ـ بنابر آن چه گذشت كه نماز جمعه در زمان غيبت واجب تعيينى نيست ، جائز است در اول وقت مبادرت به نماز ظهر شود .

2 ـ حرف زدن هنگامى كه امام مشغول خطبه خواندن است مكروه است ، مگر آنكه مانع از گوش دادن به خطبه باشد كه در اين صورت ـ بنابر احتياط ـ جائز نيست .

3 ـ گوش دادن به دو خطبه ـ بنابر احتياط ـ واجب است ، ولى كسانى كه معناى خطبه را نمى‏فهمند گوش دادن بر آنها واجب نيست .

4 ـ حضور در وقت خطبه امام ، واجب نيست .

وقت نماز مغرب و عشا :

مسأله 722 ـ اگر انسان شك در غروب آفتاب داشته باشد و احتمال بدهد پشت كوهها يا ساختمانها يا درختان مخفى شده باشد ، بايد قبل از اينكه سرخى طرف مشرق ـ كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‏شود ـ از بالاى سر انسان بگذرد ، نماز مغرب را بجا نياورد . و اگر شك هم نداشته باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد تا وقت مذكور صبر كند .

مسأله 723 ـ وقت نماز مغرب و عشا براى شخص مختار تا نيمه شب امتداد دارد ، و أما براى شخص مضطر ـ كه يا از روى فراموشى يا به سبب خواب يا حيض و مانند اينها نماز را پيش از نيمه شب نخوانده ـ وقت نماز مغرب و عشا تا طلوع فجر ادامه دارد . ولى در هر صورت در حال التفات ، ترتيب بين آن دو معتبر است ، يعنى نماز عشا در صورتى كه با التفات ، قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است ، مگر اينكه از وقت بيش از مقدار اداء نماز عشا نمانده باشد كه در اين صورت لازم است نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند .

مسأله 724 ـ اگر كسى اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحيح است ، و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد .

مسأله 725 ـ اگر پيش از خواندن نماز مغرب ، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده ، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته است بايد نيّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند ، و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته است مى‏تواند نماز عشا را تمام كرده و بعد نماز مغرب را بجا آورد.

مسأله 726 ـ آخر وقت نماز عشا براى شخص مختار ـ همچنان كه گذشت ـ نصف شب است . و شب از اول غروب است تا طلوع فجر .

مسأله 727 ـ اگر از روى اختيار نماز مغرب يا عشا را تا نصف شب نخواند ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيّت اداء و قضاء كند آن نماز را بجا آورد.

وقت نماز صبح :

مسأله 728 ـ نزديك اذان صبح از طرف مشرق ، سفيده‏اى رو به بالا حركت مى‏كند كه آن را فجر اول گويند . موقعى كه آن سفيده پهن شد فجر دوم ، و اول وقت نماز صبح است . و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى‏آيد .

احكام وقت نماز

مسأله 729 ـ موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود كه يقين كند وقت داخل شده است ، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند ، بلكه به اذان و به خبر شخصى كه مكلف بداند شديداً مراعات دخول وقت را مى‏كند چنانچه موجب اطمينان شود نيز مى‏توان اكتفا نمود .

مسأله 730 ـ اگر بواسطه مانع شخصى مانند نابينايى يا در زندان بودن نتواند در اول وقتِ نماز به داخل شدنِ وقت يقين كند ، بايد نماز را به تأخير بيندازد تا يقين يا اطمينان كند كه وقت داخل شده است . و همچنين است ـ بنابر احتياط لازم ـ اگر مانع از يقين به داخل شدن وقت از موانع عمومى از قبيل ابر و غبار و مانند اينها باشد.

مسأله 731 ـ اگر به يكى از راههاى گذشته براى انسان ثابت شود كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده ، نماز او باطل است . و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده . ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده ، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده بود ، نماز او صحيح است .

مسأله 732 ـ اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت ، مشغول نماز شود چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده ، نماز او صحيح است . و اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده ، يا نفهمد كه در وقت خوانده يا پيش از وقت ، نمازش باطل است . بلكه اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است ، بايد دوباره آن نماز را بخواند .

مسأله 733 ـ اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود ، و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه ، نماز او باطل است . ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت داخل شده و شك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه ، نمازش صحيح است .

مسأله 734 ـ اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه بواسطه بجا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز ، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود ، بايد آن مستحب را بجا نياورد ، مثلاً اگر بواسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود ، بايد قنوت را نخواند . و اگر خواند در صورتى نمازش صحيح است كه حد اقل يك ركعت از آن در وقت واقع شده باشد .

مسأله 735 ـ كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد ، بايد نماز را به نيّت اداء بخواند ، ولى نبايد عمداً نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد .

مسأله 736 ـ كسى كه مسافر نيست ، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد ، بايد نماز ظهر و عصر رابه ترتيب بخواند ، و اگر كمتر وقت دارد بايد اول نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند . و همچنين اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت وقت دارد ، بايد نماز مغرب و عشا را به ترتيب بخواند ، و اگر كمتر وقت دارد بايد اول عشا را بخواند و بعداً مغرب را بجا آورد ، بدون آنكه نيّت اداء و قضا كند .

مسأله 737 ـ كسى كه مسافر است ، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد ، بايد نماز ظهر و عصر را به ترتيب بخواند ، و اگر كمتر وقت دارد ، بايد اول عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند ، و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد ، بايد نماز مغرب و عشا را به ترتيب بخواند ، و اگر به مقدار سه ركعت نماز وقت دارد بايد اول نماز عشا را بخواند و بعد مغرب را بجا آورد ، تا يك ركعت از نماز مغرب را در وقت انجام داده باشد ، و اگر كمتر از سه ركعت نماز وقت دارد بايد اول عشا را بخواند و بعداً مغرب را بدون اينكه نيّت اداء و قضا كند بجا آورد ، و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود كه از وقت به مقدار يك ركعت يا بيشتر به نصف شب مانده است ، بايد فوراً نماز مغرب را به نيّت اداء بجا آورد .

مسأله 738 ـ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند ، و راجع به آن خيلى سفارش شده است ، و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است ، مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد ، مثلاً كمى صبر كند كه نماز را با جماعت بخواند . به شرط آن كه وقت فضيلت نگذرد .

مسأله 739 ـ هر گاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند ، ناچار است با تيمم نماز بخواند ، چنانچه مأيوس از بر طرف شدن آن باشد يا احتمال دهد با تاخير از تيمم هم عاجز شود مى‏تواند در اول وقت تيمم كند و نماز بخواند ، ولى اگر مأيوس نباشد بايد صبر كند تا عذرش بر طرف شود يا مأيوس شود ، و چنانچه عذر او بر طرف نشد ، در آخر وقت نماز بخواند ، و لازم نيست بقدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد ، بلكه براى مستحبّات نماز نيز ـ مانند اذان و اقامه و قنوت ـ اگر وقت دارد مى‏تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبّات بجا آورد . و در عذرهاى ديگر غير از موارد تيمم اگر چه مأيوس نباشد كه عذر او بر طرف شود جايز است اول وقت نماز بخواند ، ولى چنانچه در اثناء وقت عذرش بر طرف گردد در بعضى موارد لازم است اعاده نمايد .

مسأله 740 ـ كسى كه مسائل نماز را نمى‏داند و نمى‏تواند بدون ياد گرفتن آن را به طور صحيح انجام دهد ، يا شكّيّات و سهويّات را نمى‏داند و احتمال مى‏دهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد و بواسطه ياد نگرفتن واجبى را ترك كند ، يا حرامى را مرتكب شود ، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد ، ولى اگر به اميد آنكه بر وجه صحيح نماز را انجام دهد در اول وقت مشغول نماز شود ، پس اگر در نماز مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند پيش نيايد ، نماز او صحيح است ، و اگر مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند پيش آيد ، جايز است به يكى از دو طرفى كه احتمال مى‏دهد به اميد آن كه وظيفه او باشد ، عمل نمايد و نماز را تمام كند ، ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند ، و اگر صحيح بوده اعاده لازم نيست .

مسأله 741 ـ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى‏كند ، در صورتى كه ممكن است ، بايد اول قرض خود را بدهد بعد نماز بخواند ، وهمچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد فوراً آن را بجا آورد پيش آمد كند ، مثلاً ببيند مسجد نجس است ، بايد اول مسجد را تطهير كند بعد نماز بخواند ، و چنانچه در هر دو صورت ، اول نماز بخواند معصيت كرده ، ولى نماز او صحيح است .

نمازهائى كه بايد به ترتيب خوانده شود

مسأله 742 ـ انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر ، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند ، و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر ، و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند ، باطل است .

مسأله 743 ـ اگر به نيّت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است ، نمى‏تواند نيّت را به نماز عصر بر گرداند ، بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند ، و همينطور است در نماز مغرب و عشا .

مسأله 744 ـ اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيّت را به نماز ظهر برگرداند ، چنانچه يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده مى‏تواند نيّت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام كند ، در صورتى كه بعضى از اجزاء نماز را به نيّت ظهر نياورده باشد ، يا آنكه اگر آورده است به نيّت عصر تدارك كند ، ولى اگر آن جزء ركعت باشد نماز او در هر صورت باطل است ، و همچنين اگر ركوع يا دو سجده از يك ركعت باشد نمازش ـ بنابر احتياط لازم ـ باطل است .

مسأله 745 ـ اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه ، بايد نماز را به نيّت عصر تمام كند و بعداً نماز ظهر را بجا آورد ، ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز آفتاب غروب مى‏كند و براى يك ركعت نماز هم وقت باقى نمانده ، لازم نيست كه نماز ظهر را قضا كند .

مسأله 746 ـ اگر در نماز عشا شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه ، بايد به نيّت عشا نماز را تمام كند و بعد نماز مغرب را بجا آورد ، ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز ، وقت تمام مى‏شود و به مقدار يك ركعت نماز هم وقت باقى نمانده ، لازم نيست كه نماز مغرب را قضا كند .

مسأله 747 ـ اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه ، بايد نماز را تمام كند ، و بعداً چنانچه وقت براى نماز مغرب باقى باشد ، نماز مغرب را نيز بخواند .

مسأله 748 ـ اگر انسان نمازى را كه خوانده ا حتياطاً دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است ، نمى‏تواند نيّت را به آن نماز برگرداند ، مثلاً موقعى كه نماز عصر را احتياطاً مى‏خواند ، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است ، نمى‏تواند نيّت را به نماز ظهر برگرداند .

مسأله 749 ـ بر گرداندن نيّت از نماز قضا به نماز اداء ، و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست .

مسأله 750 ـ اگر وقت نماز اداء وسعت داشته باشد ، انسان مى‏تواند در بين نماز ـ چنانچه يادش بيايد كه نماز قضا بر ذمّه دارد ـ نيّت را به نماز قضا برگرداند ، ولى بايد برگرداندن نيّت به نماز قضا ممكن باشد ، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است در صورتى مى‏تواند نيّت را به قضاى صبح بر گرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد .